English French German Italian Portuguese Russian Spanish
چهار مطلب نشانه آقايى و رياست بود
نوشته شده توسط حکیم عباس کیوان قزوینی نقل از : کتاب کیوان نامه جلد 2 اثر عباس کیوان قزوینی   

شماره مقاله 684

صدر نشستن كه گاهى زاويه بود و گاهى وسط و به هر حال آن صف كه برابر درب ورود بود كه منتها اليه اطاق بود به قول خراسانى ‏ها ) پيشان اطاق) صدر بود تماماً اما در آن صف هم وسط حقيقى يا زاويه صدرتر بود و سليقه آقايان در وسط و زاويه مختلف بود و وقت غذا وسط بهتر از زاويه بود كه در زاويه مجال گردانيدن دست تنگ بود و در كربلا علماء به پسرهاى خود محرمانه مى‏ سپردند كه در مهمانى ‏ها در زاويه منشين .

نشانه دوم رياست تقديم قليان و چپوق بود كه دعواها مى‏شد و قليان‏ها را مى‏ گرفتند و مى‏ انداختند و مى ‏شكستند و نوكرها با هم فحش و كتك داشتند و مريدها نيز با يكديگر مى‏ گفتند دين رفت ديگر از اسلام چيزى باقى نماند .
نشانه سيم رياست راجع به غذا و پنج مطلب بود ابتدا به دست شستن چه اول و چه آخر و ابتداء گذاردن مجموعه و خوانچه و ابتداء شروع به غذا و ابتداء سر برداشتن و پنجم اشاره و گفتن به نوكر ايستاده كه جمع كن كه اگر آقاى پست‏تر زودتر مى‏ گفت آن آقاى ديگر خيلى بدش مى ‏آمد و به او نظر تندى مى‏كرد و كينه در دل مى ‏گرفت و از صاحب خانه گله مى ‏كرد كه چرا آدم وحشى بى ‏تربيت را دعوت مى ‏كنيد .
نشانه چهارم رياست وقت رفتن و آن هم دو فقره بود يكى شروع به برخاستن از زمين كه بايد آن آقاى مطلق بلند بگويد (سبحان ربك رب العزة عما يصفون) و دست به زمين گذارده بلند شود و ديگران متابعت فورى كنند مانند نماز جماعت كه اگر قدرى ديرتر هم برخيزند خيلى بد است و توهين به آقا است و اگر يك آقاى پست ‏ترى ابتداء آن ذكر را بگويد و برخيزد آن آقاى مطلق بدش مى ‏آيد و عمداً برنمى ‏خيزد ،آنگاه مردم ديگر اگر برنخيزند آن آقاى برخواسته خيلى سبك و استهزاء مى ‏شود و اگر برخيزند نزاع برمى‏ خيزد و فتنه مى ‏شود و گاهى دو گروه مى ‏شوند و فتنه زيادتر مى ‏شود .و يكى هم پس از برخاستن و ايستادن همه ابتداء به تعارف و گفتن [بسم اللّه بفرماييد] كه اين گفتن هم نشانه رياست است و اگر آقاى پست ‏تر به آقاى مطلق بگويد بفرماييد خيلى بد است گاهى خنده مى ‏افتد ميان مردم و بعد جلو افتادن كه خيلى نشانه بزرگى است و ديگران را سبك مى ‏كند و به غيظ مى ‏آورد و غالباً دو نفر آقا با هم راه مى‏ افتند و دم درب اطاق جنگ مى‏ افتد اگر در كوچك باشد و اگر بزرگ باشد كه باز هر دو با هم بيرون مى ‏روند .و در تعارف خوش آمد گفتن صاحب خانه هم عسر و حرج است كه اول پيش‏تر و بيشتر به كدام يك تعارف بكند و غليظى الفاظ تعارف به چه اندازه باشد و از اطاق بيرون آيد به بدرقه آنها تا دم حياط برود و كدام آقا او را برگرداند كه اين برگرداندن آخر نشانه آقايى است و اگر آقاى پست‏تر بگويد به صاحب خانه كه بفرماييد برگرديد كه راضى نيستم آن آقاى مطلق خيلى بدش مى‏ آيد و گاهى به زبان مى‏آورد كه براى شما نمى ‏آمد كه شما مرخص كنيد و گاهى مريدها از پشت سر فرياد مى‏كنند كه حضرت آقا صاحبخانه را مرخص فرمايند پس آقا خيلى لذت مى ‏برد از اين حرف و برمى ‏گردد مى ‏ايستد و مى ‏گويد بفرماييد و برگرديد بعد آن مريدها بر سر صاحبخانه منت مى‏ گذارند كه اگر ما نگفته بوديم آقا نمى ‏دانست كه شما از عقب مى ‏آييد و ممنون شما نمى ‏شد .

کیوان نامه جلد 2

عباس کیوان قزوینی