English French German Italian Portuguese Russian Spanish
در موازنه‏ | On Observing the Balance
نوشته شده توسط حکیم عباس کیوان قزوینی نقل از : کتاب میوه زندگانی اثر عباس کیوان قزوینی با مقابله و تصحیح مسعود رضا مدرسی چهاردهی   
دوشنبه ، 27 مرداد 1393 ، 21:48

شماره مقاله 561

فريده 42

در موازنه‏

هر كه زشتى‏ هاىِ یك گوشه مملكتِ خود را نیكو بفهمد و بدى ‏هاىِ اعمال و احوالِ مردم را و پنهانى ‏هاىِ آنها را بداند چنان متحیر و غمین مى‏ شود كه شیرینىِ زندگى را نمى ‏فهمد و مى ‏خواهد عمرِ خود را صرفِ  اصلاحِ آنها  نماید و چون نمى ‏تواند غضبناك مى ‏شود و اعتراض بر خدا مى ‏كند  كه چرا چنین  بنده ‏اى آفریده ‏اى  كه لذّتِ  محبّتِ با یكدیگر را نفهمد و از عداوت و تزویرها لذّت بَرَد و ارتزاق نماید از ضرر زدنِ  به مردم  و گوشِ نیوشیدنِ پند هم  نداشته  باشد .

و نیز اگر خوشى ‏هاىِ طبیعت و نیكوكارىِ بعضِ مردم را بفهمد و اسرار و فوائدِ بدى ‏هاىِ بدان را پى بَرَد چنان پر شگفت مى ‏ماند و لذّت مى‏ برد كه پیش از شیرینىِ زندگى و عذرخواهِ همه بدى ‏ها گشته اعتراضش را از خدا پس مى‏ گیرد  و تردید مى ‏یابد كه بدها را به موقِع‏ تر بداند  یا  خوب‏ ها  را .

امّا این فهمِ اَسرار یك امرِ غیرِ عادى است كه براىِ همه و اكثرِ مردم ممكن نیست و اگر براىِ كسى این فهم پیدا شد آن كس آدمِ غیر عادى شمرده مى‏ شود و نادر است و در اثرِ ریاضت ‏ها و افكار و تركِ  لذائذ  و امورِ طبیعیه  مگر پیدا  شود  و یا مَوهِبَتى فطرى باشد از جانبِ خدا و این آدم  در بهشتِ  باطنى خواهد بود كه بدنش با مردم است و دل و جانش خارج از مردم .

امّا دانشِ اوّل كه اطّلاعِ بر بدى ‏هاىِ مردم و اعتراضِ بر خدا است زود پیدا مى ‏شود براىِ  بیشتر هوشمندان بلكه همه اگر به  فكر بیفتند  اوّل همین حالِ اعتراض بر خدا پیدا مى ‏شود ،هر كس به زبانى كه در خورِ دانشِ او است اعتراض در دل دارد و به ظاهر فاش نمى ‏كند و نگارنده كتابِ (فِریادِ بَشَر) را  كه تا كنون دو بار طبع شده حاوى بر همین اعتراض قرار داده  به زبانِ  علمى .

پس معترضینِ بر خدا آدمِ عادى ‏اند و بسیارند امّا باز اكثرِ افرادِ بشر نیستند زیرا اَكثَر غافل و جاهل و فرو رفته در لذائذ و ادراكاتِ جسمیه ‏اند هیچ در عوالمِ  روحیه  نیستند  تا  اعتراضِ  بر  خدا یا  صلح نمایند .

در چند آیه قرآن این جمله هست كه الحمدُلِلّهِ وَ اكثَرُ هُم لا یعقِلُونَ یا لایعلَمُونَ . پس همه بشر سه  قسمند ،توده و اكثر غافلند و هیچ حكمى و اثر ندارند.

و اقّل ِ بشر كه  دانشمندانند  معترضند در دل بر خدا و فردِ نادرِ غیرِ عادى  كه  شاید هیچ دیده نشود و اسرار فهم و راضىِ از خدا و از طبیعت بزرگند ،و معترضین هماره در شِگِفت و حیرت و غمند و فردِ نادر هماره  دلشاد  و تُودَه  نه غمینند و نه شادِ از این جهت .

امّا از لذائذ و آلامِ جسمیه غم و شادى دارند و بیشترِ از آنها در بیشترِ اوقات غمینند ، پس در دنیا شاد و شادى كَم است و یا گُم  اَست و یا هیچ نیست .

میوه زندگانی

عباس کیوان قزوینی