m نظریه چهاردهی دربارۀ بابیه و ازلیه (نظریۀ مؤلف)
English French German Italian Portuguese Russian Spanish
نظریه چهاردهی دربارۀ بابیه و ازلیه (نظریۀ مؤلف)
نوشته شده توسط نورالدین چهاردهی   
پنجشنبه ، 23 مرداد 1399 ، 20:51

 

نظریه چهاردهی دربارۀ بابیه و ازلیه (نظریۀ مؤلف)

پدر اوتار مهربابا که زرتشتی و اهل یزد بود به هند رفته ازدواج کرد و یکی از فرزندانش مهربان بود که بعدها به مهربابا شهره گردید و مدعی مقام اوتار گشت. اوتار یعنی تجسد خدا در لباس بشری و در کتابی به نام «گاداسپیک» (خدا سخن می‌گوید) مدعی گشت در ادوار پیش بنابر قانون تناسخ از اصحاب پیغمبر اکرم بوده ]وی باب را محق می‌دانست[ این کتاب «GOD SPEACK» بعدها تحت نظر این ناچیز از انگلیسی به فارسی برگردانده شد[1] .

شگفت در این مطلب است که باب چگونه و تحت نظر کدام استاد از نوجوانی به علوم غریبه دست زد و همچنین در صفحات قبل گفته شد کسی نمی‌تواند به علوم خفیه روآورد و ضمناً به سلوک روحی بپردازد زیرا امواج  فکری او جذب به دانشها شده و دیگر سلول مغزی وی قادر نیست به تجرید پردازد زیرا در عالم هستی هیچ چیز لذت بخش تر از علم نیست و قضایای بابیه بسیار بغرنج است از یک طرف میرزا آقاخان کرمانی و شیخ روحی کرمانی از بزرگان ازلیه بوده و کتابی مانند هشت بهشت تدوین کردند و از جانب دیگر دست راست فیلسوف بزرگ سید جمال‌الدین اسد‌‌آبادی بودند و از یک طرف در ایامی که در زندان تبریز محبوس بودند شیخ احمد روحی چند روز قبل از مرگ خود قرآن را با لحن فصیح قرائت می‌کرد که زندان‌بانان به می‌افتادند اگر به بیان معتقد بود چرا قرآن را تلاوت می کرد و چرا طاهره قبل از گرویدن به باب ریاضت می‌کشید و در بدشت نسخ ادیان را اعلام کرد و در زندان کلانتر تهران وضو گرفته و به نماز ایستاده است این اضداد را چگونه توان حل نمود و چگونه در بیداری ایرانیان کوشیده و در سیاست دخالت نمودند، عده‌ای از سران مشروطه ازلی بودند و شیخ هادی نجم‌آبادی و دهخدا و جمال‌زاده واعظ و فرزندش و ملک‌المتکلمین و فروغی و برادرش را ازلی می‌شناختند. کتاب تحریرالعقلاء خود دلیل بارزی است به پاکی دامن نجم‌آبادی که از بزرگان دیانت اسلام و تشیع بود و چه ضرورت دارد که مسلک‌هائی تحت نام بابیه خود را مسلمان واقعی دانسته و از دیگر سو اکسیر و تسخیر شمس و حرز برای افراد را ضروری می‌دانند . اکنون به تشریح مبحثی مهم که اساس ادیان حقه بر آن نهاده شده پرداخته تا رفع ابهام گردد.

یکی از نشانه های ادیان حقه سه اصل مهم است :

1 - توحید، که هیچ پیرایه و حاجبی بین حق و بنده نباشد ذات

حق منزه از هر توصیف است .و پیغمبر ختمی مرتبت (ص) فرماید : «ما عرفناک حق معرفتک»[2].

2.    تجرد روح، که روح بی آلایش و مجرد است ، و هیچگونه از ویژگی های مادی به آن راه ندارد از قبیل رنگ و بو و وزن و شکل.

3.    بقای روح. فنا و نیستی به روح که مجرد است راه ندارد.

دو نیرو در عوالم شهود و غیب نیست بلکه در کلیه عوالم آنچه دیده می‌شود از غیب و شهود فقط روح بوده و روح ابداء کننده ماده است و ماده آخرین حد نازله روح است .

اکنون اهمیت ادیان حقه که بدون هیچ ابهامی توحید را عرضه داشته‌اند آشکار می‌شود و آن پیشوای راستین محمد ص بزرگ‌ترین حقی بر افراد بشری در ادوار و اعصار آینده دارند که شمه ای از آن شرح می‌دهیم .

قرآن مجید کلیه ابنای ادیان دیگر را و پیامبران را به نیکی و پاکی یاد کرده است.

اما از دیده پیروان یهود  به تورات بنگریم مشاهده خواهیم کرد که در کتاب اول سفر (فصل) پیدایش گفته شده که :

خدا خرامان خرامان در باغ عدن (بهشت) می‌خرامید و ندا در داد که ای آدم کجایی مبادا از درخت دانایی خورده باشی[3].

دین یهود اختصاص به نژاد یهود دارد و برای دوازده سبط (قبیله) بنی اسرائیل است و قوانین آن با قانون عشره[4] 613 ماده دارد که قرب 500 ماده از آن فقط در معبد سلیمان قابل اجرا می‌باشد مانند اعمال حج که غیر از منطقه حجاز در مکان دیگر نتوان اجرا کرد. لذا پیروی از تورات خلاف عقل بوده و یک نحوه بت پرستی است .

اما دین مسیحیت . در انجیل متیٰ  عیسی را به یوسف  نجار و از طریق وی سلسله نسب پدری عیسی را به حضرت داوود می‌رساند.  و اساس مسیحیت بر سه اقنوم[5] یعنی خدا و عیسی و روح القُدُس است و اساس مکتب وی بر محبت است اما در عمل در زندگی اجتماع و انتظام روابط بشری قابل اجرا نیست و لذا قوانین یهود را بر طبق نظریه اناجیل اربعه پذیرفته اما کلیساها خود قوانینی ساخته‌اند.

دین زرتشت فقط گاتها[6] (سرودها) از زرتشت و اوستا و خرده اوستا و یشتها و وندیداد اثر موبدان زرتشتی است نه خود زرتشت.

دین بودا درباره آنچه ماورای ماده است سکوت پیشه ساخته است .

دین مانی تصوف محض است و با اجتماع مخالف بوده و نمی‌شود در کره زمین به کار برد زیرا دین اجتماعی نبوده تا درباره آن بتوان سخن گفت.

آیه ربانی (لارطب ولا یابس الا فی کتاب مبین) [7] این آیه به مفهوم آن نیست که قرآن مباحث تاریخی و افسانه و علم اعداد و جفر و پیشگویی و اکسیر و تسخیر ارواح و تسخیر کواکب و شمس را دارا می‌باشد و اینکه پیغمبر و ائمه اطهار (ع) را به پایه خدایی رسانند و بگویند هر وقت اراده کنند فضولات را دفع کنند با این گونه سخنان آن بزرگواران را نه تنها به مقام والا نبرده‌اند بلکه نتیجه معکوس بخشیده عده‌ای از افراد از جهت عدم شناسایی به حقیقت اسلام پی نبرده و تبلیغ این سخنان، تودۀ مردم را از بهره گیری از مقام  رسالت بازداشته و سبب می شود برخی روی عقیده خود دینی جدید ابداع نمایند و دریافت‌های خویش را راست پندارند و مسلمین را از هر جهت مسحور خود بسازنند ایشان اگر تعمد داشته اند مرتکب گناه نابخشودنی گشته‌اند و اگر ندانسته ابراز چنین مطالب کرده‌اند زهی تأسف بر نادانی ایشان که ساحت پاک اسلام را تیره نمودند و چگونه می‌بایست این افکار را از ذهن و فکر و دل و جان مسلمانان خارج ساخت. مردم باید از علما پرسش کنند .

مفهوم این آیه این است که آنچه دین باید بگوید در تمامی مباحث که در دنیای خاکی آدمی باید بجا آورد و یا کارهایی که ثمرۀ آن عاید آخرت یک مسلمان می‌شود به روشنی بدون ابهام و رسا عرضه گشته و هیچ کتاب آسمانی قادر به چنین عملی نشده و هیچ کتابی یارای آن ندارد که مقابله با قرآن کند و هیچ پیامبری درخور آن نیست با حضرت محمد (ص) مقایسه شود که در این صورت توهین به رسول اکرم شده است .

اما کتبی مانند «اسلام‌ شناسی» گلدزیهر و کتاب «بیست و سه سال» که به زعم این ناچیز هر فصلی از آن به قلم یک مستشرق یهودی است و به واسطۀ عدم آگاهی تودۀ مردم، در تیراژ وسیع بطور بی‌سابقه در دسترس خرد و کلان قرار گرفته نیازمند پاسخ است اگر ضعف مزاج و عمرم کفاف دهد نارسائی‌های این کتب را توضیح خواهم داد .

سید جمال‌الدین اسدآبادی در رساله نیچریه صوفیه مزدکیه اسماعیلیه و باطنیه و مبیضه و خرم‌دینان را در یک رده قرارداده و حق با این سید بزرگوار است.

از اول امر بابیت عده‌ای از علمای شیخیه و فضلائی که درباره شیخیه و بابیه و بهائیه کتب سودمندی تدوین فرموده‌اند  یک نکته اساسی را مطمح نظر قرار نداده و آثار باب و ازل را از جنبه ادبی و علم صرف و نحو نگریسته و خرده‌های بجائی گرفته‌اند در صورتی که به عقیدۀ این ناچیز آثار باب از خود وی نبوده و به فرض این که نوشته باب باشد باز فضلائی به عناوین مختلف این مشرب را تقویت کرده‌اند و به خوبی قادر بودند آثار قلمی باب را تصحیح کنند که جای ایراد بر همه مسدود شود اما بابگفته صرف و نحو دو فرشته بودند که مورد غضب الهی قرارگرفته بودند با شفاعت من رهایی یافتند باب يا پشتیبانان وی که در پرده استتار مخفی بودند خواست آنان این بود که انسجام کلام و احکام صرف و نحو را از جنبه اصلی خارج کنند که پس از مدتی آثار جاودانۀ علمای اسلام از گردونه کتب خارج شوند و بدین منظور دستور داد که کلیه نوشته های غیر از بابیه سوزانده شوند و این فکر انقلابی از مانویت و خرم‌دینان و نقطویه و حروفیه متأثر شده است و مکتب کسروی  نیز به استنباط این بی‌مقدار از بابیت متأثر شده در ایامی که در زنجان مقیم بود به فکر داعیه تازه‌ای افتاد.

1-   عقاید سید تلفیقی از کیمیا و تسخیرات و علم اعداد است که با  عقاید صوفیه و مزدکی و مانوی عجین شده و مانند ترشی مخصوصی که در گیلان مورد مصرف است به نام ترشی ( هفت بیجار ) که از هفت ترشی به دست می‌آید عرضه گشته است.

2-   مسلماً باب به هند رفته یا یک هندی وی را تحت تعلیم سلوک هندی قرار داده است .

3- باب در صدد بود اساس ادیان را بهم ریزد و دین اباحی را ارائه دهد.

4- باب اساس ملیت را خواست بهم زند .

5- اگر باب را در شیراز و اصفهان و تهران و قلعه چهریق و ماکو پنهان نمی‌کردند اکثر افراد بابی روی از وی می‌تافتند .

6- هرچند جنگ نظامی با بابیه اول از بابیان شروع شد اما جنگ با بابیه عملی اشتباه بود، کشتار بابیه و باب نیز عملی خلاف بود . و اگر در آغاز والی فارس او را به قتل می‌رسانید دیگر فضای اسلام و ایران تیره و تار نمی‌شد.

7- باب کندر برخلاف قاعدۀ طب قدیم تناول می‌کرد[8] و بخورات و اشتغال به تسخیر شمس سلول مغزی او را از کار انداخت .

8- چگونه باب الباب (ملاحسین بشروئی) در لحظه‌ای که از خانه سید علی دائی باب وارد خانه باب (که در محله یهودیان شیراز است) می‌شود ناگهان باب مبعوث می‌گردد .

9- چرا سران بابیه مانند ملاحسین بشرویه و قدوس عمامه سیاه بر سر می‌نهند بدون آنکه سید باشند و در حملات خود شعار یا صاحب‌الزمان را به کار می‌برند .

10- احداث قلعه طبرسی از جانب ملاحسین و آن ضرب دست شمشیر از کجا فراهم شد فنون نظامی و نحوه قلعه داری را از که آموخت .

11- سران بابیه و بهائيه چرا در بدايت امر سعي داشتند كه در كسوت روحانيت نزد عامه مردم ظاهر شوند.

12- چرا کتاب بیان در بدایت امر چاپ نشد و در دسترس عامه قرار نگرفت چنانکه بهائیان هنوز کتاب اقدس را به طبع نرسانیده و مسلمانان برای نشان دادن گفتار اقدس این کتاب را به چاپ رسانیدند[9] .

13- مخارج قلعه طبرسی و مسافرتها و هزینه جنگ بابیه در زنجان و نیریز از کجا تأمین می‌شد .

14- اگر بابیه یک دین بود چرا سران بابیه به پیروان خود موکداً وعدۀ سلطنت ممالک غرب و آسیا را می‌دادند و اضافه می‌کردند اگر کشته شویم پس از چهل روز بنا به قاعدۀ تناسخ عود خواهیم نمود .

15- زرین تاج که در بدایت امر با  سید رشتی باب مکاتبه گشود و هفت ماه در کربلا در خانه سید اقامت گزید و با دختر سید نزد سید رشتی تلمذ می‌نمود (این گفتار را از خانواده سید شنیده و همچنین از بانوی محترمی که با خاندان ما در نجف مراوده داشت و با مادرم دوستی می داشت و مادر این بانو همدرس طاهره بود و این بیمقدار این بانو را دیدار کرده است) و بعد شیخی شد و نسبت به ائمه اطهار (ع) عشق می‌ورزد چه عاملی باعث شد خاندان خود را رها سازد و در قتل عمویش شرکت جوید و از زندان قزوین فرارش دهند و در بدشت بدون تماس با باب و اجازه او نسخ ادیان را اعلام کند و مجدداً روزهای آخر حیات به عبادت اسلامیه پردازد .

16- چرا بعد از باب ، ازل در قبرس در تنهائی و خمولی و عسرت بسر برد و سیل پول به دامن بها ریخته شد و بعد از شصت سال بهائیان در تقویت ازلیها کوشیدند .

17- امیرکبیر این قائله را به سختی و سرسختی کوبید چون خلاف اراده دستهای پنهان بود به ناجوانمردی در فین کاشان  این بزرگمرد را به دیار نیستی فرستادند .

18- چه سندی دال بر سیادت باب است به فرض صحت نسبت آیا باز باید از جهت احترام به ذریه رسول اکرم (ص) باب را به دیده سیادت نگریست .

19- خوانندۀ ارجمند بداند ره آورد زحمات چندین سال از عمر خود که در این وادی علمی و عملی رنج بسیار برده از دیدگاه تاریخ ادیان است و مانند دیگر آثار خود به ایجاز و اختصار پرداخته و از اطناب کلام اجتناب ورزیده است .

20- خواننده گرامی ازتو توقع دارد که تعصب را بر کنار نهاده مانند آزاد مردان بیدار دل با دقت و امعان نظر بخوانی و به حقائق عالیه پی بری تا میزانِ سنجشی به دستت آید تا زشت و زیبا را از هم متمایز سازی .

21- سخنان صوفیه را درباره این بیمقدار موقتاً بطاق نسیان نِه و مندرجات کتاب را با روشنائی عقل از دیده تیزبین خود بگذران آنگاه چه بپذیری و چه به دیوار کوبی این ذره نادار مزد زحمات خود را به دست آورده زیرا با ذکر ارائه اسناد بابیه و براهین اقامه شده کم‌کم ترا متذکر کرده که از خرافات دوری گزینی و برای دریافت حقائق بشتابی .

22- عکسها و نمونه خط‌ها که ارائه شده در صحت آن جای تردید نبوده و با رنج فراوان به دست آمده است .

" نورالدین چهاردهی "


نقل از کتاب باب کیست و سخن او چیست (بابیه – ازلیه) اثر نورالدین چهاردهی – ویرایش و حواشی مسعود رضا مدرسی چهاردهی –  تهران – سال 1397 خورشیدی - نشر آفرینش

 

 

 


[1] . زمانی که نویسنده کتاب جاضر در میان پیروان مهربابا به تحقیق علمی و عملی مشغول بود تحت نظرشان کتاب را به فارسی برگردانده اند در آن ایام نامه ای به مهربابا نگاشته که بسیار در خور اهمیت است.ایشان در چند جای نامه «به گمانم سه جا» فکرشان را به نکته ای تمرکز داده و سه نقطه گذارده گذشتند و در پایان از مهربابا «خدا !» خواستند که بگوید به چه چیز فکرشان را تمرکز دادند. مصحح : م.رضا.

[2] . ما عرفناک حق معرفتک = ما تو را چنانکه حق معرفتت می باشد نشناختیم . بحارالانوار از محمد باقر مجلسی – ج 68 ص 23.

[3] . تورات سفر پیدایش باب 3.

[4] . قانون عشره = احکام عشره = ده فرمان

[5] . اقنوم = نصاري  گويند اقنوم  عبارت  از ظهورات  باري تعالي  است  و اب  و ابن  و روح‌القدس  اشاره  بدوست  و اقنوم  سه  است  اقنوم  وجود و اقنوم  علم  و اقنوم  حيات .

[6] . گاتها = کهنه ترين  و مقدسترين  قسمت  اوستا گاتها مي‌باشد. در کتب  مذهبي  بسيار کهن  برهمني  و بودايي  گاتا عبارت  است  از قطعات  منظومي  که  در ميان  نثر باشد. گاثاي  اوستا نيز اصلا چنين  بوده  است  و به  مناسبت  موزون  بودن  است  که  بخش  مزبور‚ گاتها (يعني سرود و نظم  و شعر) ناميده  شده  است .

[7] . لارطب و لایابس الا فی کتاب المبین = هیچ خشک و تری نیست جز آنکه در کتاب «قرآن» مسطور است.بخشی از آیه 59 سوره انعام.

[8] . برای تقویت حافظه باید از آغاز پاییز تا پایان زمستان با دستوری خاص و رعایت فواصل در مصرف آن بهره جست و اگر میزان مصرف و نیز فصل مصرف اشتباه باشد سبب تقویت قوۀ واهمه می گردد و اعصاب و دعاغ را مختل ساخته نتیجه به ضد می دهد.«مصحح : مسعود رضا».

[9] . اینک بهائیان نسخی از کتاب اقدس را به عربی با ترجمه فارسی منتشر نموده اند.      مصحح : م . رضا.