English French German Italian Portuguese Russian Spanish
تغيير قبله اسلام | The Change of Islamic Kiblah
نوشته شده توسط حکیم عباس کیوان قزوینی نقل از : تفسیر کیوان تألیف منصورعلیشاه حاج‌ عباسعلی‌ بن اسمعیل کیوان‌ قزوینی - چاپ تهران 1350 قمری =1310ش   
سه شنبه ، 28 مرداد 1393 ، 09:20

شماره مقالات662

چنانكه از احوال دینیۀ امّت گذشته مسئله قبله است كه نمایندۀ توجّه ذاتی ممكنات است به حضرت واجب بالذات و این توجّه قابل انقطاع و روبرگرداندن و تغییر و تبدیل نیست و در هر دینی برای آن كه پیغمبران متذكر سازند مردم را به توجّه ذاتی آن ها به سوی خدا یك قبله ای در عبادات معین كرده اند و شرط صحت عبادت قرار داده اند و تعیین سمت قبله گر چه به حكم خدا بود نه به اختیار خود پیغمبر اما مناسب مرتبۀ وجود آن پیغمبر و درجۀ نبوتش و حال غالبۀ بر سایر احوالش بود. پس دین موسی كه اقدم ادیان باقیۀ حاضره است به مناسبت مرتبۀ باطن موسی كه مقام مبدأ و تنزیه و كثرات و صورت و دنیا بود قبله سمت مغرب یعنی نسبت به وسط كره قرار داده شده كه بیت المقدس است و امروز متنازع فیه كلیمیان و مسلمین است تا انجام كار چه شود گویا همان خواهد شد كه در مقدمۀ ص 8 احتمال داده ایم . و قبلۀ مسیح به مناسبت مرتبۀ باطن خودش كه معاد و تأویل و شرق و وحدت و معنی آخرت است سمت مشرق قرار داده شد و پیغمبر خاتم كه جامع كمالات همۀ انبیاست البته قبلۀ معین لازم دارد.

در ابتدای اسلام برای مماشات با یهود و یا برای تقدم مرتبگی در مقام صعود سمت مغرب بود تا سیزده سال كه قبلۀ اسلام همان بیت المقدس بود و سبب تطییب قلوب یهود و تخفیف عداوت آن ها می شد.

تا آن كه درمدینه روزی كه حضرت درمسجد قبا به نمازعصرمشغول بود درركعت دوم وحی نازل شد به تحویل قبله به سمت مكه حضرت درهمان اثنا در ركعت سوم از قبله ای كه داشت برگشت به سوی قبله ای كه تازه مأمور شده بود و مأمومین به حیرت افتادند و كسی از آن ها متابعت در گشتن ننمود جز علی (ع) كه تا پیغمبر برگشت علی هم برگشت و این دو بزرگوار یك نماز را به سوی دو قبله خواندند و لفظ من صلی الا القبلتین در وصف علی (ع) اشاره به این معنی است .
ولی در خبر دیگراست كه همۀ مأمومین با پیغمبر در اثنای همان نماز برگشتند رو به قبلۀ جدید. پس بعد از نماز منتشر شد كه حكم قبله جدیداً نازل شده كه روبه مسجدالحرام باید نماز گزارد.

و یهود كه خوشدل از قبلۀ سابق بودند از این قبلۀ تازه بر هم خورده زبان اعتراض گشودند و گفتند كه : تجدید رأی برای خدا نیست اگر شما به حق بودید از جانب خدا چرا قبلۀ چندین سالۀ خود را تغییر دادید؟

آیه 142 – سیقول السفهاءُ (الذین كانوا سفهاء اوصاروا بقولهم هذا سفهاء )من الناس ما ولیّهم عن قبلتهم الّتی كانوا علیها قل (ولیهم عن نسبتهم القبلة الی انفسهم علی ما زعمتم علمهم من الله ان ) للّه المشرق و المغرب یهدی من یشاءُ الی صراط ٍ مستقیم ٍ (وهو علمهم هذا و ترك النسبة الی النفس فی اثر عدم رؤیتها و لعل الغرض من السین و من استقبال مدخولها تحقیرالقول و قائله والا فانهم قالوا قبل نزول هذه الایة وانما نزلت رفاعاً عنهم و ردعاً لهم عما قالوا).

خواهند گفت بی خردان كه چه برگردانید مسلمان ها را از آن قبله ای كه داشتند؟

بگو كه مشرق و مغرب هر دو مال خداست هر كه خدا را بخواهد هدایت به راه راست می نماید.

و دراین تغییر اشارۀ خفیه ای است به این كه صراط مستقیم نه شرق تنهاست و نه مغرب تنها و به این كه در این حكم تجدید قبله یك تجدید هدایت خاصه ای نیز هست برای مسلمین كه آن ها را از شرق تنها و از مغرب تنها برگردانیده به وسط مستقیم كه همین قبلۀ اخیرۀ اسلام است و این علامت خاتم الانبیا و خاتم الادیان است . چنان كه مرتبۀ باطنۀ پیغمبر ما مقید و محدود به هیچ حدی و طرفی ازمبدأ و معاد و صورت و معنی وتأویل و تنزیل نیست ،باید سرایت كند این آزادی و اطلاق و توسط حقیقی خود آن بزرگوار به قبلۀ دینش كه قبله نیز وسط میان مشرق ومغرب باشد و از لوازم وسط اشراف بر طرفین و تساوی نسبت آن به طرفین و طرفین به آن است و لذا خدا این تشبیه قبله را به حال باطنی پبغمبر و امتش به طور دلیل برای صحت قبلۀ جدیده بیان می فرماید :

آیه 143 – و كذلك جعلناكم امّةً وسطاً لتكونوا شُهداء علی الناس و یكون الرسول (الذی لیس فی الواقع و فی مرتبته رسول آخر و هو رسولكم) علیكم (ایها الشهداء) شهیداً (حاضراً فی ذواتكم ناظراً الی صفاتكم وافعالكم فیكون بشهادته علیكم شهیداً علی جمیع من كنتم علیه شهداء).

چنانكه به ظاهر قبلۀ شما وسط شد در باطن نیز ما شما را گروه وسطی (برجسته ) قرار داده ایم میان امم سالفه و خالفه تا آن كه شما مشرف و شاهد بر احوال همۀ مردم باشید و كسی برتر از شما و مشرف بر شما نباشد مگر پیغمبر تاجدار خودتان كه شاهد بر ذوات و صفات و افعال شماست و محیط بر شما و بر غیر شماست .
پس شما به هیئت مجتمعه نسبت به سایر مردم همان نسبت را دارید كه پیغمبر شما به شما دارد. پس شما بالاتر از همه و پست تر از پیغمبر خودتانید و كسی برتری یا برابری با شما ندارد و نخواهد داشت .

پس مناسب وسط بودن شما ،وسط بودن قبلۀ شماست و حق شما بود این قبلۀ وسط گر چه دیری شده بود كه به شما نداده بودیم ،اما این قبله از روز اول نامزد شما بوده و تاكنون هم هیچ پیغمبری مأمور به این قبله نبوده اول متوجّه به این قبله و آخر متوجّه شمایید . كسی با شما در این قبله شریك نیست چنانكه درمقام توسط حال باطنی كسی با شما شریك نیست .

و در این كه قبلۀ شما را تازه كردیم آزمایش شد از شما كه ببینم نیكو انقیاد و تسلیم و متابعت پیغمبر خواهید نمود یا دچار عادت و هوای نفس خواهید شد و ترك عادت بر شما دشوار خواهد نمود و ایمان شما را از این جهت سست خواهد كرد.

تفسير كيوان

عباس کیوان قزوینی