English French German Italian Portuguese Russian Spanish
اصطلاحات‏ اسپری تیسم | Terms in Spriritism
نوشته شده توسط نورالدین چهاردهی نقل از: کتاب اسپریتیزم (علم ارتباط با ارواح) اثر نورالدین مدرسی چهاردهی تنظیم و ویرایش مسعود رضا مدرسی چهاردهی – انتشارات آفرینش – تهران سال 1387 ش   
دوشنبه ، 27 مرداد 1393 ، 02:17

شماره مقاله717

مديوم = كسى است كه واسطه ارتباط با روح قرار مى‏گيرد.

عامل يا هيپنوتيزور = كسى است كه با استفاده از دانش و تكنيك هيپنوتيزم مى‏تواند افراد را به خواب مصنوعى فرو برد.

پاس = حركت دست‏هاى عامل را در طول بدنِ سوژه به روشى خاص براى فرو بردن سوژه به خوابِ مصنوعى پاس مى‏نامند. ممكن است پاس با تماس ملايم انگشتان با بدن سوژه يا با فاصله چند سانتى مترى بدن صورت گيرد. پاس به منظور صدور سياله عصبى و نفوذ در سوژه توسط عامل اجرا مى‏شود.

روشن بينى يا كلرويانس = حالت حدت و حساسيت باطنى فردى است كه در شرايط هيپنوز چشم بسته قادر به ديدن اطراف خود مى‏شود و آنچه از دسترس بينايى چشم سَر به دور است در معرض ديد باطنى او قرار مى‏گيرد. كلرويانس آگاهى روحى بر وقايع و اشياء دور از دسترس حواس است كه به صورت تصويرى حاصل مى‏شود.

روشن شنوى = استماع اصوات و امواج صوتى خاص است كه از محدوده امواج قابل استماع افراد عادى خارج باشد.

رابط نويسا = نوشتن بلا اراده نيز گاه يك پديده روحى است و گاه بازى‏هاى ضمير ناخودآگاه است. رابط نويسا كسى است كه ارواح مى‏توانند از دست او استفاده كنند و مطلب مورد نظرشان را به وسيله او بنويسند يا تصوير دلخواه خود را بكشند.

ترانس = حالت مراقبه يا خلسه را مى‏توان معناى ترانس گرفت و در اصطلاح انتقال از خود آگاهى به ناخود آگاهى در اثر تمركز، توجه يا تحريك مراكز ادراكى و آمادگى فرد براى دريافت امواج اطلاعاتى از وراى محدوده عالم ملموس است.

معمول = همان مديوم يا سوژه است.

بُعد چهارم = دانشمندان معرفت الروحىِ غرب عالم ماوراء ماده را بعد چهارم نام نهاده‏اند.

اسپرى = روح‏

پريسپرى = هاله پوششى كه وسيله هم بستگى روح و جسم است.

سايكوكينيس = اثر فكر و اراده بر اشياء را گويند و آن استعداد و قدرتى است كه به وسيله ابزار روحى براى تغيير اجزاء اشياء، جان دادن يا بيجان كردن و انتقال آنها از مكانى به مكان ديگر بدون استفاده از ابزار مادى به كار مى‏رود.

اكتوپلاسم = منظره‏اى بخار مانند قابل رؤيت و داراى بعضى خواص فيزيكى است كه دانشمندان علومِ پنهانى معتقدند از مديوم‏ها در حالت ترانس و ارتباط با ارواح خارج مى‏گردد.

سوژه يا موضوع = كسى است كه مورد آزمايش خواب مصنوعى قرار مى‏گيرد.

سومنامبوليك = سومين مرحله از مراحل خلسه هيپنوتيزمى است كه طى آن حواس حدّت و حساسيت زياد پيدا مى‏كند.

رسخ = اگر روحِ انسانى در عود بعدى در ابدان نباتى در آيد رسخ گويند.

فسخ = اگر روحِ انسانى در عود بعدى در اجسام جمادات و معدنيات ظهور كند فسخ مى‏نامند.

مسخ = اگر روح انسان در كالبد درندگان در آيد مسخ نامند.

نسخ = اگر روح سير صعودى كند و به عالم قدس پيوندد نسخ نامند.

قالب اثيرى يا فلكى يا قالب مثالى = مخلوق روح و حد فاصل روح مجرد و جسد عنصرى است، از ماده لطيف‏تر است، بُعد مسافت براى وى مفهومى ندارد ،قالب مثالى نيز مرگ دارد.

فانتوم = شكل ظاهر شده شخص كه حضور نداشته و يا مرده است شبح يا فانتوم مى‏نامند.

دور و كور = موجوديت يافتن كره ارض و سپرى شدن هزاران سال از حيات آن براى آمادگى پديدار شدن موجودات ديگر اعم از جماد، نبات، حيوان، انسان را دور و كور گويند.

ماما = زارى‏ها در بنادر جنوب ايران و بنادر خليج فارس بسر مى‏برند و همگى عامى و لااقل هر پانزده روز يك بار در هنگام غروب مرد و زن مجتمعاً جلسه‏اى برپا مى‏دارند اگر اداره كننده پيرزنى باشد او را ماما گويند.

بابا = اگر در جلسه زارى‏ها اداره كننده مرد باشد او را بابا گويند.

فلوئيد = به معنى ذرات است، اين ذرات لطيف هستند.

بلانشت = تخته‏اى است كه قسمت جلوى آن قدرى باريك‏تر و داراى يك فلش فلزى مى‏باشد كه جلوى هر حرفى مكث مى‏كند. اين تخته بر چهار عدد گلوله غلطان قرار گرفته و گلوله‏ها به طور موازى به هر سو حركت مى‏كنند و در جلسات احضار ارواح از آن استفاده مى‏شود.

تناسخ = عود ارواح را به دنياى خاكى گويند.

سرّ اكبر = اصطلاح هندوهاست كه " اوم " گويند.

آنى ميسم = يعنى مطالبى را كه در جلسه احضار روح حاضرين دريافت مى‏دارند تراوش مغزى خود عاملين بوده و عمل آنها ارتباط روحى نمى‏باشد.

كرمه = به زبان سانسكريت گردش چرخ حيات است كه يكى از اصول اوليه اديان هند و دين بودايى است.

ماترياليزه = به مفهوم آن است كه روح در بدن مديوم متجسم شده گفتار يا كتابت مى‏كند.

كيميا = علوم غريبه را در اساس پنج علم محسوب مى‏دارند يكى كيميا است كه تبديل فلزى به فلز ديگر است و آن را اكسير نيز نامند.

ليميا = علم طلسمات است.

هيميا = علم تسخيرات است كه معرفت احوال ستارگان سبعه است.

سيميا = علم خيالات است كه تصرف در خيال افراد كند.

ريميا = علم شعبده است كه معرفت قواى جواهر ارضيه است.

سومنامبول = كسى است كه در خواب راه مى‏رود. اين خواب ممكن است خواب طبيعى يا مصنوعى باشد. نام بيمارىِ كسانى كه خود به خود در خواب راه مى‏روند سومنامبوليزم مى‏باشد.

اتر = سياله لطيفى كه بنابر نظر قدما فضاى عالم را فرا گرفته است. اتر سياله فرضىِ بى‏وزنى را گويند كه تمامى جهان را فرا گرفته و جمعى معتقدند كه عامل انتقال نور و الكتريسته مى‏باشد.

هيپنوتيزم = خواب مصنوعى است.

تله پاتى = خواندن افكار ديگران از مسافت دور مى‏باشد. تله به معنى دور و پاتى به معنى احساس و درك كردن است.

بايويلاسميك = نيروى زيست، نيروى خالص روان.

لاما = رهبر بودائيان تبت.

اكسترال = همزاد يا جسم ثانوى.

كا = به عقيده مصريان جسم دوم، همزاد سوم، روح همزاد، اسپرى است.

ويدا = ويدا به معناى اشعه است. دانشمند اطريشى ثابت نمود كه از سر تا قدم موجود زنده بخصوص انسان اشعه‏اى خارج مى‏شود كه با چشم ظاهر نمى‏توان ديد.

ايدا = در عرفان هندوستان يكى از مجراهاى اطراف ستون فقرات را گويند.

پينكالا = در عرفان هند يكى از مجراهاى اطراف ستون فقرات است.

سوسمينا = قنات خالى در ستون فقرات.

عقل كل = فيض اقدس، صادر اول.

نوشرينوس = آخرين حد تجزيه ماده.

حلول = روح شخصى در وجود شخص ديگرى وارد شود و وجود وى را تحت اراده و اوامر خود در آورد.

اتحاد = آنست كه دو روح در يك كالبد متحداً حكمرانى نموده و فرمان برانند.نه حلول نه اتحاد ممكن نيست و هر كالبد براى روح مشخصى تولد يافته و حلول و اتحاد هر دو غلط است.

الوان هفتگانه = بنفش، نيلى، آبى، سبز، زرد، نارنجى، قرمز.

پسكاناليز = روانكاوى در دنيا.

انكونسيانس = سر و كار داشتن با ناخودآگاه.

اكتوپلاسم سيانس = روح زندگان.

اكسيريدايراسيون = حالت انتقالى روح جسمانى.

حالت غشوه = خلسه.

متروكس = صفحه الفباءِ ارتباط با ارواح.

يونسفر = مرتفع‏ترين و وسيع‏ترين طبقه هوايى است كه سياره ما را احاطه كرده است و حجم آن چندين برابر بيش از هوايى است كه در پايين قرار دارد.

درجه سمتاسيول = زمانى كه خواب رفته براى توهم پذيرى آماده است.

تروبل = حالت بهت و حيرت است.

راپس = ضربات روحى را كه روى ميز نواخته مى‏شود.

كومترى = روشن حسى.

پاترنيته = يكى از اصول فراماسونرى به معنى پدرى است.

ماترنيته = يكى از اصول فراماسونرى به معنى مادرى است.

فراترنيته = يكى از اصول فراماسونرى به معنى برادرى است.

دزانكرنه = مديوم قوى.

رانكرناسيون = تبديل روح انسان زنده به عالم ارواح.

كونسيانس = ضمير باطنى خودآگاه.

سوكونسيانس = ضمير باطنى ناخودآگاه.

مانيه تيزور = عامل.

ترانس ساندان تاليسم = تجسد ارواح در جلسات ارتباط.

راه كارنياسيون = عود ارواح.

رانكرناسيون = عود ارواح.

ترانس ساندانتال = عكاسى از ذرات مافوق‏الطبيعه كه تجسد يافته ظاهر مى‏سازد.

صبى = شعبه‏اى از مانويت است كه در خوزستان هستند.

جفر = از علوم غريبه است.

آتما = به زبان فقراى هند به روح گفته مى‏شود.

پروآتما = به زبان فقراى هند به ابوالارواح گفته مى‏شود.

طى‏الارض = روح انوارى ايجاد نمايد و جسد را در لفافه خود پيچد و در مكان مورد نظر آشكار سازد و بيش از لحظه‏اى به طول نيانجامد و اين عمل فوق علم بشرى است.(نورالدين چهاردهى)

کتاب اسپری تیسم

نورالدین چهاردهی