English French German Italian Portuguese Russian Spanish
وجود مطلق فيض مقدس صاحب دم - ولايت كليۀ علی (ع) | The Absolute Being & the Holy Emanation of the Lord of the Complete Mastership: Imam Ali
نوشته شده توسط مسعود رضا مدرسی چهاردهی   
يكشنبه ، 26 مرداد 1393 ، 14:44

شماره مقاله780

دیری است كه نام علی بر زبان هاست ،قرن هاست كه نام او در دفترها و كتاب هاست .

او دل ها را به خود مشغول ،فكرها را به خود متوجه ساخته ،جهانیان را از هر مذهب و مكتب به احترام خود واداشته است.

همگان نیكو شنیده ایم كه علی فرزند ابی طالب در كعبه متولد گشته ، به سبب تنگدستی پدر،تحت سرپرستی محمد (ص) درآمد و مطابق آیین او تربیت شده ،همراه پیغمبر(ص) فداكارانه جنگیده است .

همه نیك می دانیم كه او داماد پیغمبر (ص) و وصی و جانشین محمد (ص) است .

اما آنچه كه این مقاله به آن می پردازد شرح وقایع زندگی امیرالمؤمنین (ع) و حوادث تاریخی زندگی آن حضرت نیست.

ما در این مقاله به فصاحت كلام علی و معجزۀ گفتارش در دعای صباح نمی پردازیم.

ما در اینجا از جانفشانی های او در راه آیینی كه معلوم نبود جاگیر و ماندنی شود می گذریم همچنین وجود مبارك او را در قیاس دیگر تربیت یافتگان محمدی (ص) قرار نمی دهیم و از بیان عقاید و آرای اقوام گوناگون فكری دربارۀ او كه گویند (علی با هر پیمبری بود با سلیمان به شكل و به نام آصف بن برخیا با موسی به نام هارون همراه با عیسی به نام شمعون و با محمد (ص) به نام اصلی خود و در جایگاه خود كه كعبه است متولد گشت ) صرف نظر می كنیم.

از خوانندۀ محترم می خواهیم كه دمی تأمل كند و به این پرسش تفكر كند كه علی(ع) جایگاه باطنی اش چیست و ولایت كلیه كه علی (ع) مصداق بارز آن است به چه مفهومی است ،راه ارتباط با علی كدام است وفایده و كاربرد وجود علی (ع) برای امروز بشر و نسل های آتیه كدام است .

عرفا گویند : آفرینش این گونه آغاز گشت كه ذات اقدس پروردگار از خودش جذاب تر ،زیباتر ،كامل تر و غنی تری ندید و به خود توجه نمود.

توجه ذات الهی به خودش سبب پدید آمدن فیض اقدس گشت. فیض اقدس پدیده ای مجرد و پاك و بی آلایش و از تعین و حدود عاری است . آنگاه فیض اقدس مجذوب ذات الهی گشته و متوجه ذات خدا می گردد. همچون عاشق كه به معشوق متوجه شود.

پس آنگاه بر اثر توجه فیض اقدس به ذات الهی فیض مقدس پدید می آید ،این فیض مقدس منشاء كثرت است اما خودش از كثرت مبری است.

می توان فیض مقدس را همان وجود مطلق گرفت كه مبدأ و معاد همۀ اشیاء است و این وجود مطلق غیر از حقیقت وجود است كه برخی به اشتباه گمان می برند . گفتنی است كه برخی از عرفا و علما فیض اقدس را به حقیقت محمدیه یا مشیت كلیه یا صادر اول یا حقیقت علویه تعبیر نموده ،برخی نیز فیض مقدس را چنین انگاشته و آن را مقام نقطه یا انسان كامل نیز می نامند.

روایتی از امیرالمؤمنین علی (ع) نقل شده كه آن حضرت فرمود ،تمام مفاهیم قرآن (چكیدۀ قران) در سورۀ حمد است و تمام سورۀ حمد در بسم الله الرحمن الرحیم و تمام آن درباء بسم الله و عصارۀ آن در نقطه تحت الباء «انا نقطة تحت الباء البسمله ».

می دانیم كه نقطه بعد ندارد و از طرفی نقطه سر آغاز و منشاء خط است ،خط تشكیل دهندۀ سطح و پدید آورندۀ حجم باری مقام نقطه معنایی فراتر از آنچه گفته شده دارد.

مقام نقطه یا فیض مقدس (وجود مطلق) مابه الاشتراك همۀ اشیاء است . آنچه در تك تك اشیاء هست همان وجود مطلق است.

و اینكه گویند حضرت فرمود من دو سال از خدا كوچكترم مؤید این معناست كه ایشان حائز مرتبۀ فیض مقدس است كه دو مرتبه از ذات خداوندی پایین تر است .

عباس كیوان قزوینی می گوید :

و آن معرفت الله كه به فكر توان یافت همین است كه دست قوی پنجۀ فكر انسانی از احتجاب صفات بشریه برآید و بگیرد یك یك از اشیاء را و سلاخی آغازد و لباس حیثیات را یك یك از بر اشیاء بكند و تجرید تام نماید . چنانكه جز وجود مطلق از آن شئی باقی نماند و همچنین تمام را كه برهنه نمود می بیند كه از همه همان باقی ماند كه از هر یك تنها باقی مانده بود.

آری خوانندۀ گرامی از اینجاست كه علی (ع) می فرماید :

« ما رايت شيئا الا و رایت الله فیه و قبله و معه و بعده » و نیز آنجا كه حضرت می فرماید :

«لو كشف الغطاء ما ازددت یقینا » و غطاء همین پرده و لباس ها و حیثیات است .

گفتیم كه فیض مقدس ،خود كثرت نیست ،بلكه منشاء كثرت است به عبارتی دیگر می توان فیض مقدس را به جبروت نیز تعبیر نمود كه در تحت تصرف خود ملكوت را دارد و ملكوت متصرف بر ناسوت (دنیا) می باشد.

اما مقام ولایت كلیه مقام سرپرستی و تصرف كامل است بر تمامی ذرات و می تواند ایجاد و اعدام اشیاء نماید می تواند هر چیزی را پست یا بلند كند . می تواند خلق كند و می تواند خلق را فناء و قیامتی بر پا نماید.

قبل از وجود پاك محمدی جذب این معنا (ولایت ) به زمین نگشته بود و تنها نبوت (نبوت عهده دار انذار است ) بوده ،اما به طفیل وجود پاك محمد مصطفی (ص) این مفهوم الهی و آسمانی در وجود حضرت ختمی مرتبت محقق گشت و پس از آن حضرت ،اولین كسی كه در دامن پر مهر محمدی به مقام ولایت كلیه (ولایت متصدی هدایت نیز می باشد ) نایل گشت علی مرتضی است .

صاحب دم اندرین دوران منم /  حیدرم من حیدرم من حیدرم

انبیاء را در نبوت رهبرم / اولیاء را در ولایت سرورم

مصطفی را ابن عم و یاورم / حیدرم من حیدرم من حیدرم

دم به معنای یك دوره تنفس (دم و بازدم ) است كه در عرفان اسلام به ازل تا ابد نیز تعبیر می شود و در عین حال دم و بازدم میزان اعمال و افكاری است كه انسان بر آن مكلف است . یعنی اگر فكر گناهی به اندازۀ دم وبازدم در انسان بیاید به حساب او نوشته می شود.

حال بنگرید مقام ولایت را كه صاحب دم است و تقسیم كنندۀ بهشت و دوزخ است .

برخی از مفسرین در تفسیر برخی آیات قرآن بر این باورند كه همه كس با هر مذهب و دینی كه باشد در یك دقیقۀ آخر عمر كه چشم ملكوتی اش باز می شود علی (ع) را می بیند و می شناسد بی اشتباه و به او مؤمن می شود و می میرد و بعضی دیگر فقط حضور علی (ع) را برسر بالین هر میت نوشته اند بی آنكه ایمان آوردن میت را قید كنند.

سخن كوتاه ،ولایت كلیه آگاه به دلها و دانای ضمایر است . ولایت كلیه متصرف بر تمام اشیاء و اجزاء است از سنگریزه گرفته تا گیاهان و حیوانات و انسان.

چهار عنصر (آب – باد – خاك – آتش ) و سه مولود (جماد – نبات – حیوان ) و دو ضد (شب و روز) در تحت تصرف یك حقیقت (ولایت كلیه) است و علی مصداق بارز مفهوم والای ولایت كلیه است كه برگی نمی جنبد جز به یمن ارادۀ او و نسیمی نمی وزد مگر از الطاف مرحمت او.

اما علی را چگونه صدا كنیم و به چه نحو با او ارتباط برقرار كنیم . گفتیم چنان كه كثرت را رها و به سوی وحدت سفر كنیم و لباس حیثیات را بر كنیم آگاهی می یابیم كه او همچون نقطه در وجود ماست نه آنچنان كه بتوان او را بخشی از مجموعۀ خود یافت و نه آنچنان كه او را سوای خویش بتوان دریافت . بلكه می بایست یقین داشت كه او صدای ما را می شنود و دم به دم ما را می بیند .

اما در اینكه چگونه می توان او را صدا كرد هم لطفی خاص می توان یافت و آن اینكه «الاسم عنوان المسمی » به عبارتی دیگر اسمی كه با آن نام می خوانی اش علی از اسماء عالیه و سرالسر است كه به محض خواندنش (با حضور قلب ) موج تو را گرفته و به فریادت می رسد . به بیانی دیگر همان دم صاحب اسم در فضایی حاضر است كه او را خوانده ای .

پس یكی نام و اسم علی است كه بر اثر تكرار مفید واقع می شود دیگر كلمات آن حضرت است كه ابتدا بر جان پاكش نازل گشته و بر مغز او وارد شده به حس مشتركش نشسته است (بر زبان رانده است و یا به كتابت درآورده است ) كه متضمن موج روحانی آن والا مقام است . سپس عمل به دستورات آن حضرت است كه گویی مستقیماً به محضر مقدسش شرف حضور یافته و به گوش جان می شنوی بی آنكه نیاز به آن باشد كه چهرۀ حضرت را ببینی یا صوت او را استماع كنی بلكه مفاهیم و معانی را مورد توجه قرار می دهی .

البته پر واضح است كه زیارت مزار پاكش و یا در نظر گرفتن زیارتگاهش در توجه بیشتر و به دست آمدن تمركز كامل تر مؤثر است . اما سخن اینجاست كه علی (ع) یك عنصر یا موجود جسمانی نیست كه در تلی از خاك غنوده است بلكه او یك وجود متعالی (وجود مطلق – فیض مقدس – نقطۀ تحت الباء – صاحب دم ) و دارای مقام ولایت كلیه است كه در این دور و كور (دوره خلقت) جاریست و نامش رمزی از رموزات خداوندی است .

كلامش حكمت و وجودش رحمت است ،علی هدیۀ خداوندی و یوسف بزم محمدی است . نكته اینجاست كه با آمدن علی به دنیا مفهومی متعالی و معنایی جانبخش از غیب عالم به زمین آمد . اگر جسم علی در دنیا نیست روح او زنده و متصرف است و اگر وجود جسمانی آن حضرت در میان زمینیان نیست اما آن معنای متعالی نوین (ولایت كلیه ) كه قبل از آن حضرت و مرشدش محمد (ص) نبود اینك هست و خواهد بود تا دامن قیامت اگر چهرۀ آن حضرت قابل رؤیت نیست . تفكر آن حضرت قابل فهم و سبب تعالی است و آنچه كه سبب رشد و تعالی و كمال لایتناهی است تفكر الهی است وبس .

علی نسخۀ امروز و آیندۀ بشر است كه به گذر زمان و مرور ایام گشوده می شود خوانده می شود و همچون چراغ راهی به كار گرفته می شود.

وجود علی (ع) محدود به زمان و مكان خاصی نیست و حكایت مهمانی رفتن علی در یك شب به چهل جا روایتی متواتر است كه چهل تن كه مورد عنایت باطنی علی قرار گرفته بودند پنداشتند كه علی به خانۀ آنها آمده مهمان آنها شده . لذا فردا به مسجد به تفاخر گفتند و ادعا نمودند و رد فخر بر یكدیگر كردند و غوغا برخاست و همۀ اصحاب ،چشم و گوش شده گردن كشیدند و نزاع فرو ننشست تا پیمبر به مسجد آمد و فرمود علی دیشب تا صبح مهمان من بود پس كسی نزد فاطمۀ زهرا فرستاده پرسیدند فرمود : علی دیشب در خانه بود ، بیرون نرفت و پس همه حیران شدند ،جبرییل آمد كه از خدا راستگوتر نیست خدا می فرماید : علی دیشب بالای عرش مهمان من بود.

باشد كه آن وجود یگانه ،آن مولای مردانه ،آنكه می تواند از مرزهای زمان و مكان درگذرد ،خود نظری به محتاجان حقیقی درگاهش نماید تا یار كه را خواهد و میلش به كه باشد .

نورالدین مدرسی چهاردهی

مسعود رضا مدرسی چهاردهی


ارتباط با مسعود رضا مدرسی چهاردهی :

modaressimasoudreza@yahoo.com