English French German Italian Portuguese Russian Spanish
معانی صلاة و زكات و ركوع
نوشته شده توسط حکیم عباس کیوان قزوینی نقل از : تفسیر کیوان تألیف منصورعلیشاه حاج‌ عباسعلی‌ بن اسمعیل کیوان‌ قزوینی - چاپ تهران 1350 قمری =1310ش   
سه شنبه ، 28 مرداد 1393 ، 08:53

شماره مقاله 668

اقاﻣﺔ نماز
سابقاً ذكر شد كه وصل كردن مراتب سبعۀ نماز است به یكدیگر و لااقل صورت نماز وصل شود به یك مرتبه ای از مراتب باطنه اگرهمۀ مراتب باطنه میسر نشود و همین وصل شدن تعبیر به حضور قلب شده لاصلاة الّا بحضور القلب و اگرصورت نماز وصل به هیچ یك از مراتب باطنۀ نمازنشود مانند جسد بی روح خواهد بود كه امیدی از آن نباید داشت و اتیان زكات تمام آن چیزهایی است كه نباید كرد و باید از خود دورنمود و از آن ها بر حذر بود.
همین دور كردن آن ها از خود و دور دور شدن از آن ها اتیان زكات است كه امر عدمی است. چنان كه صلاة عبارت است از تمام امور وجودیۀ لازمۀ در دین. پس صلاة و زكات یعنی به جا آوردن همۀ افعال لازمه و ترك همۀ تروك لازمه است. (مجامع دین به این دو لفظ ادا می شود).
و اركعوا مع الراكعین یا بیان همین دوتاست كه ركوع به معنی خضوع باشد یعنی صلاة و زكات عبارت است از تمام اعمال دینیه فعلا و تركاً دیگر جای امر تازه ای نیست ولی برای تأكید گویا تكرار همان امر را می فرماید كه در ادای احكام دین با خضوع اقدام كنید و شریك همۀ خاضعان متدین باشید و در این ضمن بیان شده كه ركوع حقیقی همان صلاة و زكات است .
یا آن كه چون نماز یهود ركوع ندارد اقمیموا الصلاة مشتبه می شود به صلاة یهود. برای رفع اشتباه می فرماید ركوع كنید با ركوع كنندگان یعنی نماز را به طور دین اسلام به جا آرید و یا آن كه از باب ذكر خاص بعد ازعام باشد چون كه نماز مشتمل بر اجزای چندی است كه یكی از آن ها ركوع است .
پس تكرار این جزو ركوع مانند اعادۀ ضمیر مستتر به طور ضمیر منفصل اشاره به اهمیت این جزو است در اسلام ظاهراً برای فرق با یهود و باطناً برای اشاره به ركوع ذاتی انسان. یعنی توسطش میان ملكوت (ملایكه) كه قائم بالحق و از همه جا آگاهند و ملك (ماده) كه فرو افتادۀ از همه جا بی خبرند . و لذا عدد ركعات نماز مشتق از لفظ ركوع است نه سجود كه نمی گویند نماز چند سجده یا نماز چند قیامی است اما می گویند نماز چند ركعتی است .
و لفظ ركعت مصدر مره است یعنی یك ركوع و باید دانست كه نماز دین اسلام اكمل و اجمع نمازهای ادیان دیگر است . زیرا مشتمل است بر سه حالت كه جامع تمام حالات موجودات حسیه است كه هم درنباتات بعضی به صورت سجده اند و آن گیاه هایی است كه هرچه نمو كنند پهن می شوند بر روی زمین و تاك هم از این قبیل است كه اگر او را بالا نكشند بالطبیعه روی زمین خواهد افتاد و سربلندی ندارد مگر پس از تعفین ثمرش كه كاخ نشین دماغ است و هم نبرد عقل است و غالب براوست .
و بعضی راكعند یعنی نیم خیزو آن روییدنی هایی است كه هر چه نمو كنند بر عرض و پهنی می افزایند نه تنها به طول مانند :درخت انار و انجیر و درخت چای و فندق كه به فارسی این گونه درخت را چمن گویند.
و بعضی از آنها هر چه نمو كنند در طول رو به بالا رفته و ستون وار می ایستند و همه نباتات از این سه حالت بیرون نیستند.
و نیز حیوانات بعضی بر روی زمین افتاده اند آنها را حشرات می نامند و شكل آنها خط افقی است نه عمودی و بعضی به شكل نیم خیز و شبیه به ركوعند و آنها را انعام و بهایم (چارپایان) گویند و بعضی ایستاده اند كه بالطبیعه مغز سر آنها با پاشنۀ پای آنها رسم یك خط مستقیمی عمودی نموده و این نوع ظاهراً منحصر به انسان است . و شاید بعض حیوانات نیز طبعاً به این شكل باشند.
و انسان علاوه بر آنكه طبعاً مستقیم است جامع این هر سه هیئت است بالطبیعه زیرا نشستن و خوابیدن هم طبیعی اوست كه در هر شبانه روز به این هر سه شكل البته متشكل خواهد شد.
اما باطن قیام گاهی در مقام پستی و مذلت گفته می شود كه به معنی نظر به كثرات است و رؤیت نفس مراتب است با غفلت از وحدت و از حقیقت وجود یعنی دیدن (ادراك ) خود موجودات مختلفة العوالم بی ارتباط آنها به یك آفریننده ای كه در خارج وجود آنها با تعینی غیر تعین هیئت مجتمعۀ آنها وجود داشته باشد یا درباطن حقایق آنها (كه هیچ قابل ادراك نخواهد شد و به زحمت و به ناچارباید اقرار اجمالی نمود) وجود داشته باشد.
وقسم اول منطوق انبیاست در ادیان و دوم مدلول عرفان علمی است و حق هر دو است كه گذشت در صفحۀ 189 و گاهی در مقام مدح گفته می شود كه خدا فرموده.

تفسیر کیوان

عباس کیوان قزوینی