English French German Italian Portuguese Russian Spanish
مرگ و تولد نوع‏ |Death and Birth of the Kinds
نوشته شده توسط نورالدین چهاردهی نقل از : کتاب گلبانگ مغز از فراسوی قانون جاذبه دربیان «عرفان علمی و عرفان عملی » «تصوف – مکتب روحی» اثر نورالدین چهاردهی به کوشش مسعود رضا مدرسی چهاردهی – چاپ هند – دهلی نو – 2013-2012 – Printedat: Alpha Art   
دوشنبه ، 27 مرداد 1393 ، 23:04

شماره مقاله576

در تاريخ علوم طبيعى به اثبات رسيده كه در كره زمين زمانى حيوانات عظيم ‌الجثه‌اى  به سر مى ‌بردند معروف به دايناسورها كه اكنون استخوان ‌بندى ‌هاى آنها را در موزه‌ هاى علوم طبيعى قرار داده‌ اند. ضمنآ مى ‌دانيم زمانى نوع نبات در كره ارض وجود نداشت همانطورى كه يك نهال كوچك درختى تناور مى ‌شود پس از چند قرن خشك شده و از جنبه نباتى خارج مى ‌گردد همانطورى كه هر درخت به تنهايى تولد، نوجوانى، جوانى، پيرى و مرگ دارد، نوع نبات بالكل هم همين كيفيت را سير مى ‌كند.

نوع حيوان نيز به همين طريق است، پس انواع نبات ،حيوان و معادن  هم تولد دارند  و هم مرگ. براى فرا رسيدن مرگ  هر نوع ميليونها  سال  نياز است.

همچنين كرات كه هر يك دنيايى ناميده مى ‌شوند زايش و مرگ دارند «كل شيئى هالك الاوجهه».

اجزاء هر شخصى متبدل مى ‌شوند و مرگ و زايش دارند، دماغ ديرتر از قلب و ريه عوض مى ‌شود و آنها ديرتر از كليه و كبد و طحال.

مار يكباره پوست كهنه را مى ‌اندازد، لذا نمايان است، و آن پوست افتاده مانند يك مار ديده مى ‌شود و همراه داشتن آن گويند براى محبوبيت و جاه مفيد است.

اجزاء صغار به محض وجود منعدم مى ‌شوند.

پس در عالم هستى هيچ چيز پايدار نبوده و به تناسب وجودش دورانى را به سر مى ‌برد، پس ضرورت دارد كه فكر كنيم براى چه آمده ‌ايم و چه  بايد بخواهيم و چه كار پيشه كنيم و به كجا خواهيم رفت پس سزاوار نيست كه غفلت را شعار خود قرار دهيم.

تعداد اعضاى داخلى انسان بيشتر از اعضاى هر حيوان حتى حيوانى كه جثه‌اش چند برابر آدم باشد، مى ‌باشد. به همين جهت داشتن اعضاى بيشتر دالّ بر آن است كه كارى كه از آدمى ساخته است بيشتر از اعمال هر ذيروح ديگر مى ‌باشد و هيچ كارى نيست كه محال باشد و از انسان سر نزند.

تمامى اشياء از انوار الهيه جز خود انسان ادراك ندارند و وصول به غير مقام انسان را نيز ندارند و توسط انسان اشياء به مقام قرب  الهى رسند و از اين جهت انسان را امام‌ الاشياء نيز مى‌ توان  ناميد.

اشياء تا چشم گشاده به بالا نگرند، جز انسان چيزى نمى ‌بينند انسان از همه اشياء ممتاز است زيرا كه صاحب اراده است و داراى قدرت بر اجراء و عملى كردن آن. پس شگفتى انسان  بى حدّ است و سلوكش نيز بايد  بى سابقه و شگفت  باشد.

نورالدین چهاردهی

گلبانگ مغز