English French German Italian Portuguese Russian Spanish
فالگير و فالگيرى‏
نوشته شده توسط نورالدین چهاردهی نقل از: کتاب اسپریتیزم (علم ارتباط با ارواح) اثر نورالدین مدرسی چهاردهی تنظیم و ویرایش مسعود رضا مدرسی چهاردهی – انتشارات آفرینش – تهران سال 1387 ش   
دوشنبه ، 27 مرداد 1393 ، 15:11

شماره مقاله741

چون امروزه در هر كوى و برزن فال قهوه و فال چاى و كف بينى و فال ورق داير و شيادان بسيار، دكان‏ها آراسته و به مال اندوزى پرداخته‏ اند و بعضى از اين زمره كلاشان به دعا و طلسم نيز متمسك شده و برخى با مانيه تيزم و ارتباط با ارواح دعوى‏ هاى گزاف مى ‏كنند و هيچ گاه در تاريخ ايران اين همه مزور و كلاه بردار مشهود نشده‏ اند، ناگزير بر آن شدم كه در ابتدا رموز فال قهوه را گفته سپس شمه ‏اى از ديگر عناوين پرده بر مى ‏دارد.

اينكه گويند فال در شب نمى‏توان گفت مطلبى است بى اساس. در ابتدا به متقاضى به تناسب حالش سخنانى گفته تا وى را آماده شنيدن كنند و بدو تلقين مى ‏كنند تا آماده شده كه هر گاه حرفى برخلاف حالات خود بشنود احتمال كذب ندهد و تعبير و تفسير كند.

متأسفانه بعضى از اين كلاشان چيره دست حرف‏هايى بر زبان مى‏رانند كه موجب تشويش فكر و پريشانى احوال مراجعه كننده مى‏شود تا پول بيشترى به جيب دكاندار سرازير شود.

فال قهوه‏

در ابتدا قهوه غليظى آورده كه مشترى از فنجان بنوشد و فنجان را در نعلبكى وارونه گذارده و در ضمن سخنانى كه مى‏ شنود، انگشت خود را به ته فنجان زده تا نقشى ديگر ظاهر شود.

آنكه مدت‏ها تمركز كرده و تمرين نموده است اَشكال بيشتر و واضح ‏تر به چشم وى ديده مى‏شود. گاهى فالگير پرسش كننده را وا مى‏ دارد كه به فنجان نظر كند و مثلاً گويد در اين نقطه از فنجان كبوترى ديده مى ‏شود، مشترى بدون اينكه چنين شكلى مشاهده كند از روى حجب يا كم روئى تأييد مى ‏كند.

يك فالگير به تصور خود اَشكالى مشاهده مى‏ كند و فالگير ديگر خلاف نظريه اولى سخنانى ادا مى‏ كند. چگونه در يك فنجان دو شرح حال متضاد و متغاير وجود دارد.

فالگير فنجان را به دست گرفته و به آن خيره مى‏شود، تو گوئى هم اكنون پرده از رازها به يك سو مى ‏افكند.

اگر فالگير به نظرش جلوه كند كه مادرى طفل شيرخوار خود را در بغل دارد مى‏گويد در امور خانوادگى زحمت و رنج تو بيش از ديگران است يا گويد در خوشى بسر مى‏ برى و ناراحتى مشهود نمى ‏شود، اما اگر ديده شود كسى آرميده يا در يك گوشه كاناپه لم داده گويد راحت و آسوده‏اى يا بلاتكليفى و نمى ‏دانى چه كنى.

اگر خطى افقى يا به سمت بالا كشيده شده يا شكلى مانند بشقاب پرنده به طول باشد گويد مسافرتى در داخل ايران دارى. اگر رو به بالا است مى‏ گويد به خارج از كشور خواهى رفت. اگر چند نقطه نزديك هم بيند گويد اجتماعى برپا مى‏شود و درباره امر مهمى مشورت مى‏كنند. و اگر بالاى خطوط نقطه‏اى باشد اظهار مى‏دارد نتيجه آن براى شما خوب است. اگر بشقاب پرنده يا كبوترى به نظرش آيد چنين نظر مى‏دهد يك فايده‏اى به تو مى‏رسد اما نزديك نيست. اگر كبوتر در حالت پرواز باشد گويد به همين زودى به مقصد خود نايل خواهى شد. اگر ستاره‏اى بالاى شكل زنى قرار گيرد ازدواجى در خانواده رو مى‏دهد. اگر در جدار فنجان در قسمت پائين تاريك و در بخش بالائى روشن است گويد ناراحتى را پشت سر گذاشته، خوبى در پيش است. اگر نقطه تاريكى در روشنائى باشد خوشى در پيش دارد اما چند مانع در مقابل است و بر طرف مى‏شود.

اگر ساعتى ديده شود و عقربه در ساعات آخر است گويد در كارها دقيق شويد زيرا جهشى در پيش نيست تا موانع برطرف گردد.

اگر ساختمانى در بيابان و يا كناره كوه به نظر آيد موفقيتى در جلو تو هست اما از خانواده خود دور خواهى شد.

اگر مسجد يا سقاخانه يا مزار بزرگان دين ديده شود علامت خوشى و آرامش خاطر و ثروت است كه پولى يا منزل و خانه‏اى به تو مى‏رسد اما اگر بالاى اين ساختمان، روشنى يا شعله‏اى نورانى ديده شود موفقيت كامل به دست آيد.

اگر آفتاب بيند به مقام و رتبه بلندى نائل مى‏شود. اگر ماه را بيند خوشى و نعمت به افراد خانواده مى‏رسد.

ستارگان را مشاهده كند به راحتى و خوشى و سعادتمندى برسد. ابر و باد و باران علامت تيرگى اوضاع زندگى است.

جوى يا رود يا دريا بيند مقام و ثروت و راحتى خيال پيش آيد.

كوه كه با سبزه و گل و درخت همراه باشد علامت خوشى و خرمى است. اگر مشترى دخترى باشد و در فنجان دختر و پسرى روبروى هم باشند علامت مسرت و ازدواج است.

تصاويرى كه در نعلبكى يا ته فنجان ديده شوند مؤثرتر از جدار فنجان است.

اگر نقش چراغ و شمع و چهل چراغ روشن باشد پيشامد نيكى از قبيل ازدواج و ضيافت و ثروت است. ديدن مار نشانه ثروت است. مار چمبر زده نشانه ثروت است اما براى به دست آوردن آن بايد كوشش كرد.

اگر چند شتر در حركت باشند در يك معامله پولى به دست آورد. اگر فردى شتران را شتربانى كند به زودى مالى به دستش رسد. اگر بالاى سر شتران ماه و ستارگان مشاهده كند زندگى او دگرگون شود و موفقيت او در ثروت حتمى است.

اگر چند اردك و غاز بر روى رود بيند، زندگى او با ثروت قرين است.

اگر رخساره مرد يا به خصوص زنى با چشمان دريده بيند دال بر داشتن حسود يا دشمن از نزديكان وى بوده بايد مراقب باشد.

اگر كسى را در اتاقى تنها ببيند كه ايستاده و بيرون اطاق را مى‏نگرد يا در كنج اتاق نشسته، فردى در حال اضطراب يا زندانى است، اگر درب گشوده و فردى به سوى درب مى‏نگرد، آزادى از غرقاب گرفتارى است.

اگر دو نفر پشت به هم كرده‏اند، دليل ناسازگارى و جدايى و طلاق يا دشمنى مى‏باشد.

اگر نقش شخصى كه برپا ايستاده بيند، علامت اقدام به نيكى و موفقيت در انجام كارها مى‏باشد.

اگر نقش يك نفر باشد و بالاى سرش روشنايى باشد دليل بر خوشى و شادى است.

اگر دو نفر با هم به تندى بنگرند، نشانه دشمنى قوى است، اما توفيق نخواهد يافت.

اگر چند بچه با هم باشند، دال بر آن است كه خانواده وى در راحتى بسر خواهند برد.

اگر اطفال به بازى مشغولند روابط حسنه خانواده با خانواده‏هاى ديگر است.

اگر كسى در مقابل شمع يا چراغ قرار گيرد حتماً زندگى او به خوشى خواهد گذشت. اگر كسى كتابى مى‏خواند يا قرآن روبروى او قرار گرفته، افكارش روشن و دغدغه و ناراحتى نخواهد داشت.

اگر جوجه‏هاى مرغ يا مرغابى ببيند فرزندانى خوشبخت نصيب وى خواهد شد.

مزارع و درختان علامت سرور و ثروت است. اگر كسى چترى بر سر گيرد دال بر آن است كه در پيشامدها محفوظ خواهد بود. اگر پشت سر فردى خانه‏هائى باشد خانه‏اى به دست آورَد. اگر دو نفر باشند ابتياع خريد خانه به طول مى‏انجامد.

اگر پلكانى رو به سمت بالا باشد از نردبان ترقى صعود مى‏كند. اگر پلكانى به بالا باشد و بعد باغ و خانه‏اى باشد حتماً به مقصود نائل خواهد شد اما بايست از كوشش باز نايستد.

مشاهده قوس و قزح دليل تحولى خوب در زندگى اوست. ديدن فرشته مفهومش آن است كه كسى به يارى وى بر مى‏خيزد و بر مشكلى فائق خواهد شد.

باران بر روى درختان و سبزه زار و مزارع نشانه آن است كه در امرى كه در پيش دارد به مانعى بر نمى‏خورد. در تجارت يا منظورى كه در پيش دارد حتماً خوشحال و مسرور خواهد گرديد.

خانه‏اى با باغچه و نهر آب در بالاى تپه و كوه ديده شود حتماً به ترقى و ثروت مى‏رسد.

اگر كسى با كلاه و عصا به سمت ديگرى ديده شود شخص مؤثر و ذى نفوذى به يارى وى شتافته و در كارهايش به مقصود مى‏رسد.

اگر بستر بيمارى ديده شود دال بر آن خواهد بود كه ركودى در كارش پيش آمده اما به مقصود مى‏رسد.

فال چاى‏

فال چاى نيز مانند فال قهوه است كه چاى را بدون پاك كردن دم نموده در يك ليوان يا استكان بزرگ ريخته و يك رنگ باشد تا در جدار استكان و ليوان نقش‏هائى پديد شود، اما ته استكان مناط توجه نيست و ليوان را بر نمى‏گردانند و از روى نقوش جدار مانند فنجان قهوه به همان نهج تأويل و تفسير كنند، بلكه بعضى اوقات از روى چاى بهتر مى‏توان فالگيرى نمود.

اما بايد دانست اين بازيچه اطفال است و هيچ ارتباطى  چه ارتباط مستقيم يا غير مستقيم به سرنوشت انسان‏ها و افراد ندارد. اين نقوش از قهوه و چاى قراردادى است و اصالتى نداشته و نخواهد داشت.

و نيز گاهى با تفاله چاى نقوشى پديد مى‏آيد كه ملاك فال قرار مى‏گيرد.

فال نخود

فال نخود به نحوه رمل انجام مى‏گيرد. بدون اينكه از رمل استفاده كنيم مى‏توان تصور كرد كه مهره‏هاى رمل در دست داريم و بر روى صفحه انداخته و با تمركز فكرى در مخيله خود پنداريم نقطه، خط، خط، خط، نقطه به همين نهج دريافت كرده و بعد حفظ مى‏كنيم و سپس استخراج كرده و حكم كنيم و نيت متقاضى را پاسخ دهيم. كولى‏ها در صفحه رمل نقوش سيارات ترسيم كرده كه با رمل اندكى اختلاف دارد.

رمل برتر از جفر است زيرا جفر پاسخ يك پرسش است و مى‏بايد به هفت طريق حساب كرد و از هفت راه امتحان نمود و يكى از آن را مستحصله نامند كه چون كليد جفر است مستأصله نامند و دشوار است.

كف بينى‏

كف بينى و نشانه‏هاى مچ دست يكى ديگر از ابزار شيادان است. اگر يك شيشه دوغ را بر سطح زمين پخش كنيم از نقوشى كه بر سطح زمين خاكى مشاهده مى‏شود از روى قاعده فال قهوه توان فال گرفت.

كف بينى رسا به پاسخ گويى شرح حال طالب نيست البته نتوان حكم كلى نمود، چه به عنوان مثال خطى بر سطح كف دست دال بر طول عمر است، اما نشانه‏هائى در ديگر نقاط بدن موجود است كه خلاف آن را نشان مى‏دهد.

فال ورق

فالگيرى از طريق ورق جنبه علمى نداشته فقط در اثر تمارين بسيار، فالگير اندكى فكرش را تمركز داده و نظريه‏اى ابراز مى‏دارد.

علماى صبى كه همان فرقه مندائى و به نظر اينجانب شعبه‏اى از مانويت است مانند خاخام‏هاى يهود به جادو اعتقاد راسخ دارند و از اين ممر به مال اندوزى اشتغال مى‏ورزند.

مانى و زردشت مخالف سرسخت جادوگرى بودند.

عده‏اى ديگر شال سبز بر دور سر پيچيده سخن نمى‏گويند و خود را از اهل كرمانشاه و گاهى خود را از اهل كربلا دانند. برخى از آنان تا اندازه كمى آينده زندگانى افراد را گفته و پس از جلب اعتماد مراجعه كننده، به جادوگرى مى‏پردازند و نقودى بسيار به دست مى‏آورند. سلوك آنان سكوت است و الفبائى خاص دارند و قابل اعتماد نمى‏باشند و اغلب آنان ضمن برخورد با اين بى‏مقدار سخن مى‏گفتند. تمامى افرادى كه در اين زمينه‏ها به شيادى مشغولند با وجود تمكن مالى روحاً ناراحت و آرامش وجدان ندارند و پريشان احوالند.

خردمند به اين امور توجه نخواهد نمود زيرا با تلف شدن مال و ناراحتى خيال دست به گريبان گشته و عمر خود را به هدر داده و ملعبه دست ناجوانمردان و شيادان خواهد شد.

مى‏توان گفت معرفت الروحِ تجربتى را كه در غرب و امريكا و ديگر بلاد معمول مى‏دارند يكى از شقوقِ علوم غريبه است.

قايف (قيافه شناس) مى‏تواند از ترنمِ صدا و آواز (كه به آن زبان مسلط بوده يا اندكى آشنايى داشته باشد) حالات روحى شخصِ صاحب صدا را بيان كند. و نيز از روى لباسى كه اندك مدتى پوشيده شده باشد، مى‏تواند روحيات صاحب لباس را توصيف كند. از جهت سائيدگى كفش نيز مى‏توان حالات روحى صاحب كفش را توضيح داد.

با كف بينى يا فال نخود كه متأثر از قانون رمل است، كليه وقايع زندگى شخصى را نمى‏توان بيان كرد بلكه بايد كليه نشانه‏هاى بدن را و اندازه ساعدها و مچ دست و انگشتان و حالات چشم‏ها و اندازه سر و كوتاهى و درازى پاها و به طور كلى همه نشانه‏ها را مطمح نظر قرار داده و پس از تفكر، به تناسب آن علامت‏ها با يكديگر، گذشته و حال و آينده را بيان داشت. و عالِم به علوم غريبه مجاز نمى‏باشد كه علوم غريبه را چه جزئى چه كلى به فردى تعليم دهد.

اگر فردى به دانش‏هاى غريبه آشنا باشد در عمل، خواهى نخواهى به فساد كشانده شده و به مال اندوزى و شهوت رانى رو خواهد آورد و چنان بدين امور متوغل شده كه قادر نخواهد بود از ارتكاب بدين اعمال دست شويد. اثر وضعى و نتيجه اين كارها آن خواهد بود كه آرامش خاطر را از دست داده و ناراحتى روز افزون بر او چيره مى‏شود و هيچ گاه مفهوم سعادت را در نخواهد يافت. عاملينِ به اين علوم در ابتدا از جنبه روحى گام برداشته چون به حقيقت راه نمى‏يابند و همت آن را ندارند كه اذعان نمايند به علوم غريبه مى‏گرايند، لذا در هر دو وادى باد به دست خواهند شد.

کتاب اسپری تیسم

نورالدین چهاردهی