English French German Italian Portuguese Russian Spanish
معنای گنجینه بودن نسخ خطی و ارتباط روحی ِ مؤلف و مصحح در نسخه های خطی
نوشته شده توسط مسعود رضا مدرسی چهاردهی   
يكشنبه ، 26 مرداد 1393 ، 14:50

شماره مقاله782

هوالعشق

آنچه یک نسخه خطی را از دیگر اشیاء قدیمی ممتاز می سازد دانش هایی است که در درون ِ آن نهفته است .

بشر برای یافتن دانش هایی که پیشینیان بدان دست یافته اند و فهم ره آورد آنان نیازمند بازخوانی نسخ خطی است تا از لابلای صفحات گذشتۀ خود چراغ راهی برای آینده به دست آورد.

جای بسی تأسف است که گاه پژوهشگران ما و در مواردی کتابداران ،چاپ سنگی و نسخۀ خطی را از هم باز نمی شناسند.

و چه درد آور است وقتی که می بینیم اساتید و دانشمندان ِ دانا سرشت هر یک در گوشه ای گاه سالها به تصحیح دیوان شاعری گمنام نشسته اند که نه مطلبی بکر و نه اندیشه ای تابناک از آن می توان یافت که راهگشای امروزۀ ما باشد.

دانشمندان و محققین باید وقت خود را مصروف نسخی کنند که حاصل آن رمز گشایی و معرفی دانش های گذشتگان و فراهم آمدن ِ زمینه ای برای تولید دانش های نوین باشد.

گاه یک نسخۀ خطی می تواند جهشی در علوم اعم از علوم انسانی و غیر ِ آن پدید آرد.

در این مهم آنچه نیاز است موضوع بندی نسخه های خطی و معرفی ِ آن به محققین است تا هر یک به سهولت در رشتۀ خود به کار و تصحیح و احیای این فرهنگ مشترک بپردازد و میوۀ تلاشش کام ِ جان بشریت را شیرین سازد . جهل را به دانش و تاریکی را به نور مبدّل سازد.

باری در برخی از نسخ خطی نگارندۀ آن ، نه تنها یک کتاب بلکه گنجنامه ای نگاشته که کلید فهم و گشایش ِ طلسم ِ آن نیازمند ارتباط روحی مؤلف و مصحح است .

فی المثل آثار حکیم عباس کیوان قزوینی( ش1317-1240) به ویژه آثار خطی وی چنین است. این بندۀ کمترین که توفیق تصحیح و انتشار برخی نسخ خطی از مجموعۀ آثار ایشان را تا کنون یافته ام در جا به جای مطالب دریافتم که مؤلف بنابه حکمتی مطالب را جا به جا نگاشته و ترتیب و تنظیم آن را با نشانه ها و رهنمایی ها همراه ساخته است .

حکیم بوعلی سینا می گوید هرگاه در غوامض علوم دربی را بسته می یافتم دو گانه به درگاه یگانه بجا آورده سپس فتح باب می گشت.

این ذرۀ نادار نیز با توسل به روح پاک حکیم عباس کیوان قزوینی مطالب ایشان را دریافته حتی واژگانی که کمرنگ و نامفهوم بود روشن و آشکار می گشت.

عباس کیوان قزوینی در29 سالگی رسالۀ فتوائیه نگاشته ، محضرمیرزا حبیب الله رشتی - شیخ زین العابدین مازندرانیمیرزای شیرازی را درک نموده ، از اخباری و اصولی اجازۀ اجتهاد داشته و نیز شیخ سیار صفی علی شاه و شیخ ارشاد از جانب ملاسلطان گنابادی بوده که با دستور نورعلی شاه گنابادی دیگجوش داده و ملقب به منصور علی شاه گشته است.

او پس از پیشوایی شریعت و طریقت به یکباره دامن ادعا بر می چیند و طرحی نو در می افکند . وی عرفان را به علمی و عملی و تصوف را به مرسوم (مرید و مرادی ) و حقیقی (انفرادی ) منقسم ساخته است .

وی که از مجتهدین شهیر مذهب امامیه مفسر و مترجم قرآن کریم و قطب تصوف است تنها قطبی درتاریخ تصوف است که ترک قطبیت و ریاست نموده است . او که گشایش ها در علوم و معارف پدید آورده خیامی مشرب و آذرکیوانی نسب است . وی می نویسد : « کیوان نام نژادی این ناچیز است نه تخلص شعری که شعرش به تخلص نمی ارزد ، زیرا حضرت آذر کیوان (مراد باطنی ِ شیخ بهایی را) جدّ اعلای خود یافته است».

اسفندیار آذر کیوان (وفات 1027 ھ . ق ) پیشوای پارسیان به هند آمد و در شهر پاتنا رحل اقامت افکند . وی از تعصب از صورت دین برکنار و حقیقت دین را به جان خواهان بود وی که ذوالعلوم لقب داشته علما و اساتید فراوانی از ادیان و مذاهب مختلف را تحت تعلیم قرار می دهد.

میر ابوالقاسم میر فندرسکی و شیخ بهایی از کمال یافتگان مکتب آذر کیوانند.

کتابهای با ارزش فراوانی از وی و شاگردانش به جا مانده که توجه دانشمندان و محققان را به خود جلب نموده است.

مکاشفات کیوانی (در معراج روحی ) – سرود مستان (در تعلیمات سلوک روحی ) دساتیر (که بحث برانگیز و جنجالی گشته است ) دبستان المذاهب – دیوان مؤبد (که نسخۀ خطی آن درکتابخانه خدابخش موجود است ) تنها نمونه هایی از آثار ارزندۀ ایشان است . کتابهایی به گجراتی از ایشان به جا مانده که این ناچیز 2 نسخۀ گجراتی را به دست آورده ام.

نسخۀ دیگر که اعجاز است نسخه ای که نویسندگان از آن یاد کرده اند از آنجمله رشید شهمردان درفرزانگان زردشتی و نیزکیخسرو اسفندیار دردبستان المذاهب ذکر کرده اند :

«که نامه ها به آذر کیوان که سرکردۀ یزدانیان و آبادیان بود نبشتند و او را به هند طلبیدند. آذر کیوان از آمدن عذر خواست و نامه یی از تصانیف خود فرستاد ، در ستایش واجب الوجود و عقول و نفوس و سموات و کواکب و عناصر و در نصایح پادشاه ، مشتمل بر چهارده جزو. هر اول سطر آن پارسی بحت دری بود ،و تصحیف ان چون می خواندند عربی می شد ، چون قلب می کردند ترکی بود ، و چون تصحیف آن می خواندند هندی می گشت .»

حضور روحانی آذرکیوان پس از حدود چهار سده و عنایت ایشان به حکیم عباس کیوان قزوینی و اعطای لقب کیوان به وی قابل تأمل و امید بخش آینده است .

عباس کیوان قزوینی خود به هند آمده و منابر وی در بمبئی تحت عنوان مواعظ منتشر گشته است از جمله آثار خطی وی می توان از : 1001 کلمۀ فارسی ، ذوالیسار فی القصار (1001 کلمۀ عربی) ، دورۀ کیوان در بیست فصل ، جلد سوم کیوان نامه ، شرح رباعیات خیام و تفسیر کیوان (تفسیر قرآن کریم ) نام برد که عموماً توسط این کمترین تصحیح و بعضی از آن منتشرگشته است.

سخن کوتاه : امید است که با طبقه بندی و ترتیب و تنظیم نسخ ِ خطی عنایت نگارندگان ِ نسخ خطی بویژه نسخی که مملو از علوم و معارف و راهگشای دانش هاست همچون برقی از افق غیب بر جهان فکری ِ مصححان بجهد و روشنگر مسیر و احیای علوم باشد .

باشد که نهضتی در این عرصه همراه با دانشمندان و اساتید خردمند زمانه پدید آید تا درتولید دانش های نوین و نیز ساده نگاری دانش های پیشینیان در فرهنگ و میراث مشترک گامی رسا برداشته شود .

به حق محمد ص و آله

کمترین بندگان – مسعود رضا مدرسی چهاردهی

10 دسامبر2010 دهلی