English French German Italian Portuguese Russian Spanish
لئون دنيس‏
نوشته شده توسط نورالدین چهاردهی نقل از: کتاب اسپریتیزم (علم ارتباط با ارواح) اثر نورالدین مدرسی چهاردهی تنظیم و ویرایش مسعود رضا مدرسی چهاردهی – انتشارات آفرینش – تهران سال 1387 ش   
دوشنبه ، 27 مرداد 1393 ، 02:27

شماره مقاله722

لئون دنيس منشى، شاگرد و مريد آلان كاردك بود.

لئون دنيس در اول ژانويه 1846 متولد شد. او فرزند يك كارمند راه آهن بود كه دوران بازنشستگى و استراحت خود را در شهر تور مى‏گذرانيد.

لئون دنيس در ايام جوانى به واسطه تهى دستى والدين خود مجبور شده بود از ادامه تحصيل صرف نظر كرده چون خط خوبى داشت نزد يك بازرگان معروف پوست و چرم استخدام شد.

لئون دنيس علاقه شديدى به مطالعه داشت، هر كتابى را كه به دست مى‏آورد، مى‏خواند، يادداشت بر مى‏داشت و مدت‏ها در باره مطالب آن كتاب‏ها فكر مى‏كرد و تفسير مى‏نمود. در اين موقع بر حسب اتفاق يا تقدير كتاب ارواح آلان كاردك به دستش افتاد. خواندن آن كتاب شور و شوق شديدى را در او به وجود آورده يك حس احترام و تحسين فراوان نسبت به آلان كاردك پيدا كرد به طورى كه از آن به بعد بقيه عمر خود را به شرح و بسط مطالب نوشته‏هاى او كه آميخته با جنبه‏هاى مذهبى بود مصروف داشت.

يك روز بر حسب تصادف، اين استاد و مراد ناديده او به عنوان رياست كنگره روح شناسان به شهر تور وارد شد، براى لئون غير ممكن به نظر مى‏آمد كه اجازه ملاقات با دكتر كاردك را به دست آورد ولى اتفاق يا تصادف اين امكان را براى او به وجود آورد، و همين ملاقات سرنوشت او را قلم زد و او را به اسرار ارتباط با ارواح آشنا ساخت. وى پس از مدت كوتاهى به شغل منشيگرى مجمع شهر تور ارتقاء يافت. در اين هنگام جنگ 1870 آغاز شد و وى به خدمت نظام وظيفه گمارده شد. او در خانه‏اى مسكن گزيد كه مشهور به خانه ارواح شده بود و يكى از گروهبان‏هاى واحدش مديوم وى قرار گرفت.

بالاخره از خدمت معاف، به شهر تور برگشت و شغل سابق خود را پيش گرفت و عضويت ماسونرى را پذيرفت و در عين حال شغل منشى انجمن روح شناسان را نيز براى خود حفظ كرد.

آقاى لئون دنيس در شهر تور با چند نفر از پزشكان روح گرا روابط بسيار نزديكى پيدا كرده بود، يكى از اين پزشكان به نام دكتر آگوزولى داراى استعداد مديوم بود و مى‏توانست تلقين‏ها و الهام‏هاى ارواح را بنويسد. لئون دنيس با اين دوست كه مديوم او هم بود تجربيات بسيار جالبى انجام داد. هر يك از دو دوست به نوبت ارواحى را كه زندگى گذشته زمينى خود را به آنها تلقين مى‏كردند احضار نموده و با آنها رابطه كاملى برقرار مى‏كردند.

لئون دنيس مى‏نويسد: من نكاتى را براى آگاهى خوانندگان مى‏نويسم تا بتوانند مسئله را دقيقاً درك كنند كه يك انسان تا چه اندازه بايستى در برابر محنت‏ها و آزمايش‏هاى دنيوى احساسات نيرومند داشته باشد و خود را براى مقابله و مبارزه با آنها مجهز نمايد، شما مى‏توانيد با خطرها و زيان‏هاى بزرگ كه با تسليم شدن به تمايلات و هوس‏ها شما را تهديد مى‏كند مبارزه نمائيد. پس براى خاطر خودتان و برادرهايتان بكوشيد كه خوب و خيرخواه مردم باشيد، مردم رنجديده را تسلى بدهيد، به گرسنه‏ها كمك و يارى كنيد، فقط در اين شرايط است كه خواهيد توانست مورد پذيرش مقام با عظمت خداوند بزرگ قرار گيريد.

در يكى از جلسات احضار روح، شبح ژاندارك تجسد پيدا كرده و اين دوشيزه ملهم از مريم مقدس به او گفته بود:

تو براى انجام يك مأموريت بزرگ انتخاب شده‏اى. به محض اينكه شبح ژاندارك مأموريت لئون دنيس را برايش مشخص نمود، وى احساس كرد كه يك تغيير حالت فوق العاده در او به وجود آمده است، فوراً قلم در دست گرفته با كمك نيروى روح ژاندارك شروع به نوشتن كرد، يا اينكه هنگام سخن گفتن اين ژاندارك بود كه از دهان او حرف مى‏زد و در واقع اينها ديگر خود او نبودند كه اين كارها را كرده و يا اين حرف‏ها را مى‏زدند. از آن تاريخ به بعد لئون دنيس شروع به نوشتن رمان‏هاى مختلف و نتايج تجربيات خود نموده ديگر اهميتى به تنقيدها و ايرادگيرى‏هاى ديگران نمى‏داد بلكه همه آنها را با سادگى خاصى مى‏پذيرفت. به بيان خودش تدوين كتاب‏هاى متعددى به او الهام مى‏شدند، از آن جمله كتاب‏هاى پس از مرگ، دنياى نامرئى، مسيحيت در ارتبط با ارواح، مسئله وجود و سرنوشت، ژاندارك مديوم، فرشته سلت و دنياى نامرئى، دنياى نامرئى و جنگ، ارتباط با ارواح و روحانيون كاتوليك مى‏باشند. وى رمان‏هايى نيز به رشته تحرير در آورده است منجمله رمان پزشك كاتان، ژيووانا.

لئون دنيس در سن 80 سالگى بينايى خود را از دست داد و در روز 12 آوريل 1927 در سن 81 سالگى در شهر تور با بيمارى ذات الريه زندگى را بدرود گفت.

کتاب  اسپری تیسم

نورالدین چهاردهی