English French German Italian Portuguese Russian Spanish
معنی خشوع
نوشته شده توسط حکیم عباس کیوان قزوینی نقل از : تفسیر کیوان تألیف منصورعلیشاه حاج‌ عباسعلی‌ بن اسمعیل کیوان‌ قزوینی - چاپ تهران 1350 قمری =1310ش   
سه شنبه ، 28 مرداد 1393 ، 09:48

شماره مقاله 671

پس ادای حق این كلمه را نكرده و لفظ لایقضی دینه اشاره به این است كه دین توحید ادا شدنی نیست و توصیف خاشعین به این صفت اشاره به این است كه تنها ظن به ملاقات و رجوع كافی نیست بلكه باید این ظن ایراث خشوع كند در صاحب ظن زیرا شرط كمال و یا صحت صلاة خشوع است و وقتی این ظن ایراث خشوع می كند كه در اثر تجلی و جذبه حق تعالی پیدا شده باشد نه ازبرهان و استدلال یعنی آن خشوعی كه سبب آسانی و صحت صلاة است آن است كه به تابش عظمت حق باشد .
پس حاصل مدلول واستعینوا الخ واستعینوا بربكم است . واجبات نمازو محرماتش كه تعبیر از آن ها به مقدمات و مقارنات می شود شاهد این خشوعند مانند وجوب تعیین قبله پیش از شروع در نماز و حرمت حرف زدن در اثنای نماز ولو به دو حرف یا یك حرف مفید باشد مانند ال ق و حرمت توجّه به اطراف و فعل كثیر و وجوب استقرار و طمأنینه كه به خودی خود نمی شود مگربه تابش عظمت و قهّاریت خدا كه بزرگی او دل را كوچك و خاشع كند.
پس خشوع دل ،بدن را نیز خاشع سازد و عدمش عدم كه بدن در نمازهرزه گرد شود لذا پیغمبر به كسی كه در سر نماز دست و سر و چشمش به هرزه حركت می نمود فرمود : لو خشع قلبه لخشع جسمه.
و استثنای الّا الخاشعین كه مفرغ است مفید عموم در جانب مستثنی منه محذوف است ای لكبیرة علی كل احد الا علی الخاشعین یعنی كسی هم كه موصوف به همۀ صفات مؤمنین باشد باز تا صفت خشوع خصوصاً در او نباشد از عهدۀ حقیقت نماز بر نمی آید .
و خشوع كیفیتی است درنفس كه مركب باشد از سه چیز:
1
. ادراك عظمت
2
.محبت
3
. درد فراق همان محبوب عظیم.

تفسیر کیوان جلد 1

عباس کیوان قزوینی