English French German Italian Portuguese Russian Spanish
معانی و درجات وطن
نوشته شده توسط حکیم عباس کیوان قزوینی نقل از کیوان نامه جلد 2 اثر عباس کیوان قزوینی   
دوشنبه ، 27 مرداد 1393 ، 01:52

شماره مقاله710

در بيان مفهوم و مصداق وطن (ميهن) و اينكه ممكن است تعدد وطن براى يك نفر يا نه (و هوالحق).

پس گوييم عمر هر كسى را اگر نسبت به جان او دهند اول عمر در زمان (امتداد وجود) ملكوتى است كه دهر نامند و آن هنگامى از دهر است كه نفس ناطقه او تعين[1] شخصى ملكوتى يافته و جدا شده از عالم اطلاق نفس كل به نحو تنزل و ممتاز شده از نفوس ديگر به تمايز ملكوتى و تفاوت استعداد ذاتى و اخلاق عاليه ذاتيه و عرفاء مى‏گويند :
كه قبول ايمان يا كفر در همان جا است و اسلام آنجا را عالم ذر (ذرات) «روز الست» مى ‏نامد پس هر نفسى در هر وادى كه تعين يافته وطن او آنجا است و نسبت وادى به نشاه ملكوت نسبت اقليم و مملكت است به كره زمين و هر كره‏ اى سياره‏اى و هر وادى به همين نسبت شهرها و خانه‏ ها دارد و هر نفسى از يك نقطه معينه ‏اى است كه بايد به كشف تام شناخت و بس دشوار و نادر است و از هر مدعى هم به اين زودى باور نبايد نمود زيرا اغلب ادعاها از روى حدس است و ادعاء مطالب علميه هم از حدس است و اميد بخش نيست .
و آن علمى كه همه دينداران پى آن مى‏گردند و نمى‏ يابند و هر كه يافت (مانند يافتن اكسير) آدم غيرعادى خواهد بود همين است كه بداند جان او در كدام وادى ملكوتى (به زبان عرفاء سنخ ملكوتى) تعين يافته و آن تعين را تولد روحانى و آن وادى (سنخ) را وطن روحانى بايد ناميد .


________________________________________
[1] . شرح تعين ملكوتى و اثباتش در كتاب ثمرالحيات در فريده 13 ذكر شده .(مؤلف)

کیوان نامه جلد 2 – عباس کیوان قزوینی