English French German Italian Portuguese Russian Spanish
پرده از رازهاى كرامات درویشان بر می دارد
نوشته شده توسط نورالدین چهاردهی نقل از : کتاب سیری در تصوف در شرح حال مشایخ و اقطاب تألیف نورالدین مدرسی چهاردهی چاپ سوم – تهران - انتشارات اشراقی – 1389 شمسی   
چهارشنبه ، 29 مرداد 1393 ، 11:47

شماره مقاله : 114

بدستور حكیمى كه به طب  قدیم علمى و عملى بصیرت كامل داشته خوردن كندر براى تقویت حافظه معجره آسا است اما بر طبق دستور باشد مثلا بحركات نبض كه سیزده نوع است آشنا باشد و مضرات تناول كندر موجب میشود كه قواى جنسى ضعیف شود و در نطفه اثر گذارده و قوه وهم را زیاد كند و بخور آن موجب تخدیر سلولهاى مغز گردد و مضرتر از حشیش بوده و قوه عقل و تفكر میدان جولان نخواهد داشت .

رساله ‏اى تحت عنوان (سرگذشت درویش حسن) تالیف على اصغر معززى چاپ كتابخانه مركزى در 47 صفحه منتشر شد كه مصداق این داستان بكرات مشاهده شده است كه مرشد بكلیه مخدرها مبتلا و براى تبرك آب دهان خود را در دهان اطفال نوزاد ریخته و ملاحظه سلامت بچه را مطمح نظر قرار نمیدهند و نویسنده مصاحبت شیطان را با طنز برشته تحریر در آورده است اگر مراشد سیار كه در قدیم بسیاحت رو مى ‏آوردند خاطرات روزانه خود را مى ‏نوشتند كتابهاى ارزنده و خواندنى عرضه مى ‏شد.

بداستان تاریخى بقلم فریدون بوستان برخوردم كه نوشته‏ اند فرزند فتح على شاه میرزا ملقب به شیخ الملوك از جانب پدر والى ملایر و تویسركان بود مرشدى نزد والى آمده در خلوت بوى گفت من قبایل اجنه و پریان را مسخر خود كرده ‏ام دختر شاه پریان به عشق تو دل بسته خواستار است بزوجیت تو در آید و پادشاهى كره زمین را جهت شما آماده مى‏سازد در باغ جنت ملایر حجله ‏اى آرایش به جواهر و طلا كردند و ریش بلند شاهزاده را تراشیدند در شب معهود والى را در اطاق دیگر نشانده و براى احضار پرى شیخ طریقت وارد حجله شد بوسیله نقب جواهرات را به یغما برد حاكم زمانى بتردید افتاد و با یكصد سوار به تعقیب درویش رفته باد بدست برگشتند نظیر این داستان را در سفرنامه ‏اى خواندم كه یكى دیگر از فرزندان فتح على شاه در سفر خراسان بهمین ترتیب بدام افتاد و پانزده هزار تومان آن زمان از دست بداد.

بعضى از مراشد زن نازا را برهنه در 24 ساعت در اطاق تاریك گذارده و مرشد دعا در روى تمامى نقاط بدنش مینویسد تا حامله گردد.

مرشد بچه خردسالى را مقابل خود نشانده شصت انگشت دست راست خود را با مركب پر كرده و دو شصت بچه را نیز با مركب براق پر كرده و گاهى بر شصت دست خود و بچه مجدداً مركب زده تا خشك نشود و در ضمن گوید یا ملك عبدالرحمن ملك پریان در گلستان ارم حاضر شوید واجب‏العرضم بعد گوید یا ملك عبدالرحمان ترا قسم مى‏دهم به نبوت محمد مصطفى (ص) حاضر شو و باز براى آماده ساختن فكر بچه گوید یا ملك عبدالرحمان ملك پریان به حق ولایت على مرتضى (ع) حاضر شو بعد گوید خوش آمدید صفا آوردید و بچه مى‏ بایست سنش بیش از ده سال نباشد و به پرسش و پاسخ كه خود تلقین مى ‏كند از آن نچه جواب شنود و یا بطریق دیگر عمل میكند.

در شصت دست راست ستاره داوود را كه آرم یهود و فراماسونرى و بابیه و ازلیه است ترسیم كند در وسط كلمه بدوح را نویسد در بالاى كلمه بدوح عدد 8 و طرف راست عدد 12 و سمت چپ عدد 8 را بنویسد در پائین كلمه بدوح مقابل عدد 8 و عدد 6 و در مقابل عدد 12 و عدد 2 در قبال عدد 8 و عدد 4 را نویسد و آیه قل اوحى تا پایان آیه دوم تلاوت كند و با ذكر عبارات ذكر شده ملك عبدالرحمان را احضار كند.

در مورد مار با دست چپ مار را بگیرد و با نمد دندان مار را كشیده زهر او را تخلیه كند و گویند :

بستم دم مار و نیش عقرب بستم بر نوح نبى سلام كردم و رستم

سبحاً سبحاً قرنیاً قرنیاً یا سجع یا غنى یا حایل ‏الزهر فیه اما آنچه مشاهده كردم با آشنائى به اندازه و قدرت زهر مار بتدریج خود را بخوردن زهر عادت داده و بهمین ترتیب بزهر مار قوى‏تر روى مى‏آورند و عده‏اى مار را گرفته چهار انگشت از سر و دم مار را قطع كرده شكم مار را شكافته با ادویه مخلوط ساخته حب مى ‏سازند كه براى قواى جنسى و تقویت پیاده روى مؤثر است رئوس علوم غریبه پنج قسم است كیمیا كه تغییر فلزات است لیمیا طلسمات است و هیمیا تسخیرات است و سیمیا علم خیالات و اوهام است و ریمیا شعبده است و این علوم به پنجاه و دو علم منقسم شده است .

اگر از آب پیاز و نیل و زردچوبه و مازو و روناس از هر یك جزوى با هم مخلوط كنند و بوسیله آن كتابت كنند خطى سبز زیبا نوشته مى‏ شود .

بعنوان رمالى سرگذشت طرف را گفته و بر ساعد دست چپ با آب لیمو یا با آب پیاز قبلا نوشته و با كف دست راست بر ساعد چپ بسرعت با كف دست بمالند و حرارت دهند آن متقاضى مشاهده مى ‏كند كه جمله (براى شما سحر كرده‏اند) یا براى شما باطل‏السحر لازم است) یا بر كاغذ نویسند و حرارت آتش دهند جملات بالا و یا نظایر آن را رویت مى‏ كنند در این هنگام مرشد فكر مراجعه كننده را مسخر كرده باخاذى مى ‏پردازد.

مازو و زاج سرخ را مخلوط كرده با آن كتابت كنند خط آشكار نشود بنزدیك آتش برند خوانده شود.

با خون كبوتر با سیاهى مركب و روغن زیت مخلوط كنند و با آن كتابت نمایند شب خوانده نشود اما روز قابل خواندن شود.

مرشد بمنزل مرید خود رفته لنگ طلب كند و غسل كند و اطاق را با پرده‏ هاى مشكى یا تیره رنگ تاریك سازد و زیر لب تظاهر بخواندن ادعیه نماید بجوانب اطاق بنگرد كه وانمود سازد كه ارواح حاضر شده ‏اند در آن هنگام كاردى طلبیده تكه ابرى را كه آغشته به آب است یا پنبه‏اى كه آغشته به آب است در لاى انگشتان یا كف دست پنهان ساخته ظاهراً به كارد فشار داده بمرید گوید اى مومن دو كف دست را در مقابل كارد گرفته با این آب كه بدست تو ریخته مى‏شود از حوض كوثر آمده وضو بگیرند و دو ركعت نماز حاجت بخوان كه حاجت تو برآورده شود و قابلیت یافته ‏اى كه به این عطیه عظمى نائل شده‏اى و با این عمل جان و مال مرید را در كف خود گرفته و بر خر مراد سوار گشته است .

یكى دیگر از این اعمال آنست كه كاسه‏اى مقابل خود نهاده به حاضرین گوید اسامى افرادى را كه هر نامى را در یك كاغذ نوشته و آنرا پیچیده مرشد تكه‏ هاى كاغذ را در كاسه ریخته و دستمالى بر روى آن مى ‏نهد بعد بطریقى كه گفته شد ملك عبدالرحمان را احضار كرده و پس از آن بجهات مختلف اطاق نگریسته كه نشان دهد پریان و اجنه حضور بهم رسانیده ‏اند بعد گوید ملك عبدالرحمان خوش آمدید صفا آوردید و بعد از آن گوید بشما اجازه داده مى‏شود از گله گوسفندان نصارا و یهود گوسفندى آورده ذبح كنید و كباب كنید و پس از مدتى گوید نوش جان بعد كاغذى برداشته بگشاید و گوید چى فرمودید كاغذ را نزدیك گوش خود برده مانند اینكه گوش مى ‏دهد و پس از این حركت فرماید كه فرمودید دور اندازم و كاغذ دومى را برداشته و گشوده اظهار میدارد فرمودید كلمه اول ح است بعد قرب گوش خود برده گوید كلمه دوم س است و كلمه سوم را بگوید ن است و بعد گوید حسن است در صورتیكه كلمه حسن در كاغذ اولى نوشته بود و با این تمهید كلیه اسامى را بخواند و كلید معما همان حرف كاغذ اولى بود.

و براى احضار جن گوید :

قل اوحى الى انه استمع نفرء من الجن فقالوا انا اسمعنا قرناً عجباً. و باز جمله زیر را بر زبان جارى سازد .

یهدى الى‏الرشد فامنا به ولن نشرك بربنا احداً.

و پس از تلاوت آن

سدیوم را در نفت قرار داده یا پتاسیوم در نفت گذاشته با كاغذ گرفته در لاى انگشت نهاده در كاسه آب انداخته كه روى ظرف پارچه كشیده باشد و رنگ آب برنگ چاى تبدیل شود و بگوید (دهادوا - دهادى عندى بعندى پادى پاكى تلونى سیرله متكه - چركه - پركه - شراعى - پاچارا) بعد گوید یا ملك عبدالرحمان ملك پریان احضروا - احضرو - و صداها بشنود و بپرسش متقاضى پاسخ دهد.

اگر صلیب یا عكس عیسى (ع) را بفاصله یك وجب در مقابل چشمان خود قرار دهد در صورتیكه در آن مكان روشنایى نباشد و چند دقیقه با تمركز بدان بنگرد و بعد سر به آسمان كند صلیب یا عكس را در آسمان مشاهده خواهد كرد.

و چند دقیقه با دقت و امعان نظر بنگرد برودخانه و به آسمان نگاه كند بعینه همان را بیند این عمل درباره صلیب و عكس عیسى (ع) كلیت ندارد بوره سرخ با سیاهى دوات آمیخته و با روغن زیت یا روغن نفت به تساوى قسمت نمایند و بر روى آب بنویسند پیدا شود .

نوشادر و نیل و توتیا متساوى ‏الوزن به عرق نعنا یا عرق لیمو سائیده شود و با موم بر روى كاغذ یا هر چه نویسند و از آن ادویه سائیده بر روى آن ریزند و در آفتاب خشك كنند بعد بشویند نوشته روشن گردد.

اگر بخواهیم در علوم غریبه شرح دهم مى‏ترسم دست آویز مسند نشینان شود لذا اندكى از اعمال خلاف مدعیان را روشن ساخته تا خوانندگان آگاه شوند و از بند دامها رهایى یابند.

کتاب سیری درتصوف

اثر نورالدین چهاردهی