English French German Italian Portuguese Russian Spanish
در اول اسلام 37 روز روزه واجب بودتت | 37 Day Fasting Was Mandatory in Early Islam
نوشته شده توسط حکیم عباس کیوان قزوینی نقل از : تفسیر کیوان تألیف منصورعلیشاه حاج‌ عباسعلی‌ بن اسمعیل کیوان‌ قزوینی - چاپ تهران 1350 قمری =1310ش   
سه شنبه ، 28 مرداد 1393 ، 09:04

شماره مقاله 657

آیه 187 – احلّ لكُم ليلة الصّیام (بعد یوم الصیام او قبله علی القولین فی ترتیب اللیل و النهار)الّرفث (وهو ضرب شیئی بالرجل فهو كنایة عما یستقبح ذكره و قد انحصر لفظ الرفث بهذه السورة فی بیان محرمات الحج فلا رفث و هنا وكلاهما متعلق بالنساء‌ لابمعناة اللغوی) الی نسائكم هنّ لباس لّكم و انتم لباس لهنّ علم الله انـّكم كنتم تختانون انفسكم فتاب علیكم و عفا عنكم فالان باشروهنّ و ابتغوا ماكتب الله لكم و كلوا و اشربوا حتی یتبیّن لكم الخیط الابيض من الخیط الاسود من الفجر ثـّم اتـّموا الصّیام الی اللّیل ولاتباشروهنّ و انتم عاكفون (لفظ عاكفون فی آیتین فقط هنا و فی الایة الثالثة و الخمسین من سورة الانبیاء ) فی المساجد تلك حدود الله فلا تقربوها كذلك یبین الله آیاته للنـّاس لعلّهم یتـّقون.
ای مؤمنین ! واجب شده بر شما روزۀ با مشقت[1] چنانكه واجب بود بر سابقین شما از امم به امید تقوی .
روزه بدارید روزهای معینی را و اگر مریض یا مسافر بودید افطار كنید و به همان شماره از روزهای دیگر روزه بدارید و بركسانی كه روزه گرفتن خیلی دشوار است (نه به سر حد تكلیف مالایطاق ) عوض روزه مختارند كه فدا دهند به سیر كردن یك فقیر و اگر كسی با دشواری باز روزه گرفت و یا هم روزه و فدا از برای او بهتر است اگر دانا باشید.
ماه رمضان آن ماهی است كه در آن قرآن نازل شده برای هدایت مردم و بیان بینایی از هدایت و تمیز امور پس هر كه در آن ماه در وطن حاضر است و مسافر نیست البته باید آن ماه را روزه بدارد و هر كه بیمار یا مسافر است به شمارۀ روزهای نگرفته قضا كند در ماه های دیگر تا رمضان آینده خدا برای شما آسانی خواسته نه دشواری .
و باید شمارۀ روزه را كامل كنید (كه كمتر از یك ماه هلالی نباشد) و تكبیر خدا كنید در مقابل این هدایت كه به شما كرده و روزه بر شما واجب كرده كه شاید از شاكران باشید.
و اگر بندگانم پرسند تو را از من به درستی كه من نزدیكم به بندگان (حاجت پرسش نیست) جواب می دهم دعوت آن ها را وقتی كه مرا بخوانند پس آن ها نیز اجابت كنند برای من و ایمان آورند به من شاید راه یابند .
حلال شد بر شما در شب روزه نزدیكی به زنان شما كه آن ها زیب بر شمایند و شما زیب بر آن ها . خدا دانست كه شما دارید خیانت می كنید به خودتان پس توبه داد بر شما و عفو كرد خیانات شما را پس از این به بعد مباشرت زنان كنید در شب روزه و بطلبید آن را كه خدا بر شما واجب كرده و شب روزه بخورید و بیاشامید تا صبح كه خوب سفید و سیاه هوا از هم جدا شود پس روزه بگیرید تا شب و نزدیكی به زن مكنید ،شب ها نیز وقتی كه عاكف در مسجد باشید.
این ها كه گفته شد حدود خداست نزدیك به هم زدن آن ها مروید این طور بیان می كند خدا آیات خود را برای مردم تا بپرهیزند .
در این آیه نیكو پیداست كه وجوب روزه دو فقره بود : اول كه حالا منسوخ است از اول اسلام تا قرب پانزده سال قمری 37 روز به تفاریق روزه واجب بود از هر ماه سه روز وسط ماه كه 13 و 14 و 15 باشد و اینها را ایام البیض می نامیدند به اضافه لامیه یعنی ایام اللیال البیض و بیض جمع بیضا صفت لیالی بود نه صفت ایام و لفظ یوم در مقابل لیل استعمال شده و این یكی از هفت معنای لفظ یوم است كه در جلد اول صفحۀ 23 نگاشتیم و یك روز عاشورا یعنی دهم سال عربی كه روز دهم محرم و آخر جشن نوروزی عرب بود ؛پیغمبر روزه آن روز را هم واجب كرد كه به جای جشن طبیعی به ریاضت الهیه مشغول شوند. پس مجموع روزۀ سالیانۀ مسلمین سی و هفت روز بود و چون به فاصله بود بر آن ها دشوار نمی شد .
دوم – درسال دوم هجرت در مدینه قرب ماه رمضان درحالی كه مسلمانان تازه ازروزۀ نیمۀ شعبان فارغ شده بودند حكم روزۀ 37 روز مبدل شد به روزۀ متوالی یك ماه هلالی آن هم معین شد به ماه رمضان.
پس آیۀ كتب علیكم الصیام بیان روزۀ اول است وایاماً معدودات 37 روز متفرق است و آیۀ شهر رمضان بیان روزۀ‌ ناسخ است و مراد ازتكملوا العدة یك ماه هلالی است كه تعیین مجمل دارد نه حقیقی زیرا مراد بین هلالی رمضان و شوال است گاه سی روز و گاه بیست و نـُه روز و شاید نادراً در بعضی آفاق به 28 روز هم تصادف كند و حكم وجوب روزۀ رمضان نسخ نمود وجوب 37 روز را .
پس اگر مفهوم وجوب بسیط باشد كما هوالحق فهو طلب اكید یلزمه المنع من الترك بحكم بحكم العقل لا انه جزء الطلب بعد از نسخ دیگر حكمی برای روزۀ آن 37 روز باقی نمی ماند و با سایر ایام یكسان می شوند.
و اگر مفهوم وجوب مركب باشد از طلب الشیئی والمنع من الترك كما هو المشهور پس نسخ وجوب ( كه به منزلۀ نفی است و نفی اگر به مقید برخورد راجع به قید می شود ) تنها منع از ترك را بر می دارد و طلب الشی ء باقی می ماند پس آن 37 روز معین بعد از وجوب رمضان نیز مندوب الصیام اند بند بٍ خاص ٍ نه تنها بند بٍ عام كه در مطلق صوم است .
و در اخبار شیعه نیز كه تأكید در استحباب روزۀ ایام البیض هست اشاره به این بقای استحباب بعد ازنسخ وجوب هست.

________________________________________
[1] . از صيام كه يك حرف بيش از صوم است دشواري فهميده مي شود.منه

تفسير كيوان - سوره بقره

عباس کیوان قزوینی