English French German Italian Portuguese Russian Spanish
بخشى از گفتار كيخسرو اسفنديار
نوشته شده توسط نورالدین چهاردهی نقل از: کتاب اسپریتیزم (علم ارتباط با ارواح) اثر نورالدین مدرسی چهاردهی تنظیم و ویرایش مسعود رضا مدرسی چهاردهی – انتشارات آفرینش – تهران سال 1387 ش   
دوشنبه ، 27 مرداد 1393 ، 15:19

شماره مقاله744

در كتاب دبستان المذاهب اثر كيخسرو اسفنديار در فصل شرح حال آذر كيوان و شاگردان او نوشته است:

دانشمند سترگ كيخسرو فرزند آذر كيوان گويد: خراد در بازار شيراز به آذر كيوان رسيد. روزى خراد با اردشير روبرو شده، اردشير خواست شمشير بر او زند، خراد به پيكر سنگ ظاهر شد، چون تيغ به بدن او رسيد شكست. فرشيد ورد و بهمن با هم روبرو شدند، بهمن هر تيرى مى‏ انداخت فرشيد ورد به شمشير مى ‏بريد، چون بهمن بندوق انداختى فرشيد ورد نيز تفنگ سر دادى، مهره بر مهره رسيدى و هر دو سالم ماندندى.

بوعلى سينا رباعى زير را سروده است:

هر هيئت و هر نقشى كه شد محو كنون         در مخزن روزگار گردد مخزون‏

چون باز همين وضع شود وضع فلك            از پرده غيبش آورد حق بيرون‏

اين رباعى اشاره به تكرار و ادوار و اكوار است و تكرار و ادوار از قبيل خلع و لبس و ترفع و تنزل است نه از قبيل تناسخ ممنوع كه تناسخ نزولى گويند كه از مرتبه انسانى به حيوانى تنزل كند.

در كتب بزرگان صوفيه و فلاسفه، مبحث تناسخ و دور و كور را بيان داشته‏ اند.

مولوى در ديوان شمس در باره عودهاى مكرر سروده است: هفتصد و هفتاد قالب ديده‏ ام.

مولوى در مثنوى گفته است:

موسى و عيسى كجا بد كافتاب                              كشت موجودات را مى‏ داد آب‏

پس توان گفت (الصوفى لا مذهب له).

کتاب اسپری تیسم

نورالدین چهاردهی