English French German Italian Portuguese Russian Spanish
بكتاشیه ( سیری در تصوف)
نوشته شده توسط نورالدین چهاردهی نقل از : کتاب سیری در تصوف در شرح حال مشایخ و اقطاب تألیف نورالدین مدرسی چهاردهی چاپ سوم – تهران - انتشارات اشراقی – 1389 شمسی   
سه شنبه ، 28 مرداد 1393 ، 21:02

شماره مقاله : 87

چون در مورد خاكسار قبلا كتابى بنام (خاكسار و اهل حق) منتشر ساخته و در این كتاب نیز فصلى نوشته و بكتاشیه مشابهت تامى با سلسله خاكسار دارد و از طرفى كتب حروفیه در تكیه بكتاشیه تدریس می گردد ،لذا جهت مزید استحضار خوانندگان ارجمند بطور فشرده در این باب مطالبى از نظر تیزبین وقاد شما میگذراند.

استاد بزرگوارم كیوان قزوینى در كتاب راز گشا صفحه 108 مرقوم داشته ‏اند كه (لفظ بكتاش دو كلمه تركى است یعنى برادر بزرگ چونكه عثمان جد سلاطین عثمانى صوفى بود و مرید سید محمد بود اما نه بعنوان شیعه بلكه صوفى سنى و اگر خود سید محمد در باطن شیعه بوده و به اخص خواص مریدان تلقین شیعگى مینموده خدا میداند اما متظاهر به تسنن بود و بعثمان وعده سلطنت میداد و بزبان تصوف او را برادر میخواند كه ترك (داش) (تاش) میگوید و براى احترام (قرداش) میگوید وقتى كه عثمان اندك فتحى كرد به سید محمد لقب (بیگتاش) یعنى او برادر بزرگ سلطنت است پس همین لقب نام آن سلسله شد و عوض لقب طریقتى سید محمد كه معلوم نیست از اول چه بوده جارى شد و انتشار صلوات كبیر در صوفیه از سید محمد ببعد معمول گردید).

بكتاشیه جمعیت سرى بودند و بهمدیگر اخى خطاب می كردند و هر گاه كسى بخواهد وارد این سلسله گردد در هنگام غروب به اتفاق پیر دلیل وارد تكیه گردیده و در یكى از حجرات وارد گشته و پس از تاریك شدن هوا پیر دلیل را كه صاحب نامند طالب ورود به فقر را كه عاشق می نامند با خود به حمام برده و پس از انجام غسل توبه مجدداً وارد تكیه می گردند و در تاریكى محض كفن بر او پوشانیده در تابوت ویرا می خوابانند بعد به اتفاق به میدان جوانمردان می روند و كفن را از تن عاشق خارج ساخته و لباسهاى خود را در بر كرده و صاحب رشته‏اى (كه رشمه گویند و مشابهت تامى باكستى زردشتیان كه از 72 نخ تهیه می گردد) به گردن عاشق انداخته و آن بند را كشیده مقابل بابا (پیر طریقت) می ایستند. بابا بر روى پوست گوسفند یا آهو قرار گرفته و دوازده تن درویش در طرفین بابا قرار میگیرند و بعد ورود به فقر كه اصطلاحاً تشرف نامند انجام می گیرد. بكتاشیه مانند خاكسار خانقاه ندارند و محل اجتماع خود را تكیه نامند و ورود بفقر و بكار بردن رشمه بعینه مانند خاكسار انجام میگیرد بابا حق دارد مانند كشیشان كاتولیك گناهان را ببخشد بكتاشیه مانند اهل حق (على اللهى) به تناسخ عقیدت دارند و براى اعداد خواص خاصى قائلند و به عدد چهار اهمیت فراوان میدهند و كتاب جاودان كبیر فضل الله حروفى را در تكیه‏ هاى خود تدریس می كنند لباس افراد بكتاشیه جبه سفید است كه آنرا سكه نامند و كلاه دوازده ترك بر سر نهند كه مخصوص باباها بكار برده میشود و دور كلاه شال سبز مى ‏پیچند و سنگى بگردن آویخته كه محاذى سینه قرار می گیرد كه آنرا سنگ تسلیم مینامند كه مشابهت بسنگ قناعت است كه مراشد خاكسار بكار میبرند و باباها در حال حركت تبرزین دو دم و یك عصاى بلند با خود همراه دارند فدائیان حاجى بكتاش را ابدال گویند بكتاشیهاى مقیم آلبانى در ماه رمضان فقط سه روز (ضربت خوردن مولاى متقیان و شهادت حضرت و سوم حضرت على ع) را روزه گرفته و از اول محرم تا روز عاشورا نیز روزه گیرند و بقرآن سوگند یاد نكنند حاجى بكتاش ولى در شهر نیشابور متولد گردیده و سپس به آسیاى صغیر مهاجرت كرد و در آناطولى عده‏اى را گرد خود جمع نمود و فرقه بكتاشیه را كه از عقاید مانوى و میترائیسم و اهل حق متاثر گردیده بود پى ریزى كرد. بكتاشیه در ظاهر اهل تسنن ولى بتدریج از غلات شیعه محسوب گردیدند خلفاى ثلاثه راشدین را بزشتى تمام یاد كنند و بچهارده معصوم بالاخص اما جعفر صادق ع عقیدتى بسزا دارند و زیارت قبور ائمه ع را بجاى عبادت ضرورى محسوب میدارند در تكیه ‏ها نان و شراب و پنیر را نیاز كرده فیمابین فقراى بكتاشیه قسمت كنند و اعمال پیروان این مسلك مشابهت تام باعمال عیاران و جوانمردان از جهت كمك به مستمندان و رفع ظلم و تعدى از مظلومان دارد و بعضى از افراد سلسله بكتاشیه تاهل اختیار نكنند و حلقه ‏اى در گوش خود آویزان كنند مانند خاكسار هند و تعیین پیر طریقت انتخابى است كه اكنون در ایران انجمن اخوت وابسته به سلسله صفى علیشاهى پیر ارشاد را انتخاب كنند و این رویه خلاف قانون تصوف اسلامى است خان ملك ساسانى در كتاب (یادبودهاى سفارت استانبول) شرحى درباره بكتاشیه نوشته كه مورد استناد قرار گرفت. خان ملك متذكر گردیده كه در تكیه بكتاشیه جاویدان نامه فضل الله حروفى را و عاشق نامه فرشته اوغلو را تدریس می كنند مذهب حروفیه از نقطویه منشعب گشت و در سلسله بكتاشیه داخل شده كه عملا مطالعه و همین امر موجب بقاى آثار حروفیه شد.

کتاب سیری درتصوف

اثر نورالدین چهاردهی