English French German Italian Portuguese Russian Spanish
جن‌ (سوره بني اسرائيل) | The jinn -Surah Bani Israel
نوشته شده توسط حکیم عباس کیوان قزوینی نقل از : تفسیر کیوان قزوینی «نسخۀ خطی » جلد ششم اثر مرحوم آیت الله شیخ عباس کیوان قزوینی«رحمة الله علیه» با مقدمۀ نورالدین چهاردهی به کوشش : هاشم کیوان - مسعود رضا مدرسی چهاردهی - نشر آفرینش - تهران سال 1387ش   
شنبه ، 25 مرداد 1393 ، 20:44

شماره مقاله 519

2- و استیناف لاعطف آتینا موسى الكتاب النبوّة او التوریة و جعلناه موسى او الكتاب هدى لبنى اسرائیل هادیا لهم الى ان لاتتخذوا لكم من دونى وكیلاً من تكلون اموركم الیه و تعتمدون علیه.

آغاز سخن است به موسى پیمبرى و تورات دادیم تا رهنماى مردم شود كه جز مرا وكیل خود ندانند، وقت دادن پیمبرى و دین نا (ما) فرمود، وقت وكیل شدن من فرمود، اشاره به آنكه از خدا به سوى مردم وسایط بسیار در میان است ولى از مردم به سوى خدا باید كسى در میان نباشد. قوس نزول تكثیر واحد است قوس صعود توحید كثرات تا برسد به همان واحدى كه مبدء تكثیر بود و خودش یك دوره سیرى در شئون خودش نمود. معنى آخرالزمان توحید است و زمان دوره سیر واحد است در كثرات انبساطى خودش، قول محمد (من پیمبر آخرالزّمانم) یعنى عهده‏دار توحید جهان و جهانیانم چه در عالم كبیر كه او نزدیك شدن قیامت را عنوان سخن خود كرد و چه در عالم صغیر كه به انجام رساندن مكارم اخلاق و شفاعت كبایر را مدّعى شد (بعثت لأتمّم مكارم الأخلاق و ادّخرت شفاعتى لأهل الكبایر) هر كه به توحید رسید در عهد انبیاء و رسد در اسلام باید به نشأة محمدى در آید، كه همه راه‏ها به اینجا مى‏رسد و از اینجا به خدا.

یتخذو به یا هم خوانده شده در اینگونه سخن هر دو روا است برابر، اما در اینجا خطاب ذریه مانع از یاء است و منحصر به تا مى‏كند كه مشهورتر هم هست.

چند بار گفته شد كه تواند مراد از بنى اسرائیل همه مردم بود زیرا همه زاده از مهر خدایند (فاحببت ان اعرف) اسرا  دوست ئیل خدا، پس موسى هم پیمبر عالمگیر بود مگر جن كه از خود پیمبر و دین دانستند جدا از مردم، تنها در اسلام تا آخر دنیا جن و انس در پیمبر و دین یكى شدند، لذا در كتب آسمانى نام جن و خطاب به جن نبوده و در قرآن ...بار هست كه در بیشتر آنها جن پیش از انس است چنانكه افراد جن هم بیش از افراد انس است و عمرشان هم خیلى بیشتر. كیوان در پنجاه سال پیش كه بعض سخنان را باور داشت وقتى در احضار جن، زعفر نزدش حاضر شده گفت كه من در عاشوراى حسین جوانى نورس و شاه گروهى بودم و با گروهم به یارى حسین رفتم اذنم نداد برگشتم، بعض شب‏ها به پاى منبر تو مى‏آئیم (آن روزها كیوان در كربلا درس اجتهاد مى‏خواند و شب‏ها در صحن حسین در پشت سر به منبر مى‏رفت) و پس از ده سال دیگر كه باز احضار نمود نواده زعفر آمد گفت سال گذشته زعفر بمرد و هزار و سه سد سال داشت. در اینجا بخصوص قرینه بر اراده عموم نام ذرّیه  بر آنها نهادن و خطاب به همه ذریت نمودن است كه این خطاب خواندن تتخذو را بهتر بلكه واجب مى‏كند.

آیت الله عباس کیوان قزوینی

تفسیر کیوان جلد ششم