English French German Italian Portuguese Russian Spanish
نیایش
نوشته شده توسط حکیم عباس کیوان قزوینی نقل از : کتاب شرح حال ابوسعید ابوالخیر و وضعیت صحن شاه نعمت الله ولی از منضمات کتاب صالحیه اثر«کیوان ورجاوند» کیوان قزوینی با مقدمه و حواشی نورالدین چهاردهی - انتشارات فتحی (آفرینش) تهران – سال 1371ش   
يكشنبه ، 26 مرداد 1393 ، 15:07

شماره مقاله789

رباعيات حضرت سلطان الموحدين

شيخ ابوسعيد ابوالخير «قدس سره»

بدان «ايدّك اللّه فى‏الدّارين» كه اين رباعيات حضرت سلطان السالكين شيخ ابوسعيد ابوالخير خراسانى قدس الله روحه گوگرد احمر است و بسيارى در وصول سعادت و حصول مدعيات و طلب روزى و تسخير قلوب و دفع عاهات و ساير امور تأثير عظيم دارد زيرا كه مرآت حقند .

و قاعده خواندن آن است كه هر يك از اين رباعيات را كه اراده خواندن نمايد اگر به جهت شفاى بيمار بخواند «مظهر اسم يا شافى» باشد واگر به جهت درد چشم مظهر اسم يا نور و يا قيوم باشد.

و هم چنين از براى هر مطلبى بايد اسمى از اسماء الاهى كه مناسب آن مطلب باشد بخواند تا مؤثر آيد .

و ديگر رعايت محل اشاره كند در ملاقات دو حرف مثل يكديگر مثلاً دو ميم و حا و دال و عين و صاد و دو حرف جلاله كه كلمه طيبه الله است در ما بين آنها مطلب را به خاطر بياورد ،پس چون بدين دستور عمل به جاى آورد البته به اجابت مى‏رسد و متوجه هر مدعا و مطلب كه گردد به حصول آن كامران و سرافراز خواهد شد.

و قاعده رباعيات مذكوره بر دو قسم است يكى منفرده و يكى كليه ،اما منفرده آنكه به عدد حروف اول مصرع اول رباعى باشد و يا عددى كه تحقيق عدد آن شده باشد

اما كليه هفت مرتبه يا هفده مرتبه و يا هفتاد مرتبه و ايام خواندن يك هفته يا هفده يوم يا بيست و هفت يوم يا سى و هفت يوم و تمام كمال آن يك اربعين است و صلوات و بسمله از لوازم اين رباعيات است مگر در تفريق اعداد ظلمه نبايد گفت مطابق آيه «لا تقنطوا من رحمةالله» به جهت دريافت فيض از جانب فيّاض على الاطلاق مظهر رباعى را يا راحم العبرات بگويد .

يا رب بگشا گره ز كار من زار

رحمى كه ز عقل عاجزم در همه كار

جز درگه تو كى بودم درگاهى‏

محروم ازين در مكنم يا غفار

***

به جهت صبر بر مصائب و استقامت مزاج بر ناسازگارى روزگار و تكليف امور شاقه كه بر طبع گران باشد بعد از نماز بامداد پنجاه مرتبه بخواند و هر مرتبه صلواة و بسمله بخواند و اول فاتحه بخواند :«المظهر» .

(مُسَهِّل - يا مُيَسَّر يا هادى)

گر دست تضرع به خدا بردارم‏

بيخ و بن كوه‏ها ز جا بردارم‏

ليكن ز تفضلات معبود احد

فاصبر صبراً جميلاً از بردارم‏

***

جهت دفع آفت راه و قطاع‏ الطريق بسيار بگويد با اسم كه مفيد است «المظهر يا حفيظ يا حافظ» .

آن كس كه به كوه ظلم خرگاه زند

خود را به دم آه سحرگاه زند

اى راهزن  از روز مكافات بترس‏

راهى كه زنى تو را همان راه زنند

***

جهت رسيدن به وصل يار جانى سه روز با وضو و صلوات و بسمله «يا واصل يا قريب» .

حق تعالى كه مالك الملك است‏

ليس فى‏الملك غيره مالك‏

رساند به يكدگر ما را

انه قادر على ذالك‏

***

جهت دوستى و محبت در روزى سى مرتبه بخواند و اثر غريب ملاحظه كند صلواة و بسمله از لوازم است .

«المظهر يا ودود يا من هو اقرب الى من حبل الوريد .»

گر در يمنى چو با منى پيش منى‏

گر پيش منى چو بى منى در يمنى‏

من با تو چنانم اى نگار يمنى‏

خود در غلطم كه من توام يا تو منى‏

***

تسخير قلوب كافر ماجرائى پنج روز هر روز صبح و ظهر و شام شش مرتبه كه روزى هجده مرتبه خوانده شود و چون دامن نازنينش به دست آمد وى را مخاطب ساخته در حضور او نيز خوانده شود «المظهر يا مقلب القلوب» .

اى دل بر ما مباش بى دلبر ما

يك دلبر ما به كه دو صد دل برِ ما

نه دل برِ ما نه دلبر اندر برِ ما

يا دل بر ما فرست يا دلبر ما

يا وفى و يا عزيز بعد از رباعى بخواند .

فى الحبّ هفت نوبت به يك نفس بخواند «يا حبيب يا ودود يا مشهود يا خفى الالطاف» بعد از آن در تفحص آن نامهربان برآيد تا وى را در رهگذرى ببيند قدرى خاك قدم او را برداشته به خلوتى رود وضو كرده و هفت مرتبه به يك نفس آن اسماء را خوانده بر آن خاك دمد و خاك را در كاغذى كرده در سر راه آن عزيز قرار گيرد تا از آن راه بگذرد آن خاك را در عقب آن پاشيده بعد از آن به هر نحو باشد با وى تكلم كرده و زود اين عمل را بجا آورد و عدد رباعى 14 مرتبه است .

عنبر زلفى كه ماه در چنبر اوست‏

از حسن ملاحتى كه اندر بر اوست‏

با اين همه كبر و ناز كاندر سر اوست

فرمانده روزگار فرمانبر اوست‏

اين رباعى نيز به دستور مذكور معمول داشته كه همين اثر را دارد .

از هجر تو اى نگار اندر نارم‏

مى‏سوزم و مى‏سازم و دم در نارم‏

تا دست به گردن تو اندر نارم‏

آغشته به خون چو دانه اندر نارم‏

***

جهت دفع درد دل بخواند :

در مملكت وجود فرمان از تو است‏

آرام دل بى سر و سامان از تو است‏

ما را به دواى درد دل كارى نيست‏

درد از تو و دل از تو و درمان از تو است‏

***

به جهت دولت يافتن به عدد اسم كبير خود در هشت روز بخواند :

اى عرش عظيم كمترين پايه تو

شاهان جهان تمام در سايه تو

چون روى تو جلوه كرد ديدم و رسيد

از رحمت خاص و عام پيرايه تو

***

به جهت دفع امراض مكرر بخواند :

اى وارث رفع نه جواهر و عرض‏

فضل و كرمت نيست معلل به غرض‏

هر كس كه نباشد تو عوض باشى از او

آن را كه نباشى تو كسى نيست عوض‏

***

به جهت احضار مطلوب و دريافت وصول به ايشان چند روز بخواند و از جهت دفع ظلمه نيز مناسب است به جهت محبت «يا انيس يا قريب» .

به جهت دفع ظلمه مثل يا منتقم در اول رباعى بخواند .

اى ناله گرت دمى است اظهارى كن

آن غافل مست را خبردارى كن‏

اى دست ولايت محبت بدر آى‏

اى باطن شرع دوستى كارى كن

***

جهت اظهار خفا بايد هر روزى هشت مرتبه با بُخُور لايقه بخواند «المظهر يا خبير يا لطيف» .

مشهور و خفى چو گنج دقيانوسم‏

پيدا و نهان چو شعله در فانوسم‏

القصه درين چمن چو بيد مجنون‏

مى‏بالم و در ترقى معكوسم‏

***

جهت غنى شدن هر روز نه مرتبه بخواند مجرب است يا غنى يا مغنى يا عزيز .

طالع سر عافيت فروشى دارد

همت هوس پلاس پوشى دارد

آنجا كه به يك سؤال بخشند دو كون‏

استغنايم سر خموشى دارد

***

جهت رسيدن خدمت مردان خدا و هدايت يافتن هر روز پنج مرتبه بخواند با صلوات و بسمله «المظهر يا رسل يا معين» .

مردان خدا ز خاكدان دگرند

مرغان هوا ز آشيان دگرند

منگر تو بدين چشم بديشان كايشان‏

فارغ ز دو كون در جهان دگرند

***

جهت گشايش كارها هر روز يازده بار بخواند المظهر يا فتاح يا مفتح‏ الابواب .

اى خالق ذوالجلال اى بار خداى‏

تا چند روم در به در و جاى به جاى‏

يا خانه اميد مرا در در بند

يا قفل مهمات مرا در بگشاى‏

***

به جهت برآمدن حاجات هر روز پنج مرتبه بخواند «يا قاضى يا مجيب يا طالب امن يجيب المضطر اذا دعاه الخ يا من بك حاجتى و روحى بيديك» .

عن غيرك اعرضت و اقبلت اليك‏

مالى عملٌ صالح استظهر به

قد حبتك راجياً توكلت عليك .

***

جهت دفع آزارها سه بار بخواند :

در سينه توئى و گرنه پر خون كنمش

در ديده تويى و گرنه جيحون كنمش‏

اميد وصال تست جان را ور نه‏

از تن به هزار حيله بيرون كنمش‏

***

به جهت مهمات و خود را به حق واگذاشتن هر روز هفت مرتبه بخواند «افوض امرى الى الله» صحت يابد يا فارغ شود به اسم «يا ابصر الناظرين» .

حورا به نظاره جمالم صف زد

رضوان ز تعجب كف خود بر كف زد

آن خال سيه بر آن رخان مطرف زد

ابدال ز بيم چنگ بر مصحف زد

به جهت روشنايى چشم سه روز صبح دوازده مرتبه و ظهر و شام رباعى را با آيه شفا بخواند «و قل جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا و ننزل من القرآن ما هو شفاءٌ و رحمةٌ للمؤمنين» .

من دوش دعا كردم و باد آمينا

تا به شود آن دو چشم باد آمينا

از چشم بد انديش تو را چشم رسيد

بر چشم و به ديده تو باد آمينا

***

به جهت دفع لكه چشم و آب آوردن بايد وضو بسازد و مريض رو به قبله نشسته و بسمله و صلوات بگويد و بعد از آن به قدر مقدور اين رباعى را با آيه شفا بخواند و به سجده رود و استغاثه نمايد و باز سر برداشته شروع در خواندن نمايد ،انشاءالله تعالى صحت كلى روى مى‏نمايد و بعد از هر نماز به طريق مناجات بخواند «المظهر يا بصير» .

يا رب به دو نور ديده پيغمبر

يا رب به دو شمع دودمان حيدر

بر حال من از عين عنايت بنگر

در من نظرى آنكه نيفتم ز نظر

***

به جهت آمدن باران چهل تن يا دوازده تن به صحرا يا به مسجد رفته  دو ركعت نماز كنند و بعد از نماز سرها را همگى برهنه كرده هفتاد بار استغفار نموده بسمله بگويند و صلوات بفرستند و هر يك چهل و يك مرتبه بخوانند :

به اسم «يا مُنزل البركات» .

يا رب سبب حيات حيوان بفرست‏

وز خوان كرم نعمت الوان بفرست‏

از بهر لب تشنه اطفال نبات‏

از دايه ابر شير باران بفرست‏

***

به جهت دفع پشه در وقت خواب وضو سازد و دوازده مرتبه بر قدحى آب بخواند و به اطراف خود پاشد از صدمه پشه در امان است .به اسم «يا حفيظ» .

فرياد ز شب كردى و شب رنگيشان‏

و ز چشم سياه و صورت زنگيشان‏

از اول شب تا به دم آخر صبح‏

آنها همه در رقص و منم چنگى‏شان‏

***

به جهت دفع ظالمان هر روز هفت مرتبه بخواند خصوص در وقت منازعه به يك نفس اگر خوانده شود بهتر خواهد بود به اسم «يا منتقم» .

من صرفه برم كه بر صفم اعدا زد

مشتى خاشاك لطمه بر دريا زد

ما تيغ برهنه ‏ايم در دست قضا

شد كشته هر آنكه خويش را بر ما زد

***

به جهت تفريق اعدا در يك مجلس ده بار بخواند بسمله و صلواة بگويد به اسم «يا مذّل...» .

اين كيدى گبر از كجا پيدا شد

اين صورت قبر از كجا پيدا شد

خورشيد مرا ز چشم من كرده نهان‏

اين لكه ابر از كجا پيدا شد

***

در احضار معشوق در يك مجلس يك صد مرتبه بخوان و اسم و شكل آن شخص را به نظر بياور به اسم «يا حاضر» .

برو اى باد در بستان گذر كن‏

بگو آن سرو قد شمشاد ما را

به تشريف قدوم خود زمانى‏

مشرف كن خراب آباد ما را

***

در حال مذلت و گرفتارى مكرر بخواند به اسم «يا عزيز يا عظيم» يا آنكه «غفارالذنوب» .

گر من گنه روى زمين كردستم‏

لطف تو اميد است كه گيرد دستم

گفتى كه به روز عجز دستت گيرم‏

عاجزتر از اين مخواه كاكنون هستم‏

***

به جهت دفع اذيت گزندگان وقت خواب خواند :

بستم دم مار و دم عقرب بستم‏

زهر از دم مار و دم عقرب جستم‏

شجاً قرنيا ،قرنياً قرنى‏

بر نوح نبى سلام كردم رستم‏

***

بهر هر مطلب كه مناسب داند بخواند به جهت توانگرى و بى ‏نيازى «انسب» است به اسم «يا غنى يا هادى» .

يا رب به دو كون سرفرازم گردان‏

وز آفت فقر بى‏ نيازم گردان

از راه طلب محرم رازم گردان‏

راهى كه نه سوى تو است بازم گردان‏

***

به جهت عزلت از خلق و توكل و تفويض به خدا مكرر در حال يأس از خلق  در خلوت به اسم «يا دليل المتحيرين» بخواند .

از اهل زمانه عار مى‏ بايد داشت‏

وز صحبتشان كنار مى‏ بايد داشت‏

از پيش كسى كار كسى نگشايد

اميد به كردگار مى‏ بايد داشت‏

***

هر كس اين رباعى را ورد خود سازد كفاره گناهان او شود خصوص در مناجات با حضور قلب بخواند به اسم «يا غفور يا رحيم» .

دارم گنهى ز قطره باران بيش‏

از شرم گنه فكنده‏ ام سر در پيش‏

آواز آمد كه غم مخور اى درويش‏

تو در خور خود كنى و ما در خور خويش‏

***

هر كه خواهد پهلوان شود رباعى را بر شاخ بز يا به كاغذى نوشته بر شاخ بر بندد «يا قوى» .

امروز منم به زور بازو مغرور

پيروزى من به كل عالم مشهور

من همچو زُمردم عدو چون افعى‏

از ديدن من ديده او گردد كور

***

به جهت نجات از حبس به عدد اسم مبارك على (ع) بخواند :

اى شير سرافراز زبر دست خدا

وى تير شهاب ثاقب شست خدا

آزادم كن ز دست اين بى‏دستان‏

دست من و دامان تو اى دست خدا

***

هر كس اين رباعى را بعد از نماز صبح بخواند و مداومت نمايد اثر ولايت بر او ظاهر شود به اسم «يا ولى الله » .

يا رب ز گناه زشت خود منفعلم‏

وز فعل بد و خوى بد خود خجلم‏

فيضى به دمم ز عالم غيب رسان‏

تا محو شود خيال باطل ز دلم‏

***

به جهت وسعت رزق و دفع عسرت هر روز هفت نوبت بخواند «ياغنى يا معطى».

يا رب ز قناعتم توانگر گردان‏

وز نور يقين دلم منور گردان‏

احوال من سوخته سرگردان‏

بى ‏منت مخلوق ميسر گردان‏

***

به جهت دفع غم و مطلب شرعيه كليه دوازده مرتبه بخواند به روايتى چهل و سه مرتبه با حضور قلب بخواند كه مجرب است بايد مطلب را پيش نظر داشته باشد. صلوات و بسم ‏الله تماماً بگويد به اسم «يا سرورالعارفين» .

غمناكم و از كوى تو با غم نروم‏

جز شاد و اميدوار و خرم نروم‏

از حضرت همچون تو كريمى هرگز

نوميد كسى نرفت و من هم نروم‏

***

رباعى را نوشته بر گردن بيمار بندد شفا يابد «يا غياث المستغيثين» يا آنكه «يا شافى» .

تا روى تو را ديده ‏ام اى شمع طراز

نه خواب روم نه روزه گيرم نه نماز

گر با تو بوم نماز من جمله نياز

ور بى تو بوم نياز من جمله نماز

***

به جهت كارهاى مشكل و گشايش بيست مرتبه بخواند به اسم «يا حى يا قيوم» .

اى آنكه به ملك خويش پاينده تويى‏

در ظلمت شب صبح نماينده تويى‏

كار من بيچاره قوى بسته شده‏

بگشاى خدايا كه گشاينده تويى‏

***

به جهت دفع درد دندان در شب چهار مرتبه بخواند «يا طبيب يا حكيم» .

دارم گله ‏اى ز چرخ چندان چندان‏

با گريه توان گفت نه خندان خندان‏

درّ و گهرم جمله به تاراج برفت‏

آن درّ و گهر چه بود دندان دندان‏

***

اگر خواهى شخصى را از مجلس بيرون كنى اين رباعى را مكرر بخوان تا از مجلس بيرون رود مظهر اسم «يا دافع يا رافع» .

مهمان تو خواهم آمدن مهمانا

منشان دگرى را ز حسد پنهانا

خالى كن خانه را پس مهمانا

با ما كس را به خانه در منشانا

***

در غربت و تنهايى مكرر بخواند كه رفع غم مى‏كند به اسم «يا انيس» .

اى بى كس و بى‏ كسان عالم را كس‏

يك جو كرمت تمام عالم را بس‏

من بى‏ كسم و تو بى ‏كسان را يارى‏

يا رب تو به فرياد من بى‏ كس رس‏

به جهت كشف اسرار و صفاى باطن و هر وقت كه اراده بيدارى از خواب نمايد در بستر رو به قبله نشسته پنج مرتبه صلوات بفرستد و رباعى را با بسمله سه بار بخواند به اسم «يا محيى الاموات يا موفق الخيرات» .

شب خيز كه عاشقان به شب راز كنند

گرد در و بام دوست پرواز كنند

هر جا كه درى بود به شب در بندند

الّا در دوست را كه شب باز كنند

***

اين رباعى را پيش از طلوع آفتاب در بسترى كه هست پنج مرتبه صلواة بفرستد و رباعى را با بسمله سه بار بخواند به اسم «يا محيى الاموات يا موفق الخيرات» .

در وقت سفيده دم خروس سحرى‏

دانى كه چرا همى كند نوحه گرى‏

كز آينه صبح نمودند او را

از عمر شبى گذشت و تو بى‏خبرى‏

***

به جهت دفع هجران در شب دوازده مرتبه بخواند تا چند شب به اسم «يا دافع». يارب تو مرا به يار دمساز رسان‏

آوازه دردم به هم آواز رسان‏

آن كس كه من از فراق او غمگينم‏

او را به من و مرا به او باز رسان‏

***

به جهت گشايش امورات و افزون شدن رزق هر روز پنج مرتبه بخواند «يا خالق الخلق يا هادى الضاله يا رازق يا فاتح».

اى خالق خلق رهنمايى بفرست

اى رازق رزق درگشايى بفرست‏

كار من بيچاره گره بر گره است‏

رحمى بكن و گره گشايى بفرست‏

***

به جهت احضار مطلوب به اسم «يا حاضر يا محيط» با صلوات و بسمله بخواند .

اى دوست كسى با خبر از دردم نيست‏

آگاه ز حال و چهره زردم نيست‏

اى دوست به راه دوستى‏ها كه مراست‏

درياب كه چون در نگرى گردم نيست‏

اگر خواهى كسى را مسخر خود گردانى اين رباعى را هفت نوبت بخوان مطلوب مايل تو شود به اسم «يا حبيب» .

اى زلف مسلسلت بلاى دل من‏

لعل لب تو گره گشاى دل من‏

من دل ندهم به كس براى دل تو

تو دل به كسى مده براى دل من‏

به جهت ايضاً نافع است به اسم «يا حبيب» .

يا رب كه ز خواب ناز بيدارش كن‏

وز مستى حسن خويش هشيارش كن‏

يا بى‏ خبرش كن كه نداند خبرى‏

يا آنكه زحال من خبردارش كن‏

***

به جهت بر طرف شدن ظالم ،چهل روز در آخر روز با وضو هر روزى چهل و يك مرتبه بخواند بدون صلواة و بسمله به اسم «يا قوى يا قهّار» .

يا رب تو زمانه را دليلى بفرست‏

نمرودان را ز پشه فيلى بفرست‏

فرعون صفتان دست برآورده به ظلم‏

موسى و عصا و رود نيلى بفرست‏

***

به جهت تسخير ملوك سه بار به يك نفس بخواند به اسم «يا مالك‏ الملوك» .

دنيا چه مرا چه قيصر و خاقان را

فردوس ملك را و صفا رضوان را

دوزخ بد را و بهشت مر نيكان را

جانان ما را و جان ما جانان را

***

به جهت مهمات دنيا و آخرت مكرر بخواند «يا ارحم الراحمين» .

«يارب به محمد و على و زهرا»

يا رب به حسين و حسن و آل عبا

كاز لطف بر آر حاجتم در دو سرا

بى‏ منت خلق يا على الاعلى

***

به جهت ندامت و پشيمانى از گناهان و طلب مغفرت بخواند «يا غفار الذنوب» .

چون عود نبود چوب بيد آوردم‏

روى سيه و موى سپيد آوردم‏

خود فرمودى كه نااميدى كفر است‏

فرمان تو بردم واميد آوردم‏

***

به جهت گمشده يك دفعه حمد و سه دفعه اخلاص بخواند به اسم «يا ظاهر به غير مقصور» .

بر گوش دلم ز غيب آواز رسان‏

مرغ دل  خسته ‏ام به پرواز رسان‏

يا رب كه به دوستان مردان رهت‏

آن گمشده مرا به من باز رسان‏

***

به جهت محبت هفت مرتبه بخواند مجرب است به اسم «يا محبوب» .

مى‏ رُست به دشت خاوران لاله آل‏

چون دانه اشگ عاشقان در مه و سال‏

بنمود چو حسن دوست از پرده جمال‏

چون صورت حال من شدش صورت حال‏

***

به جهت رسيدن به مردان حق به اسم «يا هادى» .

من كيستم آتش به دل افروخته‏ اى

بر خرمن عشق چشم بر دوخته‏ اى

در راه وفا چو سنگ آتش گيرم‏

شايد كه رسم به صحبت سوخته‏ اى

***

به جهت اختيار درويشى با خدا مناجات كند و بخواند :

چون دايره ما ز پوست پوشان توايم‏

در دايره حلقه به گوشان توايم

گر بنوازى ز جان خروشان توايم

ور ننوازى هم از خموشان توايم‏

نيز بخواند اين رباعى را كه مناسب است :

با تو به حضور بى حضور افتادم‏

صبرم بايست ناصبور افتادم‏

از دهشت وصل خويش ره گم كردم‏

نزديك چنان شدم كه دور افتادم‏

***

به جهت مناجات با خدا بخواند مجرب است :

اى آنكه توئى محرم راز همه كس‏

شرمنده ناز تو نياز همه كس‏

چون دشمن و دوست مظهر ذات تواند

از بهر تو مى ‏كشيم ناز همه كس‏

***

به جهت محبت سى مرتبه بخواند به اسم «يا حبيب» كه مجرب است .

روزى كه چراغ عمر خاموش شود

در بستر مرگ عقل مدهوش شود

با همدردان مكن خدايا حشرم‏

ترسم كه محبتم فراموش شود

***

به جهت حرف شنيدن مطلوب هفت بار بخواند «يا سميع» .

جانم به لب از لب خموش تو رسيد

وز لعل خموش باده نوش تو رسيد

گوش  تو شنيده ‏ام كه دردى دارد

درد دل من مگر به گوش تو رسيد

***

به جهت رسيدن به وصال مطلوب هشت بار بخواند كه به زودى به وصال محبوب خواهد رسيد «يا مسهّل» .

دل وصل تو اى مهر گسل مى‏خواهد

ايام وصال متصل مى‏خواهد

مقصود من از خداى باشد وصلت‏

اميد چنان شود كه دل مى‏خواهد

***

به جهت احضار مطلوب و الفت و محبت به اسم «يا رئوف» بخواند :

اى ديده مرا عاشق يارى كردى‏

حيران رخ لاله عذارى كردى‏

كارى كردى كه هيچ نتوان گفتن‏

الله الله چه خوب كارى كردى‏

***

به جهت غربت به اسم «يا رفيق» بخواند .

سودا به سرم همچو پلنگ اندر كوه‏

غم بر سر غم ميان سنگ اندر كوه‏

دور از وطن خويش به غربت خوارم‏

چون شير به دريا و نهنگ اندر كوه‏

***

به جهت تب لرز پنجاه و پنج مرتبه بخواند به اسم «يا شافى» .

تب لرزه به اندام تو اى سرو قباپوش‏

يا رب كه مبيناد دگر عاشق مدهوش‏

بستم تب لرز تو به فرمان الاهى

تا باز رهى از الم و رنج بر و دوش‏

***

به جهت خوشحالى به اسم «يامفرح» نُه مرتبه بخواند :

دنيا چه كرى كند مشوش بودن‏

و ز بهر دو روز عمر ناخوش بودن‏

ما هيچ و جهان هيچ و غم و شادى هيچ‏

خوش نيست براى هيچ ناخوش بودن‏

***

به جهت جلب قلوب و مطيع شدن هفت نوبت بخواند به اسم «يا حبيب القلوب» .

اى قادر ذوالجلال وى رحمن تو

سامان ده كارهاى بى‏ سامان تو

خصمان  مرا مطيع من گردان تو

بى ‏رحمان را رحيم من گردان تو

***

به جهت آمدن باران هفت نوبت به اسم «يا رازق» .

اى درد دوا فرست بر بيماران

روزى ده انس و من و مور و ماران‏

ما تشنه لبان وادى حرمانيم

بر كشت اميد ما بباران باران‏

***

به جهت حصول مطالب و رفع هم و غم هر روز هفت مرتبه بخواند :

سر تا سر دشت خاوران  سنگى نيست‏

كاز خون دل و ديده بر او رنگى نيست‏

در هيچ زمين و هيچ فرسنگى نيست‏

كاز دست غمت نشسته دل تنگى نيست‏

***

از اكابر دين مشهور است كه اين سه بيت را در يك مجلس به جهت احضار مطلوب صد مرتبه بخواند و هر مرتبه سه بيت را به يك نفس بخواند هر كه را خواهد حاضر شود .

نسيما جانب بستان گذر كن‏

بگو آن سرو قد شمشاد ما را

به تشريف قدوم خود زمانى‏

مشرف كن خراب آباد ما را

كه جز پا بوس تو اسباب ديگر

نخواهد خاطر ناشاد ما را

***

هر روز دوازده مرتبه بخواند اگر دوست دشمن شده باشد باز گردد «يا مقلب القلوب» .

دل عادت خوى جنگجوى تو گرفت‏

جان كرده هزيمت سر كوى تو گرفت‏

گفتم خط تو جانب من را گيرد

آن هم طرف روى نكوى تو گرفت‏

***

به جهت استجابت دعوات مكرر بخواند «يا مجيب الدعوات» .

اى آنكه بر آرنده حاجات توئى

هم قاضى و كافى المهمات توئى‏

سرّ دل خويش را چه گويم با تو

چون عالم سرّ و هم خفيّات توئى

***

به جهت آمرزش از جناب احديت مداومت نمايد به اسم «يا غفار» .

ما با مى و مستى سر تقوى داريم‏

دنيا طلبيم و ميل عقبى داريم‏

كى دنيا و دين به يكدگر جمع شود

اين است كه ما نه دين نه دنيا داريم‏

***

به جهت توانگرى و وسعت رزق به عدد اسم مبارك على (ع) به اسم «يا رازق يا معطى» .

اى كرده خدا تو را ولى ادركنى

وى كرده تو را نبى وصى ادركنى‏

دستم تهى و لطف تو بى‏پايان است‏

يا حضرت مرتضى على ادركنى‏

***

به جهت توسعه رزق بخواند به اسم «يا رازق» .

يا رب مكن از لطف پريشان ما را

هر چند كه هست جرم عصيان ما را

ذات تو بود غنى و ما محتاجيم‏

محتاج به غير خود مگردان ما را

***

به جهت حصول جميع مهمات در نيمه شب برخيزد واين رباعى را سه نوبت بخواند «يا كافى المهمّات» .

در هر سحرى با تو همى گويم راز

در حضرت تو همى كنم عرض نياز

بى‏ منت بندگانت اى بنده نواز

كار من بيچاره درمانده بساز

***

در وقت خفتن سر بر زمين نهاده مراد خود را خواسته كه برآيد به اسم «يا بصير» .

يا رب نظرى بر من سرگردان كن

رحمى به من دل شده حيران كن

بر من مكن آنچه من سزاى آنم‏

آنچه از كرم و لطف تو آيد آن كن

***

به جهت آمرزش بخواند به اسم «يا عفوّ يا غفور» .

يا رب به على‏ بن ابى طالب و آل‏

آن شير خداوند جهان جل جلال

كاندر سه محل رسى به فرياد همه

اندر دم نزع و قبر و هنگام سئوال‏

***

به جهت جميع مطالب و گشايش كارها مكرر اين رباعى را بخواند به اسم «يا مفتح الابواب».

سبحان الله به هر غمى يار توئى‏

سبحان الله گشايش كار توئى‏

سبحان الله به امر تو كن فيكون‏

سبحان الله غفور و غفار توئى‏

***

هر كس اراده سفر كند هفت نوبت بخواند به سلامت برگردد .

گر در سفرم توئى رفيق سفرم‏

ور در حضرم توئى رفيق حضرم‏

القصه به هر كجا كه باشد گذرم‏

جز تو نبود هيچ مراد دگرم‏

***

به جهت هر مطلب و مراد مشروعى شش بار بخواند :

يا رب به دلم غير خودت جا مگذار

در ديده من گرد تمنا مگذار

گفتم گفتم ز من نمى ‏آيد كار

رحمى رحمى مرا به من وا مگذار

***

به جهت جميع مهمات و معاملات بخواند :

حمداً لك رب نجنى منك فلاح‏

شكراً لك فى كل مساء و صباح‏

من عندك فتح كل باب و فتوح‏

افتح لى فتح كل باب فتاح‏

***

به جهت شفا مرض اطفال والدين در نصف شب بالاى بام رفته سر را برهنه نمايند و به عدد اسم مبارك على (ع) بخواند انشاء الله شفاء يابد «يا شافى» .

اى دوست ابوتراب دمساز من است‏

حيدر به جهان همدم و همراز من است‏

اين هر دو جگر گوشه دو بالند مرا

مشكن بالم كه وقت پرواز من است‏

***

به جهت افسون مار و عقرب بخواند به اسم «يا حافظ» .

بستم دم مار و دم عقرب بستم

نيش و دم هر دو را به هم پيوستم‏

بر نوح نبى سلام كردم گفتم‏

شجاً شجاً قرنياً بستم بستم‏

***

به جهت دفع ظالم به عدد اسم مبارك على بخواند «يا دافع» .

با شير و پلنگ هر كه آميز كند

از تير دعاى فقر پرهيز كند

آه دل درويش به سوهان ماند

گر خود نبرد برنده را تيز كند

***

به جهت آمرزش از گناهان توبه كرده بخواند به اسم «يا غفار يا توّاب» .

يا رب من اگر گناه بى‏حد كردم‏

دانم به يقين كه بر تن خود كردم‏

چيزى كه رضاى تو نبوده است در او

برگشتم و توبه كردم و بد كردم‏

***

به جهت حوايج مشروعه هر روز پانزده مرتبه در يك مجلس بخواند :

چون باز سفيد در شكاريم همه

با نفس و هواى خويش ياريم همه‏

چون پرده ز روى كارها برخيزد

معلوم شود كه در چه كاريم همه

به جهت رزق موافق آيه «و من يتق الله يجعل له مخرجاً» .

يا رب ز كرم درى برويم بگشا

راهى كه در او نجات باشد بنما

مستغنيم از هر دو جهان كن ز كرم‏

جز ياد تو هر چه هست از دل برُبا

***

موافق آيه «قل اللهم مالك الملك» به جهت طلب جاه بخواند :

يا رب غم آنچه غير تو بر دل ماست‏

بردار كه بى‏ حاصلى از حاصل ماست‏

الحمد كه چون تو رهنمائى داريم

از گمشدگانيم و غمت منزل ماست‏

***

به جهت وسعت رزق چهار هزار مرتبه به اسم «يا واهب و يا رازق» و به جهت كامرانى و حصول مقاصد در شب يك صد و ده مرتبه .

اين شب كه مرا ز وصلت اى مه رنگ است‏

بالاى شبم كوته و پهنا تنگ است‏

اين شب كه تو را با من مسكين جنگ است‏

شب كور و خروس گنگ و پروين لنگ است‏

***

به جهت فتح مهمات در حالت اضطرار يك صد و ده يا دويست و ده بخواند :

يا رب به كه نالم كه دگر رهبر نيست‏

از دست تو هيچ دست بالاتر نيست‏

آن كس كه تو ره دهى كسش گم نكند

آن را كه تو گم كنى كسش رهبر نيست‏

به جهت حفظ آبرو و محفوظ بودن از حادثات مكرر بخواند :

يا رب علم قهر به كويم نزنى‏

وين طاعت با ريا به رويم نزنى‏

سقاى مجاوران كويت شده ‏ام‏

يا رب كه تو سنگ بر سبويم نزنى‏

***

به جهت دوستى دوازده مرتبه بر روى مطلوب بخواند محبت افزون شود .

اى چشم من از ديدن رويت روشن‏

وز ديدن رويت شده خرم دل من‏

رويت شده گُل خرم و خندان گشته‏

روشن دل من گشته ز رويت ايمن‏

به جهت محبت نظير ندارد هفت مرتبه بخواند و به جانب مطلوب دمد .

بيمار غمت خط امانى دارد

مقتول تو عمر جاودانى دارد

خاكستر آنكه از تمناى تو سوخت‏

خاصيت آب زندگانى دارد

***

به جهت محبت سرد شدن مكرر بخواند :

يا رب آن سرو سهى قد را ز اهل درد كن‏

يا نهال قامتش را بر دل ما سرد كن‏

***

به جهت درويشى و درماندگى كه به كار خود فرو مانده باشد در نصف شب سر خود را برهنه و ريش خود را به دست چپ بگيرد و سه مرتبه روى خود را با تضرع به آسمان كرده بخواند كه از درماندگى ،رستگارى يابد مجرب است .

الله توئى قادر  درمانده منم عاجز

تقدير چنين كردى تدبير تو كن آخر

بعد از آن اين رباعى را با خضوع و خشوع به همان احوالى كه هست بخواند .

اى ذات و صفات تو مبرا ز عيوب‏

يك اسم ز اسماء تو علّام غيوب‏

رحم آر كه عمر و طاقتم رفت به باد

نى نوح بود نام مرا نى ايوب‏

***

به جهت سفر كردن بخواند كه بسيار مجرب است .

بده تو بار خدايا در اين خجسته سفر

هزار نصرت و شادى هزار فتح و ظفر

به حق چهار محمد به حق چهار على‏

به دو حسن به حسين و به موسى و جعفر

به جهت احضار دوازده مرتبه بخواند آن كس را كه خواهد حاضر گردد و هر دفعه كه مى‏ خواند به يك نفس بخواند به اسم «يا من اقرب من كل قريب» .

من كيستم از خويش به تنگ آمده ‏اى

ديوانه با خرد به جنگ آمده ‏اى

دوشينه به كوى دوست از اشكم گشت‏

ناليدن پاى دل به سنگ آمده ‏اى

***

به جهت درد چشم چهل و يك مرتبه بخواند يا نوشته بر طرف چشم دردمند بياويزد «يا شافى» .

اى چشم تو چشم چشم چشم مرا چشم‏

من چشم نديده‏ ام چو چشم تو به چشم‏

چشم ز ميان چشم چشم تو گزيد

اين چشم چه چشم است چه چشم است چه چشم‏

***

به جهت ربع مربع چهار در چهار نويسند و اگر به جهت بر طرف شدن عدو است بسوزانند بيم مردن باشد احتياط بايد كرد از براى تب ربع كه مربع نوشته در كمر بندد مجرب است عدد رباعى 6928 مربع 1727 .

سيمابى شد هوا و زنگارى دشت‏

اى دوست بيا و بگذر از هر چه گذشت‏

گر ميل وفادارى اينك دل و دين‏

ور عزم جفا دارى اينك سر و طشت‏

***

در هر شدت و سختى بخواند به عدد اسم مبارك على (ع) كه مجرب است .

ما زال و لاك يا على مستندى‏

مولاى سواك لم يكن معتمدى‏

يا ليتك مرتجا نجاتى لغدى‏

الجات اليك واثقاً خذ بيدى‏

***

به جهت استخلاص محبوس تا چهل روز روزى هشتاد بار بخواند :

«يا قاهر العدو و يا والى الولى »

«يا مظهر العجايب يا مرتضى على »

***

براى اداء قرض روز جمعه بر هزار و يك دانه گندم بخواند و بر پشت بام مسجد جامع بريزد كه جانوران بخورند خداوند قرض او را از جائى ادا نمايد كه گمان نداشته باشد .

اى رهبر و رهنماى هر بى ‏خبرى‏

وى رزق رساننده هر جانورى‏

بستم كمر اميد بر رحمت تو

رحمى كنيم كه ز آن نباشد خبرى‏

***

براى توفيق يافتن از براى حج در شب عيد قربان سيصد و شصت و شش بار بخواند بى‏ شك و شبهه در سالى ديگر به مطلب رسد .

اى دوست طواف خانه‏ ات مى ‏خواهم

بوسيدن آستانه ‏ات مى‏ خواهم

بى‏ منت خلق  توشه اين ره را

مى ‏خواهم و از خزانه‏ ات مى‏ خواهم‏

***

به جهت بدخوئى اطفال نوشته بر طاق گهواره آويزد .

از گُل طبقى نهاده كاين روى من است‏

وز شب گرهى نهاده كاين موى من است‏

صد نافه به باد داده كاين بوى من است‏

آتش به جهان بر زده كاين خوى من است‏

***

به جهت گرفتارى مطلوب هشت مرتبه بخواند :

هر صورت دلكش كه تو را روى نمود

خواهد فلكش ز چشم تو زود ربود

رو دل به كسى ده كه در اطوار وجود

بوده است هميشه با تو و خواهد بود

***

براى دفع دشمن قوى يا معزول ساختن جابر سيصد و هفتاد بار بخواند :

يا سركشى سپهر را سركوبى‏

يا خار و خس زمانه را جاروبى‏

دجال وَشان را بنشان بر خرشان‏

عزلى نصبى قيامتى آشوبى‏

***

هر كس مداومت در اين رباعى نمايد دوستكام شود و گناهان او را خالق از خلق مخفى دارد.

آنان كه تنور معصيت گرم كنند

بايد كه ز روى خلق آزرم كنند

آزرم ز روى خلق بايد كه خدا

محرم ‏تر از آن است كه زو شرم كنند

***

براى معرفت ربانى و حكمت عملى مكرر بخواند :

اى اهل شرف يافته حشمت از تو

عالم همه گشته غرق نعمت از تو

جمعى كه دم از عالم مخفى زده ‏اند

آموخته ‏اند درس حكمت از تو

***

کتاب شرح حال ابوسعید ابوالخیر

اثر عباس کیوان قزوینی