English French German Italian Portuguese Russian Spanish
نقشبندیه | Naghashbandieh
نوشته شده توسط نورالدین چهاردهی نقل از : کتاب سیری در تصوف در شرح حال مشایخ و اقطاب تألیف نورالدین مدرسی چهاردهی چاپ سوم – تهران - انتشارات اشراقی – 1389 شمسی   
شنبه ، 25 مرداد 1393 ، 00:32

مقاله شماره 62

خواجه بهاءالدین محمد بنیان گذار سلسله نقشبندیه بود این سلسله در كردستان و در تربت جام و گنبد و قسمت طوالش گیلان پیروان بسیار دارد و در ایران پیروان شیخ عثمان و فخر نخل احمدى موجود مى‏باشند و بعضى از مشایخ سلسله قادریه نیز اجازه ارشاد از سلسله نقشبندیه دارند.

نورالدین عبدالرحمان جامى نویسنده كتاب نفحات‏الانس كه شرح حال مشایخ سلسله نقشبندیه را برشته تحریر درآورده است درباره این سلسله گوید :

قدر گل و مل باده پرستان دانند

نى خود منشان و تنگ دستان دانند

از نقش توان به سوى بى نقش شدن

كین نقش غریب نقشبندان دانند

این سلسله در هند بیش از دیگر سلاسل تصوف اسلامى تحت تاثیر عرفان علمى هند (فلسفه سانكهیه) و فلسفه یوگى قرار گرفت و بعضى از نشست‏هاى 84 گانه را از جمله مربع نشستن و حبس نفس را بكار مى‏گیرند.

ذكر خفى در بدایت ذكر نفى و اثبات كه جمله (لااله الاالله) است كه نفس را حبس كرده با قلم خیال در فضاى سینه ترسیم كرده و بضرب بر روى دل بكوبد و ضرب  دو ضرب و سه ضرب و چهار ضرب و پنج ضرب و شش ضرب معمول دارند اگر سالك دستور انجام شش ضرب دارد شش مرتبه ذكر خفى را ترسیم كرده سپس نفس را آزاد كند در اثر تمرین زیاد دو شش ضرب و بهمین نهج سه شش ضرب اجرا كند بعد از سالها پیر ارشاد ذكر ذات (الله) را تلقین كند بعضى را عقیده بر آنست  كه باید ذكر نفى و اثبات و سپس ذكر ذات را اجرا كنند .

فیلسوف شرق (كیوان قزوینى) در كتاب استوار مرقوم داشته كه قطب سلسله در بدایت تشرف مرید با انگشت سبابه خود اسم الله یا الحى را در روى سینه مرید ترسیم مى‏كند توضیحاً اینكه این عمل  باید بدون حجاب پیراهن باشد و عمل قطب تاثیر در افكار مرید باقى گذارد.

شعار این مكتب یازده جمله مى‏باشد كه سه جمله اولى از سید محمد بهاءالدین نقشبند و هشت جمله از عبدالخالق غجدوانى است .

هوش در دم

نظر بر قدم

سفر در وطن

خلوت در انجمن

یاد كرد

بازگشت

نگاه داشت

یادداشت

وقوف زمانى

وقوف عددى

وقوف قلبى

در موقع ذكر مربع نشیند دستها بر روى رانهاى خود گذارد چشمان را بر هم نهد نفس را از زیر بند ناف با قلم خیال كشیده به پیشانى و ام الدماغ (نقطه بالاى فرق سر) رساند و الا را از دماغ بر طرف راست كتف فرو كشد و الاالله را بضرب بر صفحه دل بكوبد.

ذكر ذات الله است كه دهان بر بندد و زبان را در دهان بر گردانده بكام بچسباند و دندانها را بر هم نهد و متوجه قلب شود این ذكر را سلطان اذكار مى‏نامند.

اذكار در نقشبندیه بعدد طاق است یك ضرب و سه و پنج و هفت و نه و یازده ضرب و در دیگر سلاسل بعدد جفت است چنان كه گفته شد .

سلسله نسب پیران نقشبندیه بشرح زیر است :

بنى صدیق و سلمان قاسمست و جعفر و طیفور

كه بعد از بوالحسن شد بوعلى و یوسفش گنجور

ز عبدالخالق آمد عارف و محمود را بهره

كزینشان شد دیار ماوراءالنهر كوه طور

على بابا كلال و نقشبند است و علاءالدین

پس از یعقوب چرخى خواجه احرار شد مشهور

محمد زاهد و درویش محمود خواجگى باقى

مجدد عروةالوثقى و سیف‏الدین سید نور

حبیب الله مظهر شاه عبدالله و مولانا

ضیاءالدین خالو شد گنج اسرار نامحصور

سراج الدین عبدالله شهاب الدین صالح زان‏

فهیم شد كامل و مكمل عبدالحكیم شرف ظهور

نظر پیران كرم هدایت هم درو مقصود

از اینها رشك صبح عید شد ما را شب دیجور

امام ربانى حضرت مجدد الف ثانى از اقطاب نقشبندیه دیجور كه شیخ احمد سر هندى فاروقى نقشبندى است كه سلسله نسبش به فاروق میرسد مكتوبات وى كه حاوى مطالب عرفانى و فلسفى و تفسیر مى‏باشد در دو مجلد در هند بطبع رسیده است .

در توصیف امام ربانى اشعار زیر سروده شده است :

هر لطافت كه نهان بود پس پرده غیب

همه در صورت خوب تو عیان ساخته‏اند

هر چه بر صفحه اندیشه كشد كلك خیال

شكل مطبوع تو زیباتر از آن ساخته‏اند

نقشبندى مجددى خالدى یكى از سلاسل نقشبندى است .

اقبال لاهورى در كتاب سیر فلسفه در ایران در صفحه 71 مرقوم داشته‏اند كه نقشبندى براى وصول بكمال از ویدانتاى هندوان وام گرفتند.

كتب نقشبندیه از دیگر كتب سلاسل صوفیه عمیق‏تر مى‏باشد و براى دریافت گفتار بزرگان این سلسله مى‏بایست آثار مشایخ و اقطاب هند را بررسى كرد.

طریق نقشبندى را طریقه خواجگان نیز مى‏نامند.

سلسله نسب را به بایزید رسانند كه مرید امام صادق (ع) مى‏دانند در صورتیكه بایزید صد و سیزده سال فاصله زمانى با امام صادق (ع) داشته و مرید جعفر برادر امام عسگرى (ع) بوده كه مدعى امامت گردید و خود را صادق مى‏دانست و بدین لقب بین پیروانش شهره گردید براى اقطاب قدرت ولایت كلیه قائلند و براى بزرگان و شهدا تناسخ قائل مى‏باشند و سلوك بطریق اویسى را اعتبار نهند مجدد الف ثانى امام ربانى را واسطه فى‏الكل دانند و توهین به سلسله قادریه را مذموم شناسند.

نقشبندیه گیسو گذاشته و آنرا سنت رسول اكرم (ص) دانند اما با شارب سخت مخالفند .

على را كرم‏الله وجهه از آن جهت خطاب كنند كه آنحضرت گرد بت پرستى نگشت .

حاجب زین‏العابدین شیروانى (مست على شاه) طریقه نقشبندیه را به فرقه قلندریه نزدیك مى‏داند.

در دیوان خالد نقشبندى چاپ سنندج سلسله نسب خواجه بهاءالدین را به سید على اكبر بن امام حسن عسگرى (ع) مى‏رساند .

در صورتیكه فقط شیعه اثنى عشر قائم آل محمد مهدى بن عسگرى (ع) اعتقاد داشته و هیچ یك از فرق اسلامى براى امام حسن عسگرى (ع) اولادى قایل نمى‏باشند.

مشایخ نقشبندیه ایران و دیگر سلاسل موجوده ایران همگى از علوم اسلامى بى‏بهره و حتى به مقدمات فلسفه و علم عرفان آشنایى نداشته و به كتب متقدمین صوفیه نیز آگهى ندارند و به سلوك آشنا نبوده زیرا تنعم و رفاهیت زندگى و تعظیمات فائقه مریدان مجال ریاضت را فراهم نمى‏سازد.

شیخ دیگرى از مشایخ نقشبندیه در سنندج شیخ محیى‏الدین آیت النبى است كه فردى گوشه گیر بوده و در علوم غریبه اندكى آگهى دارد.

عبارت زیر را درویشان هنگام پرسه زدن تكرار مى‏كنند .

الله مدد مولا مدد یا احمد جامى مدد من از ره دور آمدم با دیده كور آمدم شادم كه از ظلمت سرا تا چشمه نور آمدم .

الله مدد مولا مدد یا احمد جامى مدد اى ژنده پیل اى شیخ جام اى احمد جامى مدد.

اصحاب بایزید سكر را بر صحو رجحان مى‏دهند.

پیروان نقشبندیه عامى فقط تشریفات خانقاهى را در طول سالها ممارست فرا گرفته‏اند.

سلاسل تصوف اسلامى به مولاى متقیان على (ع) میرسد مگر نقشبندیه كه به ابوبكر مى‏رسد سید امیر على هندى در تاریخ خود ابوبكر را معلم روحانى پیغمبر اكرم (ص) معرفى كرده است این گونه سخنان از روى تعصب مذهبى اهل تسنن برخاسته و سندیتى ندارد.

اصحاب بایزید طریق سكر را پیشه ساختند و بایزید براى خود معراجى قائل شده است و گویند نقشبندیه از سلسله طیفوریه كه منسوب به بایزید است منشعب شده نقشبندیه مخالف  مجالس سماع و نمایشات مى‏باشند .

گویند شیخ عبدالقادر گیلانى پیش بینى كرد كه بعد از یكصد و پنجاه و هفت سال بعد از من بهاءالدین محمد نقشبند بدنیا آید و خواجه در عالم رویا ذكر ذات الله را از گیلانى فرا گرفت .

خواجه نقشبند در قبال عبارت گیلانى (قدمى على رقبة كل ولى‏الله) گفته است قدمى على عینى اوعلى بصرى او بصیرتى .

یكى از بزرگان این فرقه شیخ احمد جام معروف به ژنده پیل است كه جامى از او به نیكى یاد كرده است شیخ مرد قشرى و حنفى مذهب بود گویند ابوسعید ابوالخیر از وى یاد كرده و خرقه خود را براى وى بیادگار گذارده است این سخن با توجه به حالات ابوسعید و احمد جامى بنظر این ناچیز مستبعد بنظر مى‏رسد احمد جام هشت همسر اختیار كرد و سى و نه اولاد ذكور و سه دختر از وى باقى ماند شیخ خود را قطب‏الاولیاء دانسته و گوید علوم بوى الهام شده است یك روز این بیمقدار بر سر مزار شیخ در تربت جام گذراند و بالغ بر چهارده تن از اقطاب مزارشان در مجاورت قبر شیخ بود اما فاقد سنگ مزار بودند فقط یك قبر كه گویا از بزرگان سلسله قادریه و نقشبندیه بود داراى تاثیر روحى بود بقیه از شهرت برخوردار بودند در زمان سلطنت شاهرخ جماعت نقشبندیه داراى لنگر و خانقاه بوده‏اند.

نقشبند قریه‏اى در یك فرسنگى بخارا نقشبندیه گویند.

اى برادر در طریق نقشبند

تا توانى بر دل خود نقشبند

در تربت جام شیخ فخرالدین نخل احمدى خود را قطب سلسله نقشبندى دانسته و به بیست و دو واسطه نسب خود را به ژنده پیل مى‏رساند.

کتاب سیری درتصوف

اثر نورالدین چهاردهی