English French German Italian Portuguese Russian Spanish
اینک زمان تحول در تصوف است | It Is Now the Time for Revolution in Sufism
نوشته شده توسط نقل از : کتاب سلوک روحی (عرفان و تصوف) اثر مسعود رضا مدرسی چهاردهی– هندوستان – دهلی نو سال 2011- Arshia Publication   
سه شنبه ، 21 مرداد 1393 ، 22:02

شماره مقاله 1

اشتیاقِ روزافزون به مطالب روحى (درونى) در جامعه بشرى رو به تزاید است. افراد بسیارى (كه بخش اعظم آنان را جوانان تشكیل مى ‏دهند) علاقه مند به عرفان و طالبِ سیر و سلوك مى‏ باشند .استعدادهاى پاكى كه اگر به درستى هدایت شوند ،هر كدام از ایشان به ستاره ‏اى تابناك تبدیل خواهد شد كه روزگارِ ما و روزگاران آینده را روشنایى مى ‏بخشد .

منابع و مآخذى كه در دسترسِ سیلِ مشتاقان هست ،عموماً شامل سه موضوعِ ذیل مى ‏باشد .

1 – عرفان نظرى كه شامل مباحثى چون وحدت وجود – جبر و اختیار – تناسخ – آكل و مأكول – روح كلى و كیهانى (فیض مقدس) – مراتبِ وجود و امثالِ اینها است كه غالباً با اصطلاحاتِ دشوار و غلیظ آمیخته است و به زبان ساده عرضه نشده است .

2 – شرح حالاتِ روحىِ عرفاء و منشِ اخلاقى و حكایات زندگىِ سالكانِ بزرگ همچون تذكره‏ها و كتبى چون تذكرة الاولیاء .

3 – شرح ساختار تشكیلاتى از مسالكِ طریقت باطنى .

 

پس در بین كتب و مآخذى كه جویندگان طریقتِ باطنى به دنبال آنند كمتر به كتاب و رساله ‏اى بر مى ‏خوریم كه دستوراتِ عملى و تكنیكالِ سلوكِ روحى را به زبان ساده به رشته تحریر در آورده باشد .جوینده راه مى‏ خواهد بداند كه سالكان چگونه سلوك مى ‏كنند – در خلوتِ خود چه مى ‏كنند – چه ذكر مى ‏گویند – چه مى ‏خورند – چه مى ‏پوشند – چگونه تنفس مى ‏كنند – چه حالاتى را پشت سر مى ‏گذارند .

و پرسش‏هایى از این دست ،كه طالب را سرگردان ساخته به این سو و آن سویش مى ‏كشاند ،لذا به هر كوى گذر كرده و هر درب را مى ‏كوبد .

از طرفى تردستان و شعبده بازان ،بازار مناسب یافته ،دكان‏ها آراسته مى ‏دارند ،به طمعِ آنكه طلب ‏هاى صمیمىِ ساده دلان را محیطِ مركزِ خود سازند .

وقتى عاقلان به كسوت عاشقان درآیند و طفلانِ راه نرفته مدعىِ رهنمایى گردند و دزدانِ كاروان ،امیرِ قافله شوند و رهزنان بر مسند راهنمایان تكیه زنند ،نتیجه وارونه شده ،استعدادهاى بسیار به بیراهه كشیده مى ‏شوند.

امروزه در هر كوى و برزن مشایخ و اقطاب دروغین فراوانند كه نه از علمِ عرفان بهره‏اى دارند و نه بر تبدیل وجودِ مریدان قادرند .

هر كدام از ایشان یك یا چند دستورِ عملى (تكنیك) سلوك را سرمایه دكانِ خود ساخته ‏اند و تحتِ این عنوان كه اذكار اسامى اعظم ‏اند و نباید فاش شوند و دستورات سلوك سرّ الله ‏اند ،دام چیده – دانه ریخته و عده‏ اى ساده دل را گردِ خود آورده ‏اند .و این ساده دلان غافلند از آنكه در قرونِ گذشته بنا به شرایط و وضعیتِ زمانه اسرارِ تكنیكالِ سلوك فاش نگشته و همچون رازِ سر به مُهر مخفى مانده است.

امّا امروز زمانه عوض شده و دورانِ دیگرى آغاز گشته است .دورانى كه بشر زیرِ بارِ اوهام نمى ‏رود .

دورانى كه ناكار آمدىِ مشایخ و اقطاب به اثبات رسیده است .قطب هیچ صفت بدى را از وجود مرید نمى ‏تواند ریشه‏ كن كند .

دوران اقطاب به سر رسیده و زمان آنكه اشخاصى شب بخوابند و خواب ببینند و صبح مدعى ارشادِ سالكان شوند و سندِ ارشادشان را خواب و رؤیاىِ خود قرار دهند سپرى گشته است ،زمانِ فروختن اسماءِالله توسط دكانداران به سر رسیده است .

زمانِ آنكه سلوك الى الله را منحصر كنند به ارادت به شخص خاصى گذشته‏ است.

سلوكِ روحى جهادِ با نفس و درِ خواهش‏ها را بر خود بستن است .

اینك زمان پرده برداشتن از دستورالعمل ‏هاى سلوكِ باطنى است ،زمان بیان شیوه‏هاى تكنیكال و متدهاى كاربردى در سلوكِ روحى است .

دیر زمانى است كه تصوف در بسیارى از مكاتبِ فكرى رخنه كرده و به شكل‏هاى گوناگون عرضِ اندام نموده است همچون مذاهب و مكتب‏هایى در هند كه تحت تأثیر تصوفند (حتى آنانى كه فلسفه سانكهیه اساسِ عرفانِ نظرىِ ایشان است) و یا مذاهبى چون بابیت و بهائیت كه زائیده تصوف‏اند و نیز فرقه‏ها و سلاسل دیگر چه در اسلام و چه در دیگرِ ادیان .

اینك زمانِ تحول در تصوف است

اگر گفته شود كه صِرفِ دانستن و حتى عمل نمودن به تكنیك ‏هاى طریقت كافى نیست بلكه مى‏باید مرید (رهرو) از نَفَسِ مسیحایىِ مُراد فیضِ روح القدس را بیابد و دلش زنده شود و به مددِ پیر ،طىِ طریق كند ،جواب گوئیم كه اولاً شخص مُراد باید اندازه شعاعِ قدرتِ خود را در تكمیل مریدان مشخص كند كه مثلاً مى‏تواند یك نفر یا ده نفر یا صد نفر یا هزار نفر را كامل كند و دیگر آنكه در چه مدتِ زمان مثلاً پس از 6 سال یا 12 سال ،و اینكه معین نمى‏ كنند و مدعىِ ارشاد همه خلق ‏اند و كمالِ مرید را موكول مى ‏كنند به پس از مرگ ،توالىِ فاسده پیدا مى‏ كند .

و از جهتى امروزه در جهان بسیارند مرشدانِ طریقت كه ریاستِ مسلكى و مسندِ طریقتى دارند ،شگفتا كه بشر این همه مرشد و هدایتگر دارد و  این همه معضل و مشكل دارد و درمانده و گرفتار است .

آئین و طریقتى سزاوار است كه از عهده اعدامِ صفاتِ رذیله و ایجادِ صفاتِ حسنه در وجودِ مستعدین برآید ،بلكه آن را شایسته مى ‏توان خواند كه استعداد آفرین باشد حیوانِ نجس را آدمِ ملكوتى كند ،خاك را كیمیا سازد .

نه آنكه مسالكِ مختلف با نام سلوك در چهار گوشه عالَم یافت شود كه از عشق و طریقت گویند و از راهِ حقیقت دورند . در مسیرِ عشق ،عاشق و معشوق یكى مى ‏شوند ،مرید و مراد یكى مى ‏شوند .

مى‏ باید تبدیل مریدان به رأى ‏العین دیده شود  در رویه و رفتارِ ایشان  حال آنكه اكثر مفاسدِ روزگارِ بشر از همین مدعیان دروغین دین و طریقت ‏اند كه پس از عمرى مریدى ،خود را باد به دست مى‏یابند و روى آن ندارند كه برگردند و جامعه را آگاهانیده كه هان این راه كه رفتیم به تركستان است راهِ خدا و سلوكِ الى الله نیازمندِ نامِ خاص – شكلِ خاص – مكانِ خاص (خانقاه – دیر – مصطبه) و ارادت به شخصى خاص (قطب) نیست. سلوك تلاش و همت مى ‏خواهد و لطفِ حضرتِ دوست .

و چون شهامت بازگشت ندارند به ناچار بعضى دم فرو بسته و برخى به علوم غریبه، دعانویسى ،طلسم پر كردن و امثال آن روى مى ‏آورند .

طریقت باطنى بازار مكاره ‏اى گشته كه نیازمند بازسازى و خانه تكانى است .

بر سر سخن باز آئیم :

كتابى كه پیش رو دارید بى ‏ذكر نام از مسلك‏ها و طریقت ‏ها به بیان وجوهِ اشتراك ایشان مى ‏پردازد فى ‏المثل در طریقت‏ هاى هندى حبس نَفَس و تمركز به ماه و خورشید از اهمیت بسیارى برخوردار است كه سالكانِ مكاتبِ هندو به آن مى ‏پردازند همین طور این شیوه‏ها و دیگر تكنیك‏ ها به تصوف اسلامى وارد گشته به كار گرفته مى ‏شوند .

پس در كتاب حاضر دستوراتِ تكنیكال و شیوه‏هاى عملىِ ده‏ها مكتب از مكاتب و مسلك ‏هاى سلوك روحى (طریقت باطنى) توضیح داده شده است كه بعضى از آن دستورات ،مشتركِ میانِ همه اهلِ طریقت است و بعضى دیگر میانِ برخى از شعبه ‏ها وجه مشترك است .

با درود به محمد مصطفى (ص) و با توسل به ارواح عالیه .

شعبان 1427- شهریور 1385

كمترین بندگان

مسعود رضامدرسى چهاردهى

کتاب سلوک روحی