English French German Italian Portuguese Russian Spanish
منشاء نقص علم
نوشته شده توسط نقل از : کتاب سرانجام(نسخه خطی) اثر: مرحوم آیت الله شیخ ملاعباس کیوان قزوینی «رحمة الله علیه» با مقدمه نورالدین چهاردهی – به کوشش مسعود رضا مدرسی چهاردهی – چاپ تهران – نشر آفرینش – سال 1394 شمسی   
يكشنبه ، 26 مرداد 1393 ، 17:47

شماره مقاله622

منشاء نقص علم

پس همۀ نقص و عيب هر كار و علم ناشى از يكى از سه چيز است :

  1. 1. نه آزمودن بچه‏ها (آزمايش جوان‏ها چون مشوب شده‏اند چندان مفيد نيست) .
  2. 2. سوء تفاهم و اشتباه در آزمايش .
  3. 3. اهمال و اخلال در شروط و مقدمات علم و عمل .

والّا چرا در قوانين مجعولۀ طبيعت و جريان امور اصليه هيچ اختلاف و سهو و نسيان رو نمى‏دهد ،از درخت بادام هرگز هلو و ليمو به دست نمى‏آيد و گرگ گوسفند نمى‏زايد و چهار فصل عوض نمى‏شود ،ثابت سيّار و به عكس نمى‏شود ،نسر واقع و كفّ الخضيب و بنات النّعش بدل به نسر طائر و پروين و مجرّه نمى‏شوند .

و اختلافات منتظمۀ  اضداد و انواع هرگز از انتظام نمى‏افتند كه همين حفظ انتظام اختلاف، معنى بى‏اختلافى است ،بلكه لازمۀ تفاوت درجات تركيب است و جزء تعدّد مراتب وجود است در سايۀ وحدت حقيقت. پس اينها از موضوع اختلاف حيرت‏آور كه مبحث ما است خارجند .

اما كارهاى اختيارى بشر چه علم چه صنعت ،چه عادات چه سياسات ، چه انفرادى چه اجتماعى ،چه زشت چه زيبا ،پر از اختلافات شديدۀ  غير محصورۀ غير منتظمه است ، و نه قياس‏پذير است  نه علاج‏پذير و روزافزون خطرناك است كه هر دم توليد دشمنى راحت برانداز و هر قرنى توليد جنگ‏هاى ريشه‏ كن مى‏كند.

جنگ‏هاى صليبى دو قرن عمر كرد و آخر صلح نشد مانند مرض جوع كه از پر خوردن خسته مى‏شود و سير نمى‏شود .و آيندۀ نزديك دنيا هم آبستن به جنگ‏هاى زندگى شكن بى‏پايان است ،خدا به خير بگذراند كه دانشمند نميرد گرچه مرگ براى دانشمند خوش‏تر از زندگى است ،اما واى به حال جهانِ بى‏دانشمند .

مثلاً استخوان غير رگ و پى بودن و گياه نخوردن درنده و گوشت نخوردن چرنده ،اختلاف نيست بلكه لازمۀ تعدّد صور نوعيّۀ موادّ طبيعيّه است .

اما اختلاف در اينكه سل و يرقان و سفليس علاج پذيرند در درجۀ اوّل يا نه خرد را متحيّر دارد .

و در اديان ، غسالۀ اول پاك است يا  نجس عقل و دين را با هم متحيّر دارد . زيرا اگر نجس باشد پس پاك شدن محال است و اگر پاك باشد كماهوالحق پس مشهور (اكثريّت) چه مى‏گويد و اصطلاح غسالۀ مزيلۀ  و مطهّره از كجا بر مى‏خيزد .