English French German Italian Portuguese Russian Spanish
فكر « صورت فكريه » | The Idea of Mediative Form
نوشته شده توسط نقل از : کتاب سلوک روحی (عرفان و تصوف) اثر مسعود رضا مدرسی چهاردهی– هندوستان – دهلی نو سال 2011- Arshia Publication   
چهارشنبه ، 22 مرداد 1393 ، 11:59

شماره مقاله 7

لغت صورت فكریه به دو معنى است :

1 - فكر اختیارىِ مرید آن صورت را در دل ایجاد كند .

2 - صورتى كه در دلِ مرید هست باید به آن نگاه و در آن فكر كرد .

اعمال سلوك یا اعمالِ دل است یا اعمالِ تن .اعمال دل ذكر است و فكر .

ذكر یعنى آنچه به زبان دل (كه آن زبان براى بعضى نَفَس كشیدن است و آن را ذكر انفاسى نامند و براى بعضى خیال است و آن را ذكر قلبى نامند) گوید كه یكى از نام‏هاى خدا (اسماءالله) باشد .

فكر یا صورت فكریه یعنى آنچه به چشم دل به آن نگاه كند و آن براى بعضى همان شكلِ دل خودش است (قلب) ،و براى بعضى لفظ الله است كه فرض كند نوشته شده روى دل یعنى با قلم خیال لفظ الله بر قلب خود یا در جوف (درون) قلب خود بنویسد و به آن نظر كند و به مددِ آن الله  ذكر قلبى یا ذكرِ انفاسى را به زبانِ دل یا به زبانِ نَفَس بگوید كه آن نگاهِ دائم (راكد) باشد و آن ذكر جارى .

پس ذكر عدد پیدا مى‏كند و فكر بى‏عدد است .

و براى بعضى فكر صورتِ استاد است .

و روح القدس كه در مریم دمیده او را آبستن نمود ،همان صورت فكریه مریم بود كه آن وقت از دل و درونِ او بیرون آمد و آن دمیدن و سخن گفتن‏ها را بجا آورد     موسى با صورت فكریه درونى‏اش هم كلام مى‏شد .كوه طور ،صورتِ دل و خیالِ موسى است و رب ارنى خواهش تجسم صورت فكر است و لن ترانى یعنى تا كوه طور جسم تو و خودبینى تو بر سر پا است مرا نمى‏بینى والا همیشه نمایان‏تر از هر چیزم ،خودى را بگذار تا مرا ببینى .

 

صورت فكریه مرد نمى‏شود زن باشد مگر استادش زن باشد كه نادر است اما اگر سالك زن بود ،صورت فكریه‏اش كه غالباً به شكلِ زن خواهد آمد ممكن است گاهى هم به شكل مرد بیاید .

مرید ،فرهاد است ،مراد شیرین و كوه ،علایق و محبات متفرقه دل است و كوه كندن مداومت بر ذكر قلبى است .پس باید اول صورت مراد را در صفحه دل نقش داد و به او نگریست و به نیروى او ذكر نمود تا آن ذكر اثر بخشد و دل را از علایق بزداید و همان صورتِ مراد است كه صفات بد را از دل بیرون مى‏كند و صفات خوب در سایه او به تدریج پیدا مى‏شوند مانند آنكه اگر شاه مگس عسل به كندویى بیاید همه لشكرش هر جا باشند مى‏آیند و تا شاه هست ،هستند .

عدّه‏اى مزارِ استاد را صورت فكریه خویش قرار مى‏دهند .

و در اینكه چهره استاد را در كجا مورد تمركز قرار دهند و بدان توجّه كنند جاى سخن است ،بعضى گویند در مقابلِ خویش و برخى در فضاى سینه قائلند ،و حق آن است كه صورت فكریه مى‏بایست خود تجلّى نموده و آنجا كه بایست ،بنشیند و قرار گیرد و اینكه سالك خود به اختیار به چهره‏اى تمركز دهد صحیح نبوده و آدمى با هر چه این كار را كند تمام فكرش به آن مشغول گشته ملكه ذهنش مى‏گردد مى‏گردد حتى سنگ و كلوخ . چهره استاد مى‏بایست خود بیاید و قلب تو را تصرّف نماید كه اگر تو هم بخواهى كه از او رو بگردانى نتوانى زیرا ذكر و فكرِ اختیارى دوزخ است و دوام در آن متصوّر نیست باید آن را دید و خوب بجا آورد از آن گذشت و در آنجا نماند و منتظر ظهور آن ملكوتى شد .مراد از ذكرِ دوام ذكر ملكوتى خارج از اختیار است و بهشت حقیقى عرفاء است .

گفتیم‏كه صورت فكریه جلوه‏هاى گوناگون داشته و داراى مراتب است و هر سالك به تناسب مرتبه ذكرش صورت فكریه‏اى دارد .

اكنون توان گفت كه از قدرتمندترین مراتبى كه در فكر بر سالك تجلّى مى‏كند صورت باطنى خودِ سالك است نه این صورت و شكلِ ظاهرىِ سالك بلكه باطنِ سالك بر سالك رخ مى‏نماید .

هندو كلمه (اُوم) را ذكر و جرمِ ماه را به عنوان فكر تمركز مى‏دهد .

این ناچیز تجربه نمودم كه اگر كسى بخواهد به متدِ هندوان ره سپارد و به ماه و خورشید و نشست‏هاى 84گانه آن دل سپارد بهتر آن است كه افزون بر آن ،از اذكارِ قرآنى همچون لفظ «اللّه» و «الحى» و «العلى» و «هوالحى» و «هوالعلى» بهره جوید و ذاكر به این اذكار شود ،و نیكوتر این است كه اذكارِ قرآنى را جایگزینِ لفظِ اوم نماید .

اما نحوه صحیحِ تمركز به ماه و خورشید كه امروزه به اشتباه تعلیم داده مى‏شود به شرح زیر است .

***************

تمركز به ماه :

سالك از شب دوازدهم ماهِ قمرى تا شانزدهم ماه قمرى (به مدت پنج شب) به قرصِ ماه در آسمان خیره گشته و به ذكر «هو»  مشغول مى‏شود.  حبس نَفَس را رعایت كرده و اوائل بیش از شبى یك ساعت تمركز ندهد .

***************

اثرات تمركز به ماه :

در حینِ تمركز به ماه چشم‏ها مى‏سوزد و اشك مى‏آید ولى به مرورِ زمان این حالت برطرف مى‏شود .پس از چندى تمركز دادن به ماه ،ستارگانى در اطرافِ ماه دیده مى‏شوند كه نباید موردِ توجه و تمركزِ سالك قرار گیرند .

سالك پس از ماه‏ها (و بتدریج) بر مدتِ تمركز به ماه مى‏افزاید ،حالت نشاط و سبكى به سراغِ سالك آمده ،امواجِ گیاهان و روحانیت آب را در مى‏یابد .[آب و گیاه از جمله پدیده‏هایى هستند كه تحت تأثیر امواجِ ماه مى‏باشند] .

پس از چند سال سلوك كه اوائل پنج شب در ماه ،تمركز به ماه داده و خیره به آن مى‏نگرد بتدریج شب‏هاى دیگر هم ماه را تصور مى‏كند .وقتى از طلوعِ ماه تا غروب ماه (یعنى تا سپیده صبح) توانست به ماه خیره گشته متمركز باشد آن زمان مى‏تواند به تمركز به خورشید رو بیاورد .

***************

تمركز به خورشید :

اوائل باید فقط در هنگامِ غروب ،تمركز كرده خیره به خورشید گشته و در آغاز بگوید الله جلّ جلاله اِلهنا و محمد نبینا الاسلام دیننا القرآن كتابنا و الكعبة قبلتنا و المؤمنونَ اخوتنا .

پاى خود را حتى‏الامكان در هنگامِ تمركزِ به خورشید ،برهنه كرده و ایستاده تمركز كند و به ذكر حیات «الحى» مشغول باشد .

پس از ماه‏ها مى‏تواند كه تمركز به طلوعِ خورشید دهد و بیش از ده دقیقه تمركز را ادامه ندهد .

پس از چند ماه تمركزِ روزانه به طلوعِ خورشید ،مى‏تواند به خورشیدِ ظهر به این ترتیب تمركز دهد  :

مشتى آب به چشم‏ها زده ،آرام آرام چشم‏ها را رو به خورشیدِ ظهر بگشاید و پس از خشك شدنِ چشم‏ها دوباره این عمل را تكرار كند والا چشم‏ها آسیب مى‏بینند .

و بهتر آن است كه از روحانیتِ خورشید در هنگام غروب استفاده نماید و از تمركز به خورشید در هنگامِ ظهر پرهیز كند .سرِ خود كار كردن و تمركز به ماه و خورشید ، بدونِ دستورِ استاد ،خطراتى در بردارد و ضررش بیش از نفعش مى‏باشد .

اینك مى‏بایست نحوه تمركز خود را تغییر داده به ذكرِ خود باز گردد و از تمركز به ماه و خورشید بپرهیزد و براى تجربه و احیاناً جهشى مقطعى استاد صلاح دیده است كه او به تمركزِ خورشید نشیند .و در هنگامِ ظهر بیش از سه تا چهار دقیقه و جمعاً بیش از 12 روز تمركز ندهد  آن هم پس از اُنس یافتن به غروب و پس از آن در طلوع .

کتاب سلوک روحی

مسعود رضا مدرسی چهاردهی