English French German Italian Portuguese Russian Spanish
خواب سالك‏ | The Sleep of the Spiritual Traveller
نوشته شده توسط نقل از : کتاب سلوک روحی (عرفان و تصوف) اثر مسعود رضا مدرسی چهاردهی– هندوستان – دهلی نو سال 2011- Arshia Publication   
چهارشنبه ، 22 مرداد 1393 ، 12:08

شماره مقاله 10

خوابِ سالك به تناسبِ حالات روحى و كیفیاتِ درونى متفاوت است و هر دوره دستورى خاصّ را دارا مى ‏باشد .

و نیز موردِ شخصى (شخص سالك) و شرایطِ اقلیمى و شرایطِ سنىِ سالك و فعالیت‏هاى اجتماعى‏اش ،همه و همه مى ‏بایست مورد نظر باشد .

ولى آنچه كه مى ‏بایست به عنوان یك الگو مورد توجه قرار گیرد پرهیز از پرخوابى و اُنس با كم خوابى است .

ساعتِ خوابِ سالك مى ‏بایست به نحوه ‏اى باشد كه پاسى از شب را بیدار نشسته و با خود خلوت سازد .اگر بتواند كه از ساعتِ دوِ نیمه شب تا سپیده صبح بیدار نشیند ،بسیار خوب است و یك چنین سالكى براى توانایى بر این امر مى ‏تواند كه هشتِ شب بخوابد و دو نیمه شب برخیزد و وضو ساخته رو به مشرق نشیند .

 

خواب همچون دارویى است كه پس از انسلاخ و یا رویدادهاى روحى و سلوكِ متوالى به درد سالك مى‏آید و او را تسكین داده ،آماده حركت و گام‏هاى رساى بعدى مى ‏سازد .

امّا مكرر مى ‏گوییم كه كم خوابى مفید و پُر خوابى مضرّ است و این كم و زیاد به تناسبِ افراد متفاوت است .

گفتنى است كه سالك قبل از خواب به ذكر اشتغال مى‏ ورزد ، ابتدا این آیه را  با حضور قلب تكرار مى‏كند اللّه لااله الا هوالحى‏ القیوم  لاتأخذه سنةٌ  و لانوم .

آنگاه به ذكرِ قلبىِ خود رو آورده تا خواب او را فرا گیرد همانكه از خواب شب بیدار شد كه دیگر قصد خواب ندارد [نه هر بیدارى‏] باید برنخاسته و با كسى سخن نكرده اول 14 بار صلوات به زبان و 14 ذكر قلبى خودش را به زبان آهسته تا كسى نشنود بگوید و باید این هر دو را با انگشت بشمارد كه بیشتر نشود زیرا تن بیش از این اذن ندارد[1] .و این تنها جایى است كه سالك ذكر قلبى خود را مجاز است كه به‏ زبان بگوید .

براى آرامش در خواب و ایمن بودن از خواب‏هاى آشفته سالك مى‏تواند با انگشت سبابه دست راست نقش پیشانى و نقش سینه ترسیم نماید .

نقش پیشانى :با انگشت سبابه دست راست لفظ یا على را بر روى پیشانى بنویسد.

نقش سینه :لفظ یا على را بر روى فضاى سینه با انگشت سبابه دست راست مى‏نویسد .

***************

خواب در سلوك‏

در اینجا منظور از خواب نه به معناى استراحت و خُفتن است بلكه به معناى عرصه‏اى مناسب ،براى جذبِ لطائف و دریافتِ معانى و كسبِ معرفت است ،كه فیوضِ مختلف بر سالك افاضه شده و سالك قواى ظاهرى خود را به نحوه‏اى مهار مى‏سازد تا قواى باطنى بیدار شده و به جست و خیز بپردازد ،پس مهار ساختن و آرام ساختنِ قواى ظاهره بمنزله خواباندنِ ایشان است .

چه بسا كه در خواب ،به سالك معانىِ غیبیه و لطائفِ ملكوتیه نیز القاء مى‏شود و این فرق است با آنكه گروهى مقید مى‏كنند دریافتِ معانى را در حیطه خواب فقط و غافلند از آنكه حقیقت به جلوه‏هاى مختلف در آمده و به هر درى سرى مى‏زند و در هر سرى ،سرّى مى‏نهد .چگونه مى‏توان گفت كه او فقط به خواب در مى‏آید .

«خواب ،ملاك عملى بطور دائم براى خواب بیننده نیست زیرا بسیار رخ داده كه تمركز سالك تجسد یافته و در خواب بر وى جلوه‏گر گشته و سالك تصور نموده كه حقایق عالیه را دریافته لذا در سلوك روحى ، مكاشفات بویژه خواب مناط اعتبار نبایست قرار گیرد .»[2]

گفتنى است كه اگر شیوه سلوكى غلط باشد و یا استادِ سالك دكاندار باشد سالك در ابتداى سلوك خواب‏هایى مى‏بیند .

کتاب سلوک روحی

اثر مسعود رضا مدرسی چهاردهی



[1] . استوار رازدار فصل پانزدهم .اثر عباس كیوان قزوینى

[2] . نقل از كتاب شادروان نورالدین چهاردهى .