English French German Italian Portuguese Russian Spanish
مانيه تيسم و تمركز فكر و ارتباط روح
نوشته شده توسط نورالدین چهاردهی نقل از : کتاب سلسله های صوفیه ایران با مقدمه آنا ماری شیمل اثر نورالدین چهاردهی به تصحیح مسعود رضا مدرسی چهاردهی - آماده انتشار   
شنبه ، 25 مرداد 1393 ، 00:35

مقاله شماره 64

در شرق بخصوص بعضى نقاط ایران و هندو كلده و آشور و در افریقا و كشور مصر مردم استعداد پذیرش دینى و علوم روحى را بیش از نقاط دیگر دارا مى‏باشند ولى سلول دماغى غربى دنبال علوم دنیوى و صنعتى است .

اولین بار ناپلئون بناپارت امپراطور فرانسه مصر را گرفت و در صدد تسخیر هند برآمد لذا چند تن از دانشمندان را از فرانسه فرا خواند كه در امور تاریخى و دینى و عقاید و آداب  آنان و امور باستانى مصر دست به تحقیق زنند و از اینجا پایه شرق‏شناسى علمى گذارده شد .

اما از آثار مستشرقینى كه به فارسى برگردانده شده مشهود گردیده است كه دچار لغزش‏هاى گوناگون شده‏اند و به عمق مسائل دینى و روحى شرق پى نبرده‏اند و علوم شرق در فرانسه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است و در ایتالیا و فرانسه مدارس عالى علوم غریبه برپا كرده‏اند .

در ایران دكتر خلیل ثقفى ملقب به اعتضاد الاطباء كه در شب جمعه هفدهم شعبان 1272 ھ . ق در تهران متولد گردید و از دارالفنون طب را فرا گرفت و طبیب دربار ناصرى شد .

و در سنه 1312 ھ . ق به دستور ناصرالدین شاه براى ادامه تحصیلات به فرانسه عزیمت نمود و ملقب به لقب اعلم الدوله شد .او براى اولین بار احضار روح را از فرانسه به ارمغان آورد .وى روز هفتم فروردین 1323 ھ .ش فوت كرد و كتبى چند تألیف  نمود و به تناسخ معتقد بود .

پس از او دیگران كارش را دنبال كردند تا در این اواخر فرزانه طى چند سال متوالى در مجله اطلاعات هفتگى بدون آنكه دانش ثقفى را داشته باشد به طور ناقص كه نظر شخصى وى بود مقالاتى به رشته تحریر درآورد و با یك میز سه پایه تمامى اسرار عالم هستى و عالم ارواح را حل مى‏كرد !!

برخى از شاغلین به این امور مدعیند دیگر نیازى به دین و استاد روحى ندارند ،با تماس با عالم ارواح ،انسان ترقى روحى مى‏كند و چند سال متوالى جوانان ساده لوح در هر كوى و برزن اجتماعى كرده با سه پایه در صدد دریافت حقایق علوى بودند !

افرادى حق دارند مانیه تیسم را فرا گیرند كه سلامت بدن را دارا بوده و غذاى متعادلى تناول كنند و ورزش سبكى انجام داده و صبح‏ها با آب نیمه گرم استحمام كنند و شهوت رانى را ترك كنند و در ساعتى خاص تمركز دهند .خستگى زیاد و تحریكات شدید مضر است .

كسى كه مورد خواب قرار مى‏گیرد او را «معمول یا مدیوم» مى‏نامند .عامل با حركت ملایم دست ،در نزدیكى بدن معمول كه به اصطلاح «پاس» گویند مدیوم را به اراده خود در مى‏آورد .

در ایام قدیم در مشرق زمین در شب‏ها روى ماه و روزها بر روى خورشید تمركز مى‏دادند و از اكل حیوانى باید خوددارى كنند .گویند :خوردن بادام تلخ افكار مذهبى را تحریك مى‏كند !!

عامل در ابتداء كار در یك اطاق تنها نشسته و به دیوار مقابل خود یك نقطه سیاه را در نظر گرفته ،روزهاى اول ده دقیقه و به تدریج به دو ساعت مى‏رساند البته بایستى تحت نظر استاد مشغول به تمرین باشد تا كم كم بر انسان و بعد حیوان و سپس در جماد مسلط گردد .

عامل بدون اینكه سخنى گوید مى‏تواند افكار خود را بر مدیوم تلقین و یا ناخودآگاه تلقین كند و مدیوم و افراد حاضر در جلسه نیز نسبت به توانائى خود همین دو حالت را انجام مى‏دهند .

و عامل از راه دور نیز مى‏تواند فردى را كه مى شناسد و به مكان وى آشنایى دارد تحت تأثیر اراده خود در آورد (وگرنه از طریق علم مانیه تیسم این كار را انجام دهد) این عمل را تله پاتى گویند .

این اعمال از ابزار كار تئوسوفى بوده و اگر كسى در مسائل روحى گام بر مى‏دارد از اینگونه افكار بایستى اجتناب ورزد .

در افسانه‏ها گویند كاهن معبد دلف قبل از پیشگوئى سه روز ،روزه مى‏گرفت بعد قدرى خرزهره مى‏جوید و بالاى سه پایه‏اى كه در زیر آن تدخین مى‏شد قرار مى‏گرفت و هیجانى بر او دست داده ،بدنش در حال ارتعاش در آمده ،دهانش كف مى‏كرد و پاسخ‏ها را كوتاه و نامفهوم مى‏داد كه پرسش كننده پاسخ را تأویل مى‏كرد ! علماى روحى فرانسه معتقدند كه كلیه كهنه مصر روى تمركز فكر داراى قدرت مى‏شدند!

علماى روحى فرانسه معتقدند كه انسان سه بعدى است و مى‏تواند با تمركز روحى به بعد چهارم داخل گردد در عین حال روح و بقاء روح را معتقد نمى‏باشند ! و گویند تمركز سلول‏هاى دماغى را لطیف مى‏كند .و براى دریافت حقیقت اول دیدار است بعد شنیدن سپس بوئیدن و چشیدن و آخرین مرحله لمس كردن است و به وسیله قواى مرموز طبیعت بر طبیعت مسلط شدن است و تمام سلول‏هاى بدن بعد از چهل روز تعویض مى‏شود فقط سلول‏هاى دماغى با تمرین قوى مى‏گردد و عوض نمى‏شود .

حكومت جبر مولود عدم علم است وقتى علم پزشكى مثلاً توانست كه خواسته فردى را كه خواستار اولاد ذكور است جامه عملى بپوشاند دیگر جبر مفهوم ندارد بلكه اراده انسان در كارها مدخلیت دارد .

علوم غریبه ،رمل و جفر زمانى نتیجه مثبت مى‏دهد كه انسان تمركز فكرى داشته باشد ،ولى چشم بندى و سحر القاء عامل است كه اگر عكس گرفته شود چیزى مشاهده نمى‏گردد .

نباتات یك بعدى‏اند زیرا نمودارند و حیوانات دو بعدى هستند كه حركت و شعور دارند و انسان سه بعدى مى‏باشد .اگر سلول‏هاى مغزى را به كار اندازد و پیشرفت كند قابلیت دارد كه وارد عالم چهار بعدى گردد!) مثلاً مولانا به واسطه غلبه عشق از عالم سه بعدى وارد عالم چهار بعدى شد!.

در خواب تمركز دست نمى‏دهد ،اگر سلول‏هاى مغزى خراب گردید گیرندگى خود را از دست مى‏دهد .مراقبه را به مفهوم علمى ترانس گویند و عقیده دارند كه غده خاصى در انسان وجود دارد به نام (مسكالبن) كه ترشح آن وارد خون گشته نسبت به كم یا زیاد بودن به پیروى از دین وادارش مى‏سازد !(اما ناگفته نماند ترشحات غده ربطى به دیندارى ندارد !و اگر به فرض غده دیندارى قائل شویم باید دین را امرى طبیعى و صحیح تلقى كنیم و دیگر اینكه عموم سلول‏ها حتى سلول‏هاى مغز چون انرژى مصرف مى‏كنند به تحلیل مى‏روند و سلول‏هاى جدید ساخته مى‏شود پس آنچه در انسان ثابت مى‏ماند روح است) .

و گویند این غده در میان ملل شرق به ویژه اهالى هند و تبت و عربستان رشد زیادى دارد (معلوم نیست چرا در آن دسته از جوان‏هاى شرقى كه افكار مادى دارند این غده وجود ندارد)  ؟!

گویند :وحدت وجود علمى ،آن است كه قوه جاذبه در تمامى ذرات هست و هر ذره مقدارى از قوه جاذبه را با خود همراه دارد (با اینكه وجود ،محدود به ماده و جاذبه نیست و گرنه ضد ماده كه اخیراً كشف شده نباید وجود داشته باشد !) و قوه جاذبه سه بعدى و قابل تقسیم است .

نیرو با (شاممایتیك) یعنى قوه مغناطیسى برخورد نموده و با این برخورد در قبال قوه مغناطیسى مقاومت مى‏ورزد و در نتیجه این عمل امرى تحقق پیدا مى‏كند و نوع مقاومت‏ها موجب اقسام مختلف وجود مى‏گردد .

سیاله مرد منفى و زن مثبت است لذا عشق به جنس مخالف محال است !از نظر اینكه سیاله عاشق و معشوق  از یك جنس بوده قادر به تحمل هم نبوده و دفع مى‏كنند لذا عاشق نمى‏تواند حضور معشوق را تحمل نماید !در دورى از معشوق سیاله او جلادارتر مى‏گردد !این عده از علما عقایدشان مباینت با آراء دكتر ثقفى دارد .

یكى از دانشمندان به نام آقاى طباطبائى نائینى كه به چند زبان تسلط كامل دارد مردى خلیق ،متواضع ،مهربان ،گشاده دست و در قید نام و آوازه و شهرت نیست و آثارى از خود ترجمه نموده و به یادگار گذارده‏اند .

ایشان پیرو عقاید علماى روحى فرانسه  بوده و تنى چند از شاگردان را تربیت مى‏نماید و البته او وجود حق تعالى را انكار نمى‏كند و قبول دارد و از افكار خود نتیجه مادى یا ریاستى در نظر ندارد .

این ناچیز ضمن اینكه با عقاید مزبور موافق نبوده اما براى ایشان و شاگردانشان احترام قائلم .

دو تن از یاران دكتر ثقفى ،وحیدالدوله و اعتصام الدوله كتاب «كلید سعادت» را به فارسى ترجمه و به انضمام «كلید تمدن» در یك مجلد به طبع رسانیده‏اند كه قسمتى از مطالب آن نقل مى‏گردد .

گویند :براى روح یك بدن شفاف و سیال تشكیل شده كه آن را پریسپرى نامند و فلاسفه و عرفا قالب مثالى مى‏گویند .این قالب مثالى در هر دوره به یك بدن عاریتى تعلق یافته و به منزله آلتى است كه روح به وسیله آن به ترقى و به تصفیه خود مى‏پردازد .

روح تصفیه شده از برگشت به دنیاى خاكى معاف مى‏گردد !اعمال گذشته در ادوار قبلى به پاى ما بسته گردیده تا روح صیقل پذیرد .ارواح مردگان مایلند خود را ظاهر ساخته با ما صحبت بدارند .ارواح حضور خود را با علامات قراردادى مانند ضربات میز اعلام مى‏دارند و حتى بعضى مواقع مرئى و محسوس مى‏شوند ! (معلوم نیست چرا این ارواح خود را به فرزندانشان نشان نمى‏دهند و آنها را هدایت نمى‏كنند و تنها به سراغ امثال دكتر ثقفى و اعتصام الدوله مى‏روند )؟! .

امروز عده زیادى از راه كف بینى و فال قهوه احضار ارواح مى‏كنند !و یا بچه‏اى را مقابل دیوار نشانیده یا در محاذى ظرف پرآب قرار مى‏دهند !و یا انگشت شست را سیاه كرده یا در خواب مغناطیسى فرو برده و یا با میز سه پایه یا با حروف تهجى با ارواح تماس برقرار مى‏سازند !یا با آب پیاز بر روى ساعد نویسند و گویند كه براى شما سحر نموده‏اند باطل‏السحر ضرورت دارید !و بعد در مقابل طرف با كف دست بر روى نوشته حركت‏هاى متوالى مى‏دهند و در اثر حرارت بر آن نوشته آنچه قبلاً نوشته بود ظاهر و آشكار مى‏گردد این ناچیز منكر اثرات علوم غریبه در حد معمول نیست اما این افراد شیادند .

در مهنامه وحید دوره دهم شماره 9 و 10 مقاله‏اى از آقاى حسین اعزاز ثقفى (فرزند دكتر خلیل ثقفى كه سالیان دراز در فرانسه درس خوانده و كتابخانه معتبرى دارد) مى‏نویسد كه پدرش در پاریس به وسیله پرفسور لوئیس استادش به علوم روحى علاقمند گردید .

فروید و برگسن با دكتر ثقفى آشنا بودند .انجمن روحى در ایران در منزل كلنل محمد باقر خان پدر سرلشگر امیر موثق تشكیل مى‏شد و سرلشگر نخجوان و رزم آرا عضو آن بودند .

و انجمن دوم در منزل مرحوم و حیدالدوله بود .قبل از پایان قرن نوزدهم چندین انجمن كوچك در فرانسه و آلمان و انگلستان و قاره امریكا وجود داشته است .در آلمان كاردك معروف به (پیامبر روشن ضمیر) عهده دار این كار بود ،وى در سال 1804 در پاریس مقیم بوده است اول افكارش آمیخته با آئین كلیسا بود بعدها علم‏الروح را از دیانت جدا دانست .

انجمن گابریل دلان در سنه 1905 تشكیل گردید .ارواح به كمك سیاله شخص زنده كه مخلوط با سیاله روحى خودشان مى‏شود متجسم مى‏شوند .

دكتر ثقفى مدت بیست سال رئیس انجمن روحى ایران بود ،با آقاى ثقفى اعزاز چند بار ملاقات دست داد ،وى مدعى گردید كه روح پدرش مشغول فرا گرفتن علم لغت است !!

دكتر ثقفى سى و سه كتاب و رساله تألیف و ترجمه نمود كه قرب نصف آن به چاپ رسیده است .

در بلاد ایران براى جادوگرى و حرز محبت به دراویش و یهودیان و دراویش هندى مراجعه مى‏كنند .بعضى از بانوان كه داراى اولاد نمى‏باشند دراویش آنان را در اطاق درب بسته و تاریك براى دو شبانه روز لخت مادر زاد كرده تمامى بدن آنها را دعا نویسند !

و در خوزستان به دعا نویسان صبى مراجعه مى‏كنند و اغلب در داخل دكان پرده‏اى مى‏آویزند و در آن سامان تعدد زوجات معمول است .بانوى اولى از روى حسادت به صبى مراجعه مى‏كند پس از طى چند ماه و تحمل پرداخت وجوه بسیار و دستورات مشكل آن زن بیچاره مستاصل شده نزد صبى باز مى‏گردد و اظهار مى‏دارد كه تمامى اوقاتم براى تهیه وسایل جادو به هدر رفته و در طول این مدت مخارج سنگینى متحمل شده‏ام و شوهرم هر روز توجهش بیش از پیش به زن جدیدش افزون گشته است .

آن زمان مرد صبى ابتدائاً سوگند به وى داده و سپس  با مقدمه چینى اظهار مى‏دارد عمل جادو در تمامى ادیان و مذاهب و مسالك فعل حرام مى‏باشد و براى آنكه عمل جادو به نتیجه مثبت برسد باید مرتكب فعل حرامى شد !اغلب زنان از روى حسادت و نادانى و عدم توجه شوهرشان كه خلاف جوانمردى و مروت است به زعم خود مضطر گشته راه چاره را مسدود دیده و تن بدین عمل زشت غیر انسانى مى‏دهند .

و شیخ عبداللَّه ملاى بزرگ صبى‏ها بدین اعمال دست مى‏زده است كه پیروان مسلك وى را عزل كردند و به اینگونه شایعات پایان دادند .و فرزند آقاى طاووسى را كه مردى متدین و مورد اعتقاد قاطبه اهالى اهواز است به پیشوائى خود برگزیدند.

یكى از دانشمندان بروجن كه در زمره مریدان بزرگمرد شرق ،كیوان قزوینى بود از حضورش پرسش‏هاى ارزنده‏اى در مسائل روحى نمود كه به جواب‏هاى دلنواز سرافراز گشت كه انشاءاللَّه تعالى عنقریب مكاتیب حضرتش به انضمام شرح حال كامل به حلیه طبع در خواهد آمد .

بر خواننده ضرورت دارد عقل را كه عطیه الهى است فرا راه خود قرار داده و با خواندن این گفتارها كه نتیجه یك عمر تحقیق علمى و عملى است راه را از چاه بشناسد و عمر گرانمایه را با این خرافات تباه نسازد .

کتاب سلسله های صوفیه

اثر نورالدین چهاردهی