English French German Italian Portuguese Russian Spanish
سلسله چشتيه | Chashtieh's Genealogy
نوشته شده توسط نورالدین چهاردهی نقل از : کتاب سلسله های صوفیه ایران با مقدمه آنا ماری شیمل اثر نورالدین چهاردهی به تصحیح مسعود رضا مدرسی چهاردهی - آماده انتشار   
شنبه ، 25 مرداد 1393 ، 16:11

مقاله شماره 73


سلسله چشتیه منسوب به خواجه معین الدین چشتى است (چشت قریه‏اى است از قراءِ هرات و بعضى از قراءِ سیستان مى‏دانند ولى اصح از هرات است) .    خواجه معین الدین حسن چشتى سنجرى اجمیرى پس از سید على هجویرى صاحب كتاب مشهور «كشف المحجوب» به قاره هند رو آورد .

خواجه به القاب سلطان هند ،ولى هند ،خواجه خواجگان ،خواجه اجمیر و خواجه غریب نواز شهرت یافت .در سال 573 ھ . ق برابر 1142 م متولد گردید پدرش خواجه غیاث الدین حسن از سادات حسنى بوده است كه به چند واسطه به حضرت رضا (ع) مى‏رسد .

در پانزده سالگى پدرش درگذشت .گویند روزى درویش ابراهیم قندوزى در باغ خواجه در آمد ،خانه و مایملك پدر جمله بفروخت و در راه خدا انفاق كرد .

جهت تحصیل علم به سمرقند عزیمت نمود ،در قصبه هارون از قراء نیشابور خدمت شیخ عثمان هارونى نائل آمد .بعد محضر شیخ عبدالقادر گیلانى و شیخ ضیاءالدین ابوالنجیب سهروردى و شیخ نجم الدین كبرى (!) و شیخ شهاب الدین عمر سهروردى را دریافت و در بلاد اسلامى به سیر و سیاحت پرداخت و از طرف مرشد خود مأمور به رفتن هند گردید .

مدتى بر مزار هجویرى معتكف شد و زبان هندى را فرا گرفت و در اجمیر سكونت گزید . در 634 ھ . ق مطابق سنه 1236 م رخت از جهان فانى بر بست .

اكبر شاه امپراطور هند پیاده به زیارت مرقدش شتافت .

آثار وى به شرح زیر است :

1-    انیس الارواح

2-    حدیث المعارف

3-    دلیل العارفین

4-    رساله در آداب دم زدن

5-    رساله در تصوف

6-    رساله وجودیه

7-    كشف الاسرار

8-    گنج الاسرار

9-    مكاتیب

سلسله خواجه به سلطان ابراهیم ادهم مى‏رسد و ادهم از امام محمد باقر(ع) و امام سجاد (ع) كسب فیض كرده است .

نوشته‏اند :اكبر شاه و وزیرش ابوالفضل  علامى معاصر شاه عباس كبیر زیارت مرقد خواجه را ثانى اثنین اعمال حج در مكه معظمه محسوب مى‏داشتند !!

امیر خسرو دهلوى و امیر حسین دهلوى از شعراى بنام هند و فریدالدین شكر گنج از بزرگان سلسله چشتیه بوده‏اند (قسمتى از گفتار شكر گنج در كتاب دینى گرونانك بنیانگذار دین سیك‏ها نقل گردیده است) .

مركز سلسله چشتیه در هند و افغانستان بوده سپس به ایران سرایت كرده است .

چند قرن از سلسله چشتیه در ایران نام و نشانى نبود تا در ایام اخیر مرحوم حاج شیخ حسنعلى اصفهانى نخودكى ملقب به لقب طریقت (بنده على!!) قطب سلسله چشتیه در ایران گردید .

شیخ در زمان تحصیل علوم دینى در شهر اصفهان به سر مى‏برد ،در آن زمان دست ارادت به مرحوم حاج محمد صادق اصفهانى رنگرز داد و تحت تربیت روحى وى قرار گرفت .

حاج محمد صادق نیز كه در عنفوان جوانى از لوطى‏هاى مشهور شهر اصفهان بود  ربوده رستم خان بختیارى كه از خوانین بختیارى بشمار مى‏آمد گردیده بود و به سلوك و ریاضت مى‏پرداخت .واسطه سلسله نسب فقرى رستم خان با خواجه معین الدین در دسترس نیست .

شیخ حسنعلى شب‏هاى پنجشنبه در منزلش مجالس روضه خوانى برپا مى‏كرد .

شیخ با سلسله طاووسیه (گنابادى) ارتباط نداشت و از خلط و معاشرت با افراد  این سلسله خوددارى مى‏كرد و نسبت به فقراى خاكسار خوشبین بود و اكثر شب‏هاى جمعه مقدارى گوشت و قند و چاى فراهم كرده ،شخصاً به تكیه (گنبد سبز كه محل اجتماع  فقراى خاكسار بود) مى‏برد .

شیخ در شهر مشهد مقیم بود ،زمانى كه در صدد تخریب مزار شیخ محمد مؤمن كه در مجاورت گنبد سبز واقع است بودند به واسطه بیمارى كه به پاكروان استاندار و نایب التولیه آستان قدس طارى گردیده بود ،شیخ یك انجیر به پاكروان داد كه اتفاقاً پس از اكل آن بهبود یافت .شیخ فرمود از تخریب مقبره جلوگیرى كنند و چنان شد .

شیخ تفسیر قرآن و شرح لمعه را تدریس مى‏كرد .شیخ محمود حلبى از وعاظ مشهد از شاگردان شیخ بود ،اما وى  را به مریدى نپذیرفت .

شیخ منطق الطیر عطار را با حذف منقبت خلفاء ثلاثه راشدین به طبع رسانید و اظهار داشت عطار تقیه كرده !و با اجازه از روح عطار دست بدین كار زده است !در صورتى كه نعت از خلفاء با توصیفى كه عطار از مولاى متقیان كرده قابل مقایسه نیست و صورت تقیه ندارد .

مریدان شیخ گویند كه اثر دعاى شیخ چنان بود كه اغلب امراض صعب را با دادن یك دانه خرما یا یك دانه انجیر (كه البته دعاء بر آن خوانده بود) مداوا مى‏كرده است !و افرادى را كه داراى اولاد نبوده‏اند و یا زنانى كه زایمان سختى داشتند به همین نهج مداوا مى‏كرده است !(واللَّه  اعلم) .

شیخ در اواخر حال از شهر به ده نخودك كه یك فرسنگى مشهد واقع گردیده مقیم گردید و در سه سال ایام واپسین حیات خود كسى را به مریدى نپذیرفت . جنازه شیخ از نخودك به مشهد آورده شد و در صحن كهنه مقابل سقاخانه طلا تدفین گردید و در تشییع جنازه وى اكثر اهالى شهر شركت جستند آنچنان كه گوئى روز عاشورا است !

پسر شیخ ،آقا شیخ على اصفهانى (لقب طریقت نجم الدین) پس از فوت پدر چند سالى در مشهد بسر برده بعد مقیم تهران گردید و سپس به اصفهان رفت و پس از طى یك سال مجدداً به تهران آمده رحل اقامت افكند و شب‏هاى پنجشنبه بر طبق سیره پدر ،خود یك ساعت قرآن تدریس مى‏كند .

آل آقا كه در كسوت روحانیت بسر مى‏برد از مشایخ ایشان است .

اكنون شمه‏اى از آثار بزرگان سلسله چشتیه را در هند ذكر مى‏كنیم :

در هند افراد سلسله چشتى در شریعت تابع امام اعظم ،ابوحنیفه (در لغت به معناى پدر قلمدان است) كه در محضر امام صادق (ع) تلمذ مى‏نمود و براى احتیاط كه مبادا گفتار امام را فراموش سازد همیشه قلم و دوات با خود همراه داشت و تقریرات حضرت را به كتابت مى‏آورد .

هم شاگردانش به عنوان سخریه او را ابوحنیفه نامیدند و او با سرافرازى و افتخار این نام را كه نشانه حضور در مجلس علمى امام است برخود نهاد و بدان مباهات مى‏كرد .

یكى از مشایخ مشهور این سلسله گیسو دراز چشتى است كه از اغلب سلاسل اجازه ارشاد داشت .

از آثار گیسو دراز «شرح الفقه‏الاكبر» است كه كتاب مزبور از آثار نعمان بن ثابت الكوفى یعنى ابوحنیفه است .

در صفحه 13 فرماید :

سخن كوتاه كن گیسو درازا                          محقق شد كه محرم در جهان نیست !

گیسو دراز دیوان اشعارى دارد و كتاب جواهرالعشاق در شرح رساله غوث اعظم !!(عبدالقادر گیلانى) از او است و دیگر شرح رساله قشیریه است .

از مشایخ قادریه هند ،دارا شكوه شاهزاده هندى است كه مرید ملاشاه قادرى بود .بیت زیر از ملاشاه است :

هم خدا خواهى و هم دنیاى دون این جنون باشد جنون باشد جنون

دارا شكوه در آثار خود سعى كرده است فیمابین تصوف هندوان و تصوف اسلامى سازش و همبستگى بوجود آورد و در كتاب سكینة الاولیاء صفحه 19 مرقوم داشته :

خواجه معین الدین چشتى به بغداد رفته و به خدمت «غوث الثقلین!» (شیخ عبدالقادر گیلانى) رسید ،چندین ماه شیخ ،خواجه را در حجره‏اى سكونت داده و توجهات به وى نموده‏اند .

كتاب رساله معرفةالسلوك به قلم شیخ محمود چشتى از مشایخ گیسو دراز چشتى است ،در 104 صفحه در هند چاپ گردیده است مرقوم داشته :

عالم - عارف الوجود - عارف

مراقبه - موکل جبرئیل - فنا

تجرید - روح قدسی -  تفرید

قلب شهید

فهم آگاه

مشاهده - نفس ملهمه - حال

توحید ذاتی

راه معرفت

عاشق - ذکر سری - واصل

منزل لاهوت

شهادت شهدا

 

كبر - بغض - عداوت - غضب - شهوت از خود دور كند تا به حریت رسد.    در میان ادیان هند و مانویت روزه وصال انجام مى‏گرفت كه ابتداء دو روز یك بار افطار مى‏كرد و بتدریج زیاد مى‏كردند .

در تصوف اسلامى همه روزه در موقع غروب یك خرما یا یك دانه بادام تناول كرده و سپس به روزه ادامه مى‏دادند .

در سلسله چشتیه سلسله نسب اقطاب به مولاى متقیان (ع) مى‏رسد و غدیر خم را پذیرفته و حضرت على (ع) را داراى ولایت كلیه! دانسته و سه تن از خلفاى اولیه راشدین را سلطان ممالك اسلامى مى‏دانند .

آداب سلسله چشتيه

پیروان این مسلك از استعمال مواد مخدر و بنگ و حشیش و توتون و مشروبات الكلى اجتناب مى‏ورزند .

روزه وصال (برخلاف دستور شرع) میان بزرگان سلسله چشتیه هند معمول بوده است .

پذيرش مريد در سلسله چشتيه

گیسو دراز فرماید اگر طالب تصوف دسترسى به من ندارد مى‏تواند بر روى مجمعه‏اى نان و نمك و قند گذارد و بر سطح رودخانه‏اى كه به دریا اتصال دارد قرار دهد آن ظرف به من مى‏رسد !!و از آن ساعت طالب فقر به مریدى من پذیرفته مى‏گردد .

گیسو دراز از بعضى جهات شبیه قاسم انوار است كه سید محمد نوربخش را محرك گردید كه ادعاى مهدویت كند و این نحوه دستگیرى از مریدان در تاریخ تصوف بى سابقه است .

در سلسله چشتیه پیر دلیل ،ضرورت ندارد و براى تشرف به فقر باید كه طالب راه غسل توبه و بعد غسل اویس بجا آورد و فاتحه به روح اویس خواند و لازم است كه جامه‏اش پاك باشد و مانند سلسله نعمةاللهى صفا كند (یعنى دست درویشى دهد) .براى ورود در این سلسله قبلاً هزار و یك روز خدمت معمول بود .

سید اكبر حسنى معروف به سید برسى فرزند سید صدرالدین ابوالفتح محمد حسنى گیسو دراز در كتاب مكتوبات خود مرقوم داشته كه زنان كم‏تر دستگیرى شوند و زن در هنگام تشرف تمام دست با جامه بپوشد و سر انگشت بیرون آرد و در ظرف آب نهد .

پیر ارشاد انگشت خود را در طرف دیگر ظرف فرو برد و بعد تلقین ذكر كند .    و قسم دیگرى براى پذیرش مرید ذكر كرده كه در نوع خود بى سابقه است . گوید طالب پیرو هر آئینى باشد !!وضو گرفته طاقیه بر روى زمین گذارد و نام مرشد را بر زبان جارى سازد !و دو ركعت نماز بخواند و نیازى به فقیر بخشد كه به من مى‏رسد !و گیسو دراز عامل این عمل را به مریدى خود قبول كند و او باید غسل جمعه و نماز جمعه را حتماً بجا آورد و در هر ماه سه روز روزه بگیرد .

اذكار سلسله چشتيه

آقا شیخعلى به مداواى مرضى با ادعیه شرعى مى‏پردازد و به استخاره توجه خاصى دارد !و به طالبین ،اذكار جلى و تعقیبات نماز را دستور مى‏دهد .

اما سلسله چشتیه در هند به مریدان ذكر خفى تلقین مى‏كنند و در ایران براى رفع گرفتارى‏ها ختومات شرعى را اجازه مى‏دهند .

به عقیده این ناچیز خود اذكار به تنهایى بى اثر نیست اما اثر مطلوب از دعاى اجازه دهنده است .افسوس كه مدت‏ها مى‏گذرد و دیگر نشانه‏اى از مردان راه رفته مشاهده نمى‏گردد هر چند با وجود گرفتارى‏هاى مادى ،دیگر كسى آماده سلوك راه خدا نیست و اكثر به عللى سرسپرده مسندنشینان دروغى شده‏اند .مراد به مرید و مرید به مراد هر دو به هم دروغ مى‏گویند !

اذكار لسانى در سلسله چشتیه در هند به شرح زیر است :

همه روزه هفتاد مرتبه «حسبنااللَّه و نعم الوكیل» گوید و در شب ،هنگام خواب آیةالكرسى و تسبیح حضرت زهرا (ع) و در هنگام سحر سه مرتبه «قل انما بشر مثلكم» تا آخر سوره كهف را بخواند .

وقتى بیدار شد 14 مرتبه صلوات بفرستد .در شب به نماز شب مشغول گردد ،بعد 360 مرتبه یا حى یا قیوم بگوید به طریقى كه نفس در سینه تنگ گردد !

بعد از نماز صبح دست چپ را روى سینه گذاشته 70 مرتبه یا فتاح گوید و 11 مرتبه نادعلى!!بخواند و بین نماز مغرب و عشاء 40 مرتبه یا حى یا قیوم گوید .

آقاى تابنده گنابادى در كتاب سفرنامه خود (از گناباد به ژنو) در صفحه 72 در باره چشتیه مرقوم داشته‏اند كه سالك در این سلسله اول ذكر یا فتاح را با شكل ستاره‏اى در دل در نظر گیرد بعد ستاره یك پر تا شش پر به نظر او مى‏رسد ،آن زمان ذكر قلبى به وى تلقین كنند .

و در كتاب «هدیة السالكین» اثر مولانا صوفى دوست محمد ذكر فرموده كه هفت روز روزه وصال مى‏گرفتند و ذكر نفى و اثبات (كلمه طیبه لا اله الااللَّه) را ذكر خفى دستور مى‏دادند و حبس نفس در سلسله چشتیه جارى بود یعنى پنج مرتبه این ذكر را با قلم خیال در سینه و قلب نقش كرده بعد تنفس مى‏كردند كه این عمل را ذكر پنج ضرب نامند كه از دو ضرب دستور مى‏دهند تا شش ضرب و آنكه دستور سه ضرب دارد در اثر تمرین مى‏تواند شش مرتبه سه ضرب را انجام داده و بعد نفس را تجدید كند .

کتاب سلسله های صوفیه

اثر نورالدین چهاردهی

آقای شیخ علی اصفهانی قطب سلسله چشتیه