English French German Italian Portuguese Russian Spanish
شرح حال حکیم عباس کیوان قزوینی |Biography of Abbas Keyvan Qazvini, the Theosophist
نوشته شده توسط نورالدین چهاردهی   
چهارشنبه ، 12 شهریور 1393 ، 00:33

مقاله شماره 127

تصویر حکیم عباس کیوان قزوینی

عباس كيوان قزوينى در عصر روز چهارشنبه بيست و چهارم ذيحجه سال 1277 هجرى قمرى برابر دوازدهم تير ماه 1240 هجرى شمسى مطابق سوم ژوئيه 1862 ميلادى و 1230 يزد گردى در قزوين پا به عرصه وجود نهاد .

پدرش ملااسماعيل از علماى آن سامان بود و كتابى در نبوّت خاصّه به نام ابناء الانبياء تأليف نمود كه نسخه خطى آن در نجف اشرف در كتابخانه آيت‏الله اصفهانى موجود مى‏باشد.

عباس كيوان قزوينى از پنج سالگى به مكتب رفت و در نه سالگى به فراگرفتن علوم اسلامى روى آورد و در مدرسه التفاتيه قزوين حجره‏اى داشت و روزانه چندين درس تلمذ مى‏كرد و تا بيست و دو سالگى مقدمات و سطح و چهار ماه درس خارج فرا گرفت .

وى در سال 1300 هجرى قمرى به تهران آمد و علم اخلاق و رياضيات و هيئت و نجوم و عرفان و فلسفه را آموخت و براى تأمين معاش خود به منبر رو آورد و آن چنان منبر شگفت و جذابى داشت كه به واعظ قزوينى شهره گشت ،ناگزير براى آنكه از درس و تدريس باز نماند عهد نمود فقط در محرم و رمضان به منبر رود و بقيه ايام را به درس پردازد در اين ايام دست ارادت به آقا تقى صمد عليشاه جانشين جنت عليشاه پسر كوثر عليشاه داد و از جانب وى شيخ سيار گرديد .

بعد از مدتى در زمره مريدان صفى عليشاه درآمد و از جانب وى نيز شيخ سيار گرديد و با اجازه او به بين النهرين براى ادامه تحصيل عزيمت كرد.

كيوان نزد ميرزاى شيرازى و آيت الله حاج ميرزا حبيب الله رشتى و آيت الله حاج شيخ زين العابدين مازندرانى تلمذ كرد و از طريق اخبارى و اصولى اجازه اجتهاد يافت و در بيست و نه سالگى رساله عملى به فارسى و عربى نگاشت و فارسى را منتشر ساخت .

آيت الله حاج ميرزا حبيب الله رشتى به كيوان لقب آيت الله اعطاء نمود ولى كيوان از اين عنوان استفاده نكرد و در سال 1309 هجرى قمرى به مكه سفر كرد. وى در مدت اقامت خود در عتبات عاليات در چند سلسله تصوفى داخل گشت .

كيوان در سال 1312 هجرى قمرى از كربلا به بيدخت رفت و به ملاسلطان گنابادى (قطب گنابادى ‏ها) پيوست و با وجود آنكه قزوينى بود به واسطه گرمى ارادتش به ملاسلطان شهره به گنابادى گرديد. پس از طى سالها رياضات طاقت فرسا به درجه ارشاد نائل گشت .

بر اثر خدمات و مساعى كيوان ، ملاسلطان بلند آوازه شد. كيوان از جانب ملاسلطان نيز به مقام ارشاد نائل گشت و ملقب به لقب منصور على شد.

كيوان در سال 1329 هجرى قمرى از طرف ملاعلى گنابادى (نورعليشاه ثانى فرزند ملاسلطان) در منزل ملاعلى در بيدخت ديگجوش داد و به مقام قطبيت رسيد و ملقب به لقب منصور عليشاه شد.

كيوان هفده سال جالس مقام قطبيت بود و به بارقه عنايت الهى دامن فرو چيد و دست از قطبيت كشيد و هزاران مريد بنده وار را در راه خدا رها كرد.

وى تصوف را به دو قسم منقسم ساخت :

1. مريد و مرادى (مرسوم )

2. حقيقى (انفرادى )

وى چهار كتاب فقط در مورد تصوف نگاشت.

او بى آنكه بانى بپذيرد در مدرسه سپهسالار قديم متوالياً به منبر رفت و داد سخن داد.

كيوان از طرفى به ترجمه و تفسير قرآن كريم روى آورد و در حكمت و عرفان نيز كتاب هايى نوشت. وى عرفان را به علمى و عملى تقسيم نموده است. ايشان در مجموع 34 جلد كتاب به عربى و فارسى نوشت كه در اين مجموعه نكوهش و مذمت رياست و ستايش تفكر و مراتب تفكر و حقيقت دين و نيز صدها عنوان و موضوعِ مهم مطالبِ راه گشا و بكر دارد.

مريد و مرادى و رياست مسلكى را دكاندارى و سمّ مهلك مى‏خواند.

كيوان برخى از آثار خود را توسط علامه محمد قزوينى به كتابخانه ملى پاريس قسمت زبان ‏هاى شرقى اهداء نموده و نامه ‏اى از پروفسور بلوشه از كتابخانه ملى پاريس در كتاب كيوان نامه جلد دوم منتشر شده است .

عباس كيوان قزوينى در كتاب كيوان نامه جلد سوم چنين مى ‏نگارد:

« اساس مطالب كيوان بر فكر نوع بشر است بى ملاحظه نژاد ،مملكت، علم و دين. پس مردم هر نقطه مخاطب كيوانند بى استثناء ،نفى و اثبات هيچ امر خاصى را به نظر نگرفته و شرط و مانعى در كارش نيست و با همه بى طرف است».

وى در كتاب استوار گويد اگر با عادات سابقه خود كتب مرا مى‏خوانيد مخوانيد كه بهره نمى ‏بريد و مرا هرزه سرا مى‏خوانيد ،اما اگر به راستى پژوهنده دانش شده لباس رسمى خود را كنديد و خوانديد خواهيد ديد كه من قدم به قدم با شما همراهم و راه چاره به شما مى ‏نمايم.

عباس كيوان قزوينى در ساعت ده روز جمعه 19 شعبان 1357 قمرى برابر با 22 مهر ماه 1317 شمسى مطابق با 14اكتبر 1938 ميلادى در بيمارستان آمريكايى رشت در هشتاد سالگى عالم خاكى را وداع نمود و در سليمان داراب رشت مدفنِ ايشان قرار گرفته است .

آثار عباس كيوان قزوينى به شرح ذيل مى ‏باشد :

1. كيوان نامه جلد 1 در ايران ‏شناسى ،اسلام‏ شناسى و شرح وقايعِ زندگى عباس كيوان قزوينى.

2. كيوان نامه جلد 2.

3. كيوان نامه جلد 3.

4. عرفان نامه در بيان عرفان علمى و عملى .

5. تفسير قرآنِ كيوان به فارسى جلد 1.

6. تفسير كيوان جلد 2.

7. تفسير كيوان جلد 3.

8. تفسير كيوان جلد 4.

9. تفسير كيوان جلد 5.

10. تفسير كيوان جلد 6.

11. قرآن فارسى (ترجمه قرآن)

12. استوار (راز دار) درباره تصوف حقيقى و تصوف مرسوم .

13. بهين سخن درباره تصوف حقيقى و تصوف مرسوم.

14. رازگشا درباره تصوف حقيقى و تصوف مرسوم.

15. معراجيه در اثبات معراج جسمانىِ حضرتِ رسول (ص) با براهين عقلى .

16. فرياد بشر.

17. ميوه زندگانى شامل پنجاه بخش در مطالب گوناگون .

18.دوره كيوان شامل بيست فصل .

19. روشن روش در تعليم و تربيت .

20. شرح رباعيات خيام جلد 1 (حكمت خيام با تفریظ عباس اقبال آشتیانی).

21. شرح رباعيات خيام جلد 2.

22. هزار و يك كلمه .

23. اختلافيه جلد 1.

24. اختلافيه جلد 2 (نسخه خطی).

25. مواعظ در انسلاخ روحى و شرح سخن مسيح (ع) درباره صفات لازمه همنشين .

26. جامع التفاسير تفسير قرآن كريم به بيانى ديگر .

27. سرانجام در تعليم و تربيت .

28. تفسير كيوان به عربى جلد 1.

29. تفسير كيوان به عربى جلد 2.

30. .تفسير كيوان به عربى جلد 3.

31. ثمرالحيوة (عربى ).

32. ذواليسار فى القصار (عربى ).

33. العصمة (عربى) در اثبات عصمت حضرت زهرا (س) با براهين عقلى .

34. كنوز الفرائد (عربى ).

رسائل ديگرى همچون حج نامه (درباره فلسفه عرفانى و اجتماعى حج) و رساله تاريخ تدوين فقه جعفرى و شرح حال ابوسعيد ابوالخير از وى به يادگار مانده است .

مقالات عباس كيوان قزوينى در مجله عرفان در فلسفة الاديان آمده و مقالاتى از ايشان در مجله عنقا و نيز در روزنامه نصيحت منتشر شده و نيز منابر كيوان گرد آورى شده كه نياز به انتشار دارد.

كيوان پس از ترك ارشاد به مدت پنج سال به عده‏اى از دانشمندان عصر خود علوم اسلامى اعم از فلسفه و عرفان و تفسير را تدريس نموده كه بعضاً از اين مباحث به حليه طبع درآمده و اسامى عده‏اى از اين شاگردان كه با زحمت بسيار به دست آورده‏ام بدين قرار است :

1 - محمد اسماعيل صالحى چادكانى 2 - مؤثق السلطان 3 - اصلاح 4 - دهكرد حاج مهدى خان 5 - عبدالله خان معظمى 6 - احمد منصورى 7 - محمد بروجنى 8 - عباس اقبال آشتيانى 9 - على اكبر بروجنى 10 - اقبال چهار لنگ بختيارى 11 - غلامرضا سميعى (كه خود را به ناحق لقب كيوان بداد)12 - محمود كبيرى 13 - ميرزا يدالله نظر پاك 14 - ميرزا عبدالكريم لنكرانى 15 - سيد حسين لاهيجانى 16 - سيد ابوالقاسم فراست 17 - شيخ حسين كجورى 18- سيد محمد لاهيجى معروف به صدرالشريعه 19 - كاظمينى وكيل دادگسترى 20-رشيدياسمى 21 - سعيد نفيسى 22 - حسين صدرائى 23 - آقا حسن صدرائى 24 - على دشتى 25 - آقاى مطلبى 26 - عيسى خان 27 - فهيم السلطان قدس شريفى 28 - خان ملك ساسانى 29 - على محمد شيبانى 30 - سيد مصطفى روحانى 31 - محمد قويم 32 - ملك الشعراى بهار 33 - آيت الله زاده مازندرانى 34 - خداداد صابر وكيل دادگسترى 35 - حاج سيد حسين ابوترابى 36-شيخ موسى فنونى 37 - اسماعيل يزدان دوست 38 - سيد ابوالحسن پروين ‏چى 39 - غلامحسين افضل الملك 40 - آقازاده كرمانشاهى .

و همچنين عده ‏اى از طلّاب مدرسه سيد نصرالدين و آقاى جندقى از وعاظ تهران و نيز حاج على اصغر برخوردار - سيد رضا خراسانى معروف به حق ‏اليقينى - سيد علامه تبريزى كه منابر كيوان را در ماه‏هاى رمضان و محرم و صفر به كتابت درآورده و بعد در زمره وعاظ شهره گرديد و آقا حسين پسر حاج ميرزا لطف الله صدرالواعظين و سيد احمد تفرشى كه از منابر كيوان در كربلا بهره جسته و نيز مى ‏توان از آقايان احمد عرفان مدير مهنامه عرفان (كه در اصفهان چاپ مى ‏شد) و آقا سيد محمد على كرمانشاهى و شيخ اسد الله ايزد گشسب و صارم الدوله پسر ظل السلطان كه نامبردگان از مريدان كيوان بودند را افزون بر شاگردان علمى نام برد.

اين ناچيز در 16 سالگى به محضر حضرت كيوان راه يافتم و از ايشان تعليمات روحى يافتم .كيوان در اواخر عمر در گيلان رحل اقامت افكند .

نورالدين چهاردهى