English French German Italian Portuguese Russian Spanish
بررسی نظرات ديگر دانشمندان غرب‏
نوشته شده توسط نورالدین چهاردهی نقل از: کتاب اسپریتیزم (علم ارتباط با ارواح) اثر نورالدین مدرسی چهاردهی تنظیم و ویرایش مسعود رضا مدرسی چهاردهی – انتشارات آفرینش – تهران سال 1387 ش   
دوشنبه ، 27 مرداد 1393 ، 02:38

شماره مقاله727

در كتاب انسان موجود ناشناخته اثر دكتر الكسيس كارل ترجمه عنايت چاپ دوم مى ‏نويسد: يك وقت بدون اينكه بدانيم شناسايى ناگهانى بر ما معلوم مى ‏شود، اين احساس را «شارل ريشه» حس ششم نام نهاده است.

يك چيز براى ما مبهم مى‏باشد و آن بُعد چهارم است كه مراد عالم غيب است.

حس ديگرى كه حس ششم ناميده مى‏شود و در ما مخفى است و اگر حواس پنجگانه را از وظايف خود باز داريم وقتى كه آنها فارغ شدند ،حس ششم ما را براى ديدن طول زمان بيدار مى‏كند.

در طبيعت زمان با مكان بستگى دارد، و تمام موجودات كه با ماده سر و كار دارند وابسته به زمان مى‏باشند، مكان را مى‏بينند و زمان را در نمى‏يابند. زمان به مكان پيوسته است.

[اين حس ششم كه به تازگى بر زبان و قلم علماى غرب جارى شده، در شرق شناخته شده بود اما بدون ذكر نام حس ششم، و حس‏هاى ديگر در علماى روحى ايران موجود بوده بدون آنكه ابراز نمايند و در قرون آتيه مكشوف خواهد شد:  چ‏].

در كتاب كيهان شناسى جايگاه انسان در جهان تأليف ويرجينيا تريميل ترجمه حيدرى خواجه پور مى‏نويسد: زمين با هشت سياره ديگر و حدود سى و چهار قمر و گروهى از اجرام كوچك‏تر به دور ستاره‏اى به نام خورشيد مى‏گردند كه اين مجموعه را منظومه شمسى مى‏ناميم و فواصل بر حسب واحد نجومى است.  فاصله زمين از خورشيد بر اساس واحد نجومى يك صد و پنجاه كيلومتر است. سيارات در نوارى بين مدارهاى مريخ و مشترى حركت مى‏كنند.

راه كهكشان نيز به نوبه خود در مجموعه كوچكى مشتمل بر سى كهكشان كه جرم همه جز يكى بسيار كمتر از كهكشان ما است جاى دارد كه گروه محلى ناميده مى‏شوند. مجموعه كهكشانى ابعاد مختلف دارند. كهكشان بزرگ (امرائة المسلسله) نزديك‏ترين كهكشان مارپيچى به ما و از لحاظ ساختمان بسيار شبيه به كهكشان ما است. فاصله آن از ما بيش از دو ميليون سال نورى و قطر آن يكصد هزار سال نورى است، دو كهكشان بيضوى كوچك اقمار آن مى‏باشند.

رساله پرده از رازها بركنار مى‏شود چاپ مسكو كه مقالاتى چند از مستشرقين روسى را در برداشت كه بعدها به دو مجلد بالغ گرديد كه در جلد اول صفحه 7 مقاله‏اى به خامه (م. اگرست) تحت عنوان (كيهان نوردان باستانى) نوشته است: براى رسيدن به اجرام سماوى بسيار دور بايد موشك‏هايى ساخت كه بتوانند با سرعت‏هاى بسيار زيادى پرواز كنند، به قرارى كه محاسبات تئوريكى نشان مى‏دهد براى اين منظور بايد از جريانات ذرات اتمى كه سرعتى نزديك به سرعت نور دارند به منزله قوه موشك‏هاى كيهان پيما استفاده نمود. فاصله ما از مركز كهكشان ما قريب بيست هزار سال نورى است.

آيا موجوداتى از ساير كرات سماوى به زمين ما آمده‏اند و آيا از اقامت خود در زمين اثرى به جا گذاشته‏اند.

در صفحه 10 نوشته است: اين فرض كه در طول چند ميليون سال اخير موجوداتى از كرات ديگر به زمين ما آمده‏اند قابل قبول است. در تورات نوشته شده نازل شدگان از آسمان سه روز در زمين بسر برده‏اند.

در صفحه 13 نوشته است: ايوان سنگى بعلبك در دامنه كوه لبنان شرقى كه هر سنگ آن بيست متر طول و قرب هزار تن وزن دارد و ارتفاع آن هفت متر مى‏باشد. و سنگى در معدن هست كه طول آن 21 متر و عرض آن 4/8 متر و بلندى آن 4/2 متر مى‏باشد.

در سفر تكوين تورات گفته شده: گوگرد و آتش مانند باران بر سدوم و عمورام ريخت.

[مراد نويسنده اين است كه پيشرفت تمدن بشرى و واقعه قوم لوط و نبوغ انبياء به واسطه دخالت ساكنين كرات آسمانى است و بالنتيجه خدا و ارتباط با جهان غيب مفهومى ندارد. از لحاظ اينكه اين سنخ سخنان با بحث كتاب ارتباط مستقيم دارد گفتار كسانى كه منكر روح و بقاى آن مى‏باشند نقل گرديده و بعد به پاسخ آنان مبادرت مى‏ورزد:  چ‏].

در صفحه 32 ذكر كرده است: صفحه ماهواره‏هاى كره مريخ مصنوعى هستند. در طول چندين ميليون سال اخير موجوداتى از كرات ديگر به زمين ما آمده‏اند كه قابل قبول است.

در مدارك و اسناد باستانى اساطير و افسانه‏هايى مبنى بر فرود آمدن موجوداتى از آسمان به زمين و هم چنين عروج افرادى به آسمان مشاهده مى‏شود.

نقش شش مترى روى صخره در فلات شيلى كه منقوش خداى بزرگ ساكن در كره مريخ است، موجود مى‏باشد.

ضمناً دانشمندان روسى نوشته‏اند كه بعضى ساكنين كره مريخ با ماهواره به زمين آمده و (اخنوخ) پيامبر را به كره خود برده و مجدداً پس از تعليم به وى، او را به كره زمين برگردانده‏اند.

[مراد از اخنوخ ادريس پيغمبر است كه فلاسفه هرمس و بعضى هرمس الهرامسه نامند و گويند طراح اهرام مصر اوست و كيميا و علوم غريبه را به او نسبت داده‏اند:  چ‏].

كتاب ديگرى هم آوا با رساله فوق الذكر به نام طلاى خدايان تأليف اريك فون دنيكن ترجمه مجيد روح نيا چنين مى‏نويسد: در 21 جولاى 1969 ميلادى (يان موريگر) تبعه دولت آرژانتين يك سند رسمى را به امضاء شهود به دكتر گوستاو فالكونى سر دفتر اسناد رسمى (گواياگيل) سپرد كه نمايانگر ادعاى موريگر بر كشف تونلى است كه به جمهورى (اكوادور) و آيندگان ارتباط خواهد داشت و نويسنده گويد كه من اين سند را به وسيله يك مترجم سازمان ملل متحد از زبان اسپانيولى ترجمه كردم كه شامل لوح‏هاى فلزى حكاكى شده‏اى هستند كه گوياى يك تمدن گمشده است.

نويسنده با ارائه اسناد در كشورهاى جهان درصدد برآمده كه به ثبوت برساند كه فرود آمدن انسان‏هايى از كرات ديگر به زمين محرز و مسلم مى‏باشد.

در صفحه 31 نوشته است: اولين و والاترين قديس مار است.

در صفحه 33 نوشته است: شواهد ماقبل تاريخ نشان مى‏دهد كه مار و اژدها با آفرينش انسان در ارتباطند.

[نويسنده سعى كرده ثابت كند كه افراد ستارگان ديگر به كره زمين آمده و نشانه‏هائى از خود باقى گذارده و ترقى بشريت به وسيله آن افراد انجام گرفته و اديان را مضر به حال جامعه بشرى معرفى كرده است: چ‏].

در كتاب ارابه خدايان تأليف اريك فون دنيكن ترجمه دكتر محمدعلى نجفى ذكر شده است: موجوداتى بسيار باهوش از سيارات ديگر، زمين را از گذشته‏اى دور ملاقات كرده‏اند و موجودات فضايى زنده در كهكشان وجود دارند و مسافرت به نزديك‏ترين ستاره ثابت به ما هشتاد سال به طول مى‏انجامد و آن ستاره به نام (آلفاسنتورى) است.

امروزه دستگاه‏هاى رادار با موج‏هايى كه در هر ثانيه 186000 مايل حركت مى‏كنند اختراع شده است.

راه شيرى 75000 سال نورى از زمين فاصله دارد. تعداد ستارگان در راه شيرى در حدود سى و پنج ميليارد بوده و راه شيرى حداقل داراى 18 ميليارد منظومه شمسى است.

خرابى در شهر سدوم (قوم لوط) به وسيله دو مرد فضايى انجام گرفته است. در مكاشفات موسى كه در فصل 33 ذكر شده حوا به آسمان نگريست و ارابه نورى را رؤيت كرد.

بشقاب پرنده در آمريكا، فيليپين، آلمان غربى و مكزيكو مشاهده شده است.

در صفحه 18 نوشته‏اند: در شب چشم ما 4500 ستاره را مشاهده مى‏كند و با تلسكوپ دو ميليون ستاره را قادر است مشاهده كند.

به وسيله تلسكوپ‏هاى مدرن لكه‏هاى كوچك كه بالغ بر دو ميليون ستاره مى‏باشند و از ما هزاران ميليون كيلومتر فاصله دارند در ميدان ديد ما قرار مى‏گيرند. اين لكه‏ها در فاصله يك ميليون و نيم سال نورى در حدود كهكشان قرار گرفته اند. فواصل كيهانى با سال نورى سنجيده مى‏شوند و سرعت نور در هر ثانيه سيصد هزار كيلومتر مى‏باشد.

يك سال نورى 360000*60*60*24*365 كيلومتر رقم است كه پانزده رقم در نوشته بالا است بدون ضريب.

افراد هوشمندى در كرات ديگر بوده كه خواستار ارتباط با افراد كره زمين مى‏باشند. آثارى در بعضى نقاط كره زمين ديده مى‏شود كه دال بر فرود آمدن مردان فضايى بر زمين مى‏باشد.

در كهكشان‏ها بين افراد فضايى جنگ به وقوع پيوسته و مغلوبين جنگ به كره خاكى فرود آمده‏اند.

در كتاب مثلث برمودا نوشته چارلز برليتز ترجمه محمد جواد پاكدل نقل كرده است: ناحيه‏اى در غرب اقيانوس اطلس نزديك جنوب شرقى سواحل ايالات متحده تشكيل يك مثلث را مى‏دهد كه اين مثلث از برمودا در شمال شروع شده و تا جنوب فلوريدا امتداد يافته، سپس به طرف مشرق كشيده مى‏شود از ياماها و پورتوريكو گذشته تا حدود چهل درجه غربى ادامه مى‏يابد.

اين ناحيه داراى نيروئى مخرب و باور نكردنى در دنياى رازهاى غير قابل تفسير است، جايى كه بيش از صدها هواپيما و كشتى در هواى تيره و تار نابود شده‏اند و بيشتر اين اتفاقات از سال 1945 به بعد روى داده‏است. آب‏هاى سفيد قسمت‏هاى درخشان آب‏هاى ياماها و درياى (سارگاسو) را در شب فضانوردان آپولو دوازده نيز به عنوان آخرين نور قابل رؤيت از زمين مشاهده نموده‏اند.

گفته مى‏شود كه امواج جزر و مد ناگهانى به وسيله زلزله و كوه‏هاى آتشين باعث انفجار هواپيماها شده و آنها را از مسير خود منحرف مى‏سازد و نابودشان مى‏كند و يا به وسيله بشقاب‏هاى پرنده كه از كرات ديگر براى تحقيق در مورد وجود حيات و كشف نمونه‏هاى زنده به كره زمين آمده‏اند دستگير و ربوده مى‏شوند.

در كتاب مثلث برمودا (گمشدگان مثلث برمودا نوشته چارلز برليتز ترجمه سيروس گنجوى) مؤلف نوشته است: تاكنون بيست جلد كتاب و صدها مقاله در باره وقايع و حوادث مثلث برمودا در ساحل فلوريدا و درياى كارائيب چاپ و منتشر شده و چهار الى پنج كتاب داستان نيز منتشر گرديده است كه اتفاقات ناگوارى رخ مى‏دهد. و با ذكر نام و نشان افراد و ذكر اسامى كشتى‏ها و طيارات و هليكوپترها در اين مناطق كه ارتباط مكالمه افراد در اين وسايل با مركز آنها قطع شده و آلات ارتباط و ابزار كار كشتى و طياره از كار افتاده و لاشه كشتى و طياره به دست نيامده است و منظور نويسنده اين است كه با وسايطى مانند بشقاب پرنده توسط افراد كرات ديگر اينها ربوده شده و هنوز مكشوف نگشته است كه به كجا برده مى‏شوند.

افراد كرات آسمانى كه گاه و بيگاه از كرات ديگر به زمين فرود مى‏آيند چه هدفى را دنبال مى‏كنند و بر طبق مندرجات كتبى كه در اين موارد به صورت داستان نوشته شده است فيلم‏هاى متعدد تهيه گرديده است.

اين اتفاقات هميشه در بعد از ظهرها انجام گرفته و هر كسى حدسى زده است و عده‏اى گويند كه اين حوادث به واسطه اثر طبيعىِ كره زمين است.

[اين ناچيز چنين دريافته‏ام كه امكان اينكه انسان‏هايى در كرات ديگر زيست نمايند وجود دارد و نمى‏توان منكر شد اما از جنبه روحى در مقاماتى بالاتر از ارواحِ كره خاكى بسر مى‏برند و به كره زمين، توجهات خاصى براى پيشرفت روحى ساكنين زمين دارند نه آنكه داراى اسلحه‏هاى شگفت باشند و يا زمين را تصرف كنند و يا اينكه مانند اخنوخ نبى را برُبايند و در كرات مسكونى خويش برده و تحت تعليم قرار دهند زيرا اين نظريه‏ها در باب مثلث برمودا يا مشاهده بشقاب پرنده‏ها و يا معالجه كسانى كه بهبودى نمى‏يابند و آنها مى‏توانند بيمار را مداوا نمايند از ديده عقل و علوم روحى افسانه است و پندار ديگر، قوم آتلانت كه تمدن پيشرفته‏ترى از زمين داشته و رنگ بدنشان آبى است سراپا افسانه و توهم مى‏باشد.

شخصى كه به مباحث روحى ناآشنا است نبايست اين خرافات را به ذهن ساده دلان رسوخ دهد: چ‏].

ادگار گايس پيشگو و روانكاو كه در سنه 1944 ميلادى درگذشت در زمان حياتش پيشگويى كرده بود كه ده‏ها هزار سال قبل از كشف اشعه ليزر، بوميان اين ناحيه از كريستال به عنوان منبع قدرت استفاده مى‏كردند، درست در مكانى كه اكنون اين ناپديد شدن‏ها به وقوع مى‏پيوندد و آن موجب مى‏شود كه قطب‏نماها و رادارها و دستگاه‏هاى الكترونيكى و كشتى‏ها و هواپيماها از كار بيفتند.

[قبل از انتشار كتاب مثلث برمودا يكى از جرايد كثيرالانتشار طى مدت‏هاى مديد جريان مفقود شدن كشتى و هواپيماها را با ذكر مشخصات و نام راننده‏ها و تعداد سرنشينان آنها را روشن ساخته كه خلبان هواپيما و ناخداى كشتى با برج مراقبت فرودگاه تماس داشته ناگهان مانند آنكه به هيولايى برخورد كرده باشند چند بار تقاضاى استمداد نموده و بعد دستگاه‏ها به كلى از كار افتاده‏اند. مراد نويسنده كتاب فوق الذكر آن است كه مردان فضايى عامل اصلى اين اعمال مى‏باشند:  چ‏].

در كتاب هفته شماره 19 در صفحه 163 مقاله‏اى تحت عنوان (يونسفر) اثر (ف.ى.چت تف) مى‏نويسد: زمين را توده بزرگى از هوا به نام اتمسفر احاطه كرده است، هوا براى حيات انسان و حيوان و گياه ضرورى است. هوا هنگامِ روز، زمين را از اشعه سوزان خورشيد و در شب از سرماى شديد حفظ مى‏كند.

در هوا پديده‏هاى گوناگونى چون باد، باران، برف، رعد و برق به وجود مى‏آيد، به وسيله هوا است كه صدا مى‏تواند انتشار يابد.

علم جو كه هواشناسى ناميده مى‏شود تاريخ طولانى دارد كه بر چندين قرن بالغ است.

بررسى طبقه پائين اتمسفر از بررسى قشرهاى فوقانى آن آسان‏تر است قسمتى از اتمسفر كه بيش از 60 تا 80 كيلومتر بالاتر از سطح زمين قرار دارد «يونسفر» ناميده مى‏شود.

يونسفر، مرتفع‏ترين و وسيع‏ترين طبقه هوائى است كه سياره ما را احاطه كرده است و حجم آن چندين برابر بيش از هوائى است كه در پائين قرار دارد اما جرم همه قواى يونسفر كمتر از يك دويستم جرم اتمسفر است.

در صفحه 164 نوشته‏اند: هر چه از سطح زمين بالاتر رويم هوا رقيق‏تر مى‏شود و به همين ترتيب تنفس مشكل‏تر مى‏گردد در ارتفاعات بالا كه هوا كافى نيست هوانوردان از اكسيژن استفاده مى‏كنند و اين بدان معنى نيست كه جو كمى بالاتر از سطح زمين پايان مى‏يابد محقق است كه قشرهاى هوا تا ارتفاع بيش از 1000 كيلومتر گسترده شده‏است و از آن بالاتر به تدريج به خلاء منتهى مى‏شود.

در كتاب هفته شماره 20 صفحه 147 مقاله‏اى به قلم دكتر محسن هشترودى تحت عنوان (كيهان پيمايى) نوشته شده است: مدارات در جغرافيا عبارتند از دايره‏هاى صغيره‏اى كه بر روى زمين يا كره جغرافيا به موازات خط استواى زمين رسم مى‏شوند.

در هيئت و نجوم مسير هر سياره را به دور خورشيد يا مسير هر قمرى را به دور سياره‏اى مدار آن سياره يا مدار آن قمر مى‏نامند.

در دانش فضايى مسير قمر مصنوعى به دور زمين مدار ناميده مى‏شود در اين صورت گفته مى‏شود كه مثلاً قمر در مدار زمين قرار نگرفت. مدار اقمار مصنوعى به نسبت زيادى و كمىِ فاصله قمرِ مصنوعى از زمين، كوچك و بزرگ مى‏شود.

هم چنين در دانش فضايى مسير سفينه فضايى به دور خورشيد يا به دور هر سياره ديگرى مدار ناميده مى‏شود در اين صورت معمولاً گفته مى‏شود كه سفينه فضائى مثلاً در مدار زهره قرار گرفت و مراد اين است كه سفينه فضائى در حال گرديدن به دور سياره زهره است و گاهى مراد از اين جمله آن است سفينه فضائى در همان فاصله‏اى كه ستاره زهره از خورشيد دارد به گرد خورشيد مى‏گردد و به عبارت ديگر سفينه كيهانى روى مدار زهره به گرد خورشيد مى‏گردد.

در صفحه 149 نوشته‏اند: جهان هستى از هر سو كه مشاهده مى‏شود نامحدود است و در سير و سفر به مانعى برخورد نمى‏كند.

در فراخناى جهان از هر طرف كهكشان‏هاى بسيار پراكنده‏اند كه هر كدام از اين كهكشان‏ها از ميليون‏ها كوكب درخشان تشكيل شده‏اند، بعضى از اين كهكشان‏ها به شكل توده ابرى به هم پيوسته‏اند و به سحاب‏هاى كهكشانى معروفند يكى از اين سحاب‏ها از چهار صد كهكشان تشكيل شده‏است.

كهكشان‏ها غالباً به صورت بشقاب‏اند كه قطر آن قريب هزاران سال نورى است.

كهكشانِ منظومه شمسى، نزد عامه به راه مكه و نزد مغربيان به راه شيرى معروف است و منظومه شمسى (خورشيد) و سيارات آن در يكى از بازوهاى اين كهكشان قرار دارد و از مركز كهكشان سى هزار سال نورى دور است.

منظومه شمسى با سرعتى برابر 287 كيلومتر در ثانيه حول مركز كهكشان دوران مى‏كند و دويست ميليون سال نورى طول مى‏كشد تا يك بار دور مركز دوران كند.

نزديك‏ترين خورشيد به منظومه شمسى كوكب (آلفا قنطورس) است كه متجاوز از چهار سال نورى با خورشيد ما فاصله دارد.

پلوتن دورترين سياره خورشيد از منظومه شمسى قريب شش ميليون كيلومتر از شمس دور است و پلوتن را از سيارات برتر مى‏دانند.

[توضيح و شرح اين گفتارها از اين جهت است كه هر كس از ظن خود شد يار من و ديگر بعضى از علما مانند فلاماريون از طريق ستاره شناسى به علم روح پرداخته‏اند.

حقيقت كلى را با دانش مادّىِ بشرى و با متر و اندازه نتوان به دست آورد و به كنه آن راه يافت: چ‏].

در رساله‏اى در هشت صفحه از انتشارات (مدرسه اميرالمومنين) حوزه علميه قم تحت عنوان سى سؤال در باره ماركسيسم كه به نحوه پرسش و پاسخ مورد بحث قرار گرفته و به اختصار، وجوه اختلاف ماركسيسم را با اجتماعات دينى مطرح ساخته است.

اين ناچيز جهت احتراز از اطناب كلام، بطور فشرده بعضى پاسخ‏ها را نقل كرده و انتخاب آن به سليقه شخصى شده و اصل رساله را در يك قفسه كه مقالات و آثار اين بى‏مقدار را شامل است با مآخذ كتبم در كتابخانه با ارج مجلس جمهورى اسلامى نگهدارى مى‏شود اينك به نقل گفتار منتخب از سى پرسش مى‏پردازد.

ماركسيسم شعبه‏اى از ماديگرى است كه اقتصاد را پايه و اساس همه حوادث اجتماعى و رويدادهاى تاريخ بشر مى‏داند. اوضاع سياسى و اجتماعى و حتى علوم دانش‏ها و هر پديده اجتماعى را طرز دستگاه‏هاى توليدى مى‏داند. دين و مذهب را يك پديده مادى و نتيجه وضع اقتصادى جامعه تصور مى‏كند.

در جامعه كمونيستى خبرى از مالكيت‏هاى بزرگ و جنگ‏هاى طبقاتى نيست ولى دولت به جاى آنها نشسته است. در جامعه ماركسيستى بايد يك حزب بيشتر نباشد و بايد از اصولى كه ماركس و لنين پايه‏گذارى كرده‏اند، بيرون نروند. تمام قدرت اقتصادى خود را در دست دولت متمركز مى‏كنند. ماركسيسم همه چيز غير از طبيعت و ماده را انكار مى‏كند حتى پيامبران الهى، روز رستاخيز و جهان پس از مرگ را. مذهب، افيون و ترياك توده‏ها است يعنى مردم را تخدير مى‏كند و وادار به پذيرش ظلم و استعمار مى‏سازد. ماديگرى پايه اصلى ماركسيسم را تشكيل مى‏دهد.

[براى روشن شدن اذهان خوانندگان آراء طرفداران فلسفه مادى نيز نقل مى‏شود:چ‏].

در كتاب ماده و انسان تأليف م. واسيليف. ك. استاينوكوويچ ترجمه مهندس پرويز قوامى مى‏نويسد: تهى بودن فضاى خارج واقعى است و فضاى خارج را گاز رقيقى كه در هر سانتى متر مكعب آن متجاوز از يك صد مولكول وجود دارد، پر كرده است.

آلكسى ئونوف تبعه شوروى اولين فضانوردى است كه از درون ناو فضايى خود خارج شد وى گويد زمين را در ميان هاله آبى رنگى مشاهده كرده است.

مجله دانستنيها سال سوم شماره 46 نوشته است: حيواناتى مانند موش كه گوشش تيز است قبل از غرق شدن كشتى صداهايى مى‏شنوند و از كشتى خارج مى‏شوند.

حيوانات با شنيدن صداهايى كه چوب و آهن و زمين از خود بروز مى‏دهند حوادث را قبل از وقوع، پيش بينى مى‏كنند.

مجتمع‏هاى فلزى نيز پيش از وقوعِ حادثه، صداهايى غير عادى از خود بروز مى‏دهند.

ساختمان‏ها و تل‏ها و معادن قبل از اينكه از هم فرو ريزند از خود صداهاى غير عادى خارج مى‏سازند.

[توضيحاً بيان مى‏دارد كه در طبيعت اسرار شگرف و شگفت نهاده شده كه هر چه دانش بشرى پيشرفت كند براى فرد عاقل و انديشمند حيرت‏آور است و به عظمت خلقت و خالق آن پى مى‏برد.

اغلبِ پرندگان از باران و برف و زلزله قبل از وقوع، آگاهى مى‏يابند. اسب از پلى كه احتمال ريزش دارد عبور نمى‏كند. اغلب حيوانات علف‏هاى سمى را تناول نمى‏كنند.

زندگى مورچگان و زنبور عسل، هر فردى را به تفكر وامى‏دارد و موريس مترلينگ در هر دو زمينه كتابى تدوين كرده است.

دانستن علم تشريح و علم هيئت و گسترش و عظمت آن هر فردى را ملزم مى‏سازد كه بدون تعصب به خداى يكتا ايمان آورد و سعادت بشرى در دنيا و پس از مرگ مستلزم آن است كه به جهان آفرين قلباً ايمان بياورد: چ‏].

اينك مبحثى از آراء كسانى كه منكر قدرت روحى يا رويدادهاى روحى مى‏باشند و يا به فلسفه مادى دلبسته و ماوراء ماده را قبول ندارند به استناد آثار قلمى آنان به طور اجمال شرح داده و نارسايى انديشه و تعصب آنها را به طور ايجاز بيان مى‏دارد.

لذا قسمت دوم كتاب از فرويد به حافظ اثر دكتر على فلاتى را متذكر مى‏شود.

مؤلف محترم در صفحه 143 مى‏نويسد: بعضى از شعرا و نويسندگان از مواد مخدر يا مكيفات بهره مى‏برند، يكى روى ميزش اسباب بازى كودكانه جمع مى‏كند و بعضى تا پاها را در آب گرم نگذارند نمى‏توانند بنويسند، بعضى زير دوش آب گرم مى‏روند.

اشخاص فوق العاده از قبيل حافظ پيش از نوشتن به يك حالت بهت مانند شبيه صرع و يا به سكون پيش از رعد و برق كه آن را آرامش مى‏گويند مى‏افتد سپس مثل صرع يك واكنش عصبى اين حالت ركود را به هم مى‏زند و يك انفجار آتش فشانى توليد مى‏شود.

[اين مَثَل مانند مُمَثَل نيست نمى‏دانم چرا افراد دانشمند كه به اقتضاى دانش مى‏بايد متذكر باشند كه دامنه علم وسعت داشته و هيچ كس مجاز نبوده كه در وادى‏هاى ناشناخته اظهار نظر كند اين گونه عمل مى‏كنند. مابين افكار حافظ با فرويد چه وجه مشابهتى است. حافظ اهل سلوك بوده و تحت تأثير افكار خيام بوده است و خيام عارفى بزرگ بوده و حالت خلسه و مراقبه و مكاشفه و مشاهده و انسلاخ بدن چه وجه تناسبى با صرع يا تدخين مكيفات دارد.

تو كه ناخوانده‏اى علم سماوات           به ياران كى رسى هيهات هيهات.  چ‏]

در صفحه 155 مى‏نويسد: بعد چهارم يا هندسه چهار بعدى از اواسط قرن 18 ميلادى معمول شده بعد چهارم فضا مى‏باشد.

اگر كلمه شنيدن اسم مصدر و شنونده اسم فاعل و شنيده اسم مفعول را سه بعد فرض كنيم البته صدا را بعد چهارم مى‏دانيم.

[مؤلف محترم با برخوردن به كلمه بعد تصور كرده بعد چهارم هم همپايه ابعاد سه بعدى است. علماى روح بعد چهارم را ماوراى سه بعد و عوالم مادى دانسته و اعتقاد دارند كه بعد چهارم محيط بر سه بعد بوده و فضا را بعد ندانسته و مثلى كه مؤلف محترم بيان داشته‏اند با مطلب متناسب نمى‏باشد:  چ‏].

مؤلف دنباله سخنان خود را ادامه داده و گويد: بريدن، برنده، بريده را سه بعد فرض كنيم، چاقو بعد چهارم و سيب بعد پنجم است.

[بعضى بعد چهارم را زمان و مكان را بعد پنجم تصور كنند اما علماى روح بالاتفاق معتقدند در بعد چهارم زمان نيست تا مكان باشد.

اگر مَثَل مؤلف را دنبال كنيم توانيم گفت كه اگر سيب بُعد پنجم باشد لازمه‏اش آن است كه درخت بعد ششم و زمين كه گاهواره درخت است بعد هفتم و باغبان بعد هشتم و والدين باغبان بعد نهم و دهم باشند. مؤلف همه پديده‏ها را واكنش‏هاى ماده دانسته و گويد كوچك‏ترين روزنه‏اى به ماوراء طبيعت نمى‏باشد:  چ‏].

[آيا مى‏توان هر چه را كه مشاهده ننموده و واقف به آن نبوده به ضرس قاطع رد نمود. جاى تأسف است و تأثر بر ديده تنگ بين است. زمان مربوط به حركت خورشيد بوده و مادى است و بريدن و سيب مادى است در حالى كه بعد چهارم ماوراى ماده است.

و هندسه در سه بعد بحث مى‏كند و بعد چهارم ندارد. بعد چهارم عالم ماوراى ماده است كه لاحد است و هر چه وجود دارد و هستى پذيرد در بعد چهارم قرار گرفته است.

فلاماريون گويد ابعاد بيضى شكل مى‏چرخند. بعد چهارم جايگاه ارواح است. ابعاد ديگرى نيز وجود دارند اما هنوز كيفيت آنها بر علماء روشن نشده است:  چ‏].

مؤلف گويد براى توليد خواب مصنوعى سه طريق معمول شده است اول قوه يا جريان مخفى و مجهول از عامل به معمول نفوذ كرده و خواب مصنوعى يا هيپنوز را توليد مى‏كند. طرفداران اين مسئله به طرز مسح و غيره عمل مى‏كنند.

[اين خواب مصنوعى را مانيه تيزم گويند و هيپنوتيزم القاء عامل به معمول بوده و مى‏تواند مديوم را به كارى وادارد و مسح لازم نيست و با حركات دست در محاذى سر و صورت و شانه‏هاى مديوم كه پاس نام دارد اين كار انجام مى‏گيرد:  چ‏].

کتاب اسپری تیسم

نورالدین چهاردهی