English French German Italian Portuguese Russian Spanish
ایرانشهر
نوشته شده توسط نورالدین چهاردهی نقل از : کتاب سیری در تصوف در شرح حال مشایخ و اقطاب تألیف نورالدین مدرسی چهاردهی چاپ سوم – تهران - انتشارات اشراقی – 1389 شمسی   
چهارشنبه ، 29 مرداد 1393 ، 11:16

شماره مقاله : 111

حسین كاظم ‏زاده فرزند حاجى میرزا كاظم تبریزى در 20 جدى 1292 هـ .ش در تبریز متولد شد بدعوت تقى زاده به برلن رفته و در مجله كاوه عضو گردید در 1919 م تاسیس كتابخانه ایرانشهر را در برلن كرد و در 1922 م مجله ایرانشهر را بر پا ساخت و چهار سال بطول انجامید در 1942 م دبستان عرفان باطنى را دایر كرد دوره دبستان سه سال و نیم بود مبتدیان پرتو جو نام گرفتند و هر سال در یك مكان گرد آمده جشن مى ‏گرفتند.

مجله (ویلد هارمونى) را منتشر ساخت و محل كلاس دایره نور نامیده شد و در 1936 به سوئیس مى‏روند 33 مكتب عرفان باطنى تاسیس كردند یك سال و نیم دستیار ادوارد برون بوده بعد در دهكده (دگرس هایم) از ایالت كانتون سویس اقامت گزیدند ایرانشهر به درد پا و روماتیسم مبتلا و با درشكه دستى حركت مى ‏كرد ایرانشهر در سه بعد از ظهر روز یكشنبه 27 اسفند 1340 هـ .ش درگذشت .

نمونه اشعار او

من روح پاك قدرتم بودم نهان در این بدن

امروز فرمان شد بمن بفكن نقاب خویش را

ایرانشهر تئوسوفى را با نظریات حكمت اشراق یكى مى ‏داند .و فرمود تئوسوفى (حكمت خدائى ) است .

در كتاب اصول اساسى روانشناسى در صفحه 3 مرقوم داشته ‏اند :

نعمت معرفت كه عنایت خداوندى بمن ارزانى داشته است در صفحه 58 مى ‏نویسد :

تثلیث با موضوع تركیب انسان از جسم و نفس و روح ارتباط دارد در صفحه 71 نوشته‏ اند تثلیث یك حقیقت علمى و فلسفى است.

و كتاب رهبرنژاد نو و تجلیات روح ایرانى و رساله قوه فكر و تفسیر بر دیباچه مثنوى از آثار فارسى ایرانشهر مى‏ باشد.

شرح ابیات مثنوى از آثار فارسى ایرانشهر مى ‏باشد.

شرح ابیات مثنوى بسیار ابتدائى تدوین شده است .

در كتاب قوه فكر و معجزات فرموده است .

كلمات بودا و كنفوسیوس و زردشت و موسى و عیسى و محمد كه حامل قوه فكر آنان بودند مراد ایرانشهر آنست كه وحى دخالت نداشته است .

در كتاب رهبرنژاد نو مرقوم داشته‏اند نقل از گفتار حضرت على (ع) بكوش براى دنیا خود بقدرى كه گوئى همیشه زنده خواهم ماند و بكوش براى آخرت خود بقدرى كه گویى فردا خواهم مرد.

توضیحا ًبیان مى‏دارد با توجه به تاریخ زندگى سرور فتیان جهان مراد آنست كه اگر خانه ندارى مرتكب خلاف مشو تصور كن ده سال دیگر موفق شوى نه آن چنان متوغل در دنیا گردى كه تصور شود همیشه در دنیا باشى .

شاهكار ایرانشهر كتاب (اصول اساسى روانشناسى) است كه سعى كرده با توجیهات گوناگون تثلیث را به ثبوت رساند و دین را مانع سلوك روحى بر شمرده است .

تثلیث كه اب و ابن و روح باشد توحید عددى است و روح القدس غیر از جبرئیل است زیرا كلیه فرق مسیحیت كه بالغ بر ششصد فرقه است براى روح القدس و عیسى صفت خلاقیت قائلند و چگونه این سه اقنوم در سه حالت و شكل توحید محض است .

نمى‏دانیم به چه عنوان این دانشمند بزرگ ایران در دیار غرب تحت تربیت چه كسى قرار گرفت و با ترك حیوانى توانست پیشواى مكتب روحى شود آنهم موسس مكتب نه مروج و وادیهاى هولناك روحى را به چه كیفیت طى كرد و اگر گام درست برداشته بود مبتلا بفلج نمى ‏گردید از روى مطالعه كتب بدون استاد توانا بكار پرداخت كه نتیجه اینگونه ثمر مى‏ داد تهذیب اخلاق امرى است جدا و خود را شاخص میدان وجود دانستن چیز دیگر است .

با این وصف از جهة اخلاق حسنه و دانش وى براى او احترام قائلم .

تئوسوفى دامى است از دامها كه ابزار سیاست براى انحراف فكر جامعه بشرى است و مكتب روحى هیچگونه مشابهتى با این مشربها ندارد.

اشعارى از ایرانشهر نقل میگردد:

پرده دار غیب در كار است هان هشیار باش

بازى و بازیگران نو همى آید پدید

مادر نوع بشر در رنج و در زائیدن است

آدمى نو در جهان نو همى آید پدید

ظلمت جهل از میان برخیزد بنور علم و فضل

صبح شادى میدمد نوروز مى ‏آید پدید

كتابى بنام تداوى روحى براى افراد و جامعه نگارش حسین كاظم زاده ایرانشهر چاپ چهارم كتابفروشى اقبال در تهران در 133 صفحه منتشر گردید در مقدمه كتاب درباره قوه ایمان نظر كردن بایجاد كاینات و تاریخ امم و مطالعه و تفكر در حقایق و نشر ادیان دوم قوه فكر و خیال كه سر رشته قواى روحى قدرت نامحدود سیال و عظمت علویت و طریقه تقویت آن و تصفیه قلب و دماغ از خیالات هوسها كاشتن تخم افكار نیكى و سوم قوه شعور باطنى و قواى مخفى روحى و طریقه تقویت آن با تقویت قواى دیگر این یكى نیز قوت میگیرد با تكرار ذكر و اوراد و دعاهاى مخصوص احتراز از هوى و هوس مفید است و چهارم قوه جاذبه خلعت زیباى خلعت و جلوه انوار صفوت و صمیمیت و طریقه تقویت آن صحت جسمانى و روحانى و تصفیه بدن و قلب و دماغ از حركات زشت جلوگیرى كرده و افكار زیبا بجاى آن پدید مى‏ آید پنجم قوه اراده اكسیراعظم اسم اعظم طریقه تقویت آن ضبط نفس مشق متانت و حاضر كردن نفس بفدا شدن در راه حق و حقیقت است در پایان كتاب اشعارى سروده كه چند بیت آن نقل میگردد:

اینك آن راهى كه بنمودم ترا تا شوى رهبر بسى گمراه را

اینك آن پرده كه بگشودم ترا خیز در اوج سفر پرواز كن

هین به پیما با سرور این راه را هم بسیج این سفر را ساز كن

از انتشارات ایرانشهر در برلن سلسلة النسب صفویه تالیف شیخ حسین پسر شیخ ابدال پیرزاده زاهدى درباره شیخ زاهد و شیخ صفى ‏الدین و خاندان او - كتاب قابوس وشمگیر زیارى تألیف عباس اقبال آشتیانى كتاب (ابراهام لینكن) رئیس جمهور امریكا كه بردگان را آزاد نمود بقلم محمد خان بهادر - شرح حال و اقدامات شیخ محمد خیابانى بقلم یكى از دوستان او.

تصوف توجهى بمسائل اجتماعى و آداب و شروط آن نداشته فقط سعى دارد هویت پنهانى خود را با تمریناتى كه استاد آگاه تعلیم میدهد به فعلیت در آورده و بحضور جان جانان راه پیدا نماید در صورتیكه نتیجه تئوسوفى نتیجه اجتماعى دنیائى دارد و صوفى پابند این مسائل نبوده و هدفش فوق اینگونه سخنان و آرمانها است صوفى در تعریف مكتب خود گفته تصوف تشرف حضور مهرپاش حضرت جانان است محققین اروپایى علت غائیه تصوف شرق را تئوسوفى تصور مینمایند یك غربى هر قدر در اینگونه مطالب موشكافى كند و خود را رنجه دهد باز قادر نیست مباحث دقیق و رقیق تصوف را هضم كند زیرا سلول دماغى غربیها براى مكتب روحى آماده نیست و بالعكس در علم و هنر و صنعت استعدادى بس شگرف دارد و با پیروى از تئوسوفى هیچگاه قادر بحل معضلات معضله و عویصه تصوف نخواهد بود.

فكر را از تشتت آراء حفظ كند شش اصل بر فردى كه در این مكتب گام بر میدارد ضرورى است تسلط بر افكار خود - بر اعمال خویش حاكم باشد - حسن سلوك و تواضع و مهربانى - خوشخوئى - یكرنگى بطریقى كه اعتماد دیگران را جلب كند - اعتماد و توكل بخداى بارى عزاسمه هر گونه پیشامد ناگوار را با بردبارى بپذیرد آرزو و نیل بهواجس نفسانى را از خود دور سازد انجام كار از جهت وظیفه باشد از سخن چینى و ستم بدیگران و اعتقاد و پیروى بخرافات اجتناب ورزد.

اغلب این دستورات در تصوف نیز متذكر گردیده ولى در عمل هیچگونه مشابهتى بهم ندارند.

تئوسوفیست ها پیرو دین مسیح نبوده خود داراى مكتب خاصى بودند بانى این فرقه زنى از اهالى روسیه بنام هلنا پتروا بلاواتسكى است كه در 1831 م در روسیه متولد گردید پدرش آلمانى بود در شانزده سالگى ازدواج نمود و پس از چند ماهى از شوهرش طلاق گرفت و بمسافرت پرداخت تركیه و مصر و یونان و كانادا و آمریكا و هندوستان و جاوه و تبت مسافرت كرد و بعد بروسیه رفت بعد به نیویورك رفت و با سرهنگ اچ الكات كه در سال 1870 م انجمن معروف تئوسوفی كل برپا كرده بود آشنا شد.

کتاب سیری در تصوف

اثر نورالدین چهاردهی