English French German Italian Portuguese Russian Spanish
مولوی (مولانا)
نوشته شده توسط نورالدین چهاردهی نقل از : کتاب سیری در تصوف در شرح حال مشایخ و اقطاب تألیف نورالدین مدرسی چهاردهی چاپ سوم – تهران - انتشارات اشراقی – 1389 شمسی   
چهارشنبه ، 29 مرداد 1393 ، 12:42

مقاله شماره 121

مولوى فرماید :

عقل اول راند بر عقل دوم ماهى از سرگنده گردد نى ز دم

حكما در ایجاد عوالم هستى كه به اراده ازلى در هستى كل عقول عشره قائل شده ‏اند.

و در ایجاد موجودات به سبب علت و معلول همین ده عقل را اعتبار داده ‏اند.

و عقل اول كه مبداء عقول دیگر است از جهت توجه تام به فیاض مطلق موجد عقل ثانى شده است و بهمین نهج عقول دیگر پدید آمدند و اول عقل موجد عقل ثانى شده است و بهمین نهج عقول دیگر پدید آمدند و عقل عاشر را جبرئیل نامند .

عقول متكافئه تعبیر به مثل افلاطونى نمایند و علت و معلول نمى ‏باشند بدلیل آنكه معلول عقول طولیه هستند و این عقول ملائك مقرب ذات بارى هستند.

عالم اسماء و صفات نسبت به ذات حق فیض اقدس و نسبت به جامعیتش كلیه اسماء و صفات را فیض مقدس گویند و عده ‏اى از عرفا عالم لاهوت را عالم اسماء و صفات دانند و عالم هاهوت (كه مقام نقطه و حقیقت محمدیه (ص) و مقام انسان كامل و ولایت كلیه و حقیقت علویه و مشیت الله دانند) و مراد مقام هویت ذات كه مقام احدیت است مى‏ شناسند.

خلق الله الاشیاء با المشیة و المشیة بنفسها اعیان ثابته عالم اسماء و صفات مى ‏باشند كه صور علمیه ذات احدیت است و همیات صورت محسوسه دارا نبوده مانند دوستى و دشمنى و صور علمیه در دماغ افراد بشرى جاى دارند اعیان ثابته ماهیات مى ‏باشند .

هانرى كربن در مجله مردم‏شناسى درباره میرداماد به عنوان معلم ثالث یاد كرده در ضمن گفتار سخنان آن فیلسوف را نقل كرده كه فرمودند یك بار ضمن زیارت حضرت معصومه (ع) در قم و مرتبه ثانى در تخت فولاد اصفهان براى وى انسلاخ بدن دست داد و كربن انسلاخ را تعبیر به خواب كرده است .

لذا بطور ایجاز عرضه مى‏دارد.

انسلاخ از پوست درآمدن و از قشر جسد عنصرى رهائى یافتن و راه به ملكوت و مبادى عالیه و اتصال به عوالم غیبه مى‏ باشد و هم چنان كه آن فیلسوف اشراق فرموده‏اند اراده در این امر مدخلیت ندارد.

گوش با جسد قشر ماده فقط مى‏شنود اما توانائى مشاهده ندارد اما روح در عوالم غیبى مى‏بیند و اصوات عوالم بالا را مى ‏شنود و روح مظهر تجلى نورالانوار است .

انسان در هر بیست و چهار ساعت بیست و یك هزار و ششصد نفس مى ‏كشد .

در میوه زندگانى در فریده 49 كه تصنیف كیوان قزوینى است كه معناى آنرا بیان مى ‏دارد .

وجه ‏الله فعل‏الله است فاعلیت است فیض است مشیت است خلق ‏الله است خلق‏ الله بمعناى مخلوق است .

شیئى به معناى اخص وجود است و ماهیت اعم به هویت .

خدا شیئى است هویت ذاتى.

الحق ماهیة انیة خدا ماهیتش عین وجود است .

غیب ‏الغیوب ذات بارى تعالى است از همه عوالم هستى پنهان است حتى از عوالم غیبى نیز پنهان است .

خواب و خیال برزخ عالم شهود و غیب است و خواب نیز از عالم غیب است.

مراتب روحى هر یك نسبت به مرتبه بالاتر خود دوزخ است نفس نسبت به صدر و به همین ترتیب قلب سر و روح و اخفى نسبت به ذات احدیت دوزخ است .

لایبقى وجهه

ذات ربوبى و مشیت الله مقام مشیت است خدا و مقام الله مقام حق مخلوق به است مقام سوم كثرات است خدا محیط است بر آنها .

جهان مادى از ساحت قدس ربوبى دور افتاده و این دورى از عالم اطلاق و تجرد بسبب احتیاج به تركیب از مواد و صور جوهریه پدیدار گردیده است .

عرفان از دایره علوم خارج و فوق آن وارده شناخت و سلوك مشى عاشق است و عارف طریق شناسائى را پیموده و در عالم تجرد است .

معانى گفتار كیوان قزوینى بزبان ساده نقل گردید .

عرفائى كه از قرن دوم تا زمان حال مورد قبول این ناچیز است تنى چند را معرفى مى‏كند.

مبحث فوق نیاز دارد كه كتابى مستقلى در این باب تدوین گردد اما متاسفانه هجوم اجنبى به خاك پاك خوزستان و عدم دسترسى این ناچیز به اسناد كتابخانه خود در شهر زیباى اهواز ناگزیر از حافظه و بعضى از اقل مداركى كه در دسترسم مى‏باشد در یك فصل فشرده تقریر مى‏نماید.

کتاب سیری درتصوف

اثر نورالدین چهاردهی