English French German Italian Portuguese Russian Spanish
گوشه ‏اى از ايرادات وارده بر علم معرفت الروح‏
نوشته شده توسط نورالدین چهاردهی نقل از: کتاب اسپریتیزم (علم ارتباط با ارواح) اثر نورالدین مدرسی چهاردهی تنظیم و ویرایش مسعود رضا مدرسی چهاردهی – انتشارات آفرینش – تهران سال 1387 ش   
دوشنبه ، 27 مرداد 1393 ، 15:24

شماره مقاله746

1- بهترين وسيله ارتباط با ارواح را توسط هيپنوتيزم به كار مى‏ گيرند، در صورتى كه هيپنوتيزم يك دانش از علوم بوده و با اين علم كه از علوم غريبه نيز مى ‏باشد نتوان توسط آن با روح پاك و مجرد شده ارتباط گرفت و چه بسا فردى به خدائى خدا و روح و بقاى روح اعتقادى نداشته اما در خواب مغناطيسى تواناتر از ديگر افراد باشد.

2- مكرر مى‏ گوييم ماوراى ماده يا جهان غيب را بُعد چهارم نامند در صورتى كه كليه موجودات در جهان هستى سه بعدى هستند و براى جهان غيب بايد نامى خاص گذاشت كه ملكوت باشد.

3- ارواح در جائى هستند كه باطن جهان شهود است و زمان ندارد اما نام متناسب آن را مى‏بايد گزيد و جان زمانِ دنياى خاكى، دهر ناميده شده و جان دهر،  سرمد است و چون زمان ندارد فاقد مكان نيز مى‏باشد.

4- تاريكى يا روشنائى كم رنگ چه ارتباطى با ارواح دارد.

5- چرا حتماً ميزى بايد در دسترس قرار گيرد و يا ميخى در آن ميز به كار گرفته نشده باشد، اين اعمال چه مناسبتى با ارتباط با ارواح دارد.

6- علماى روحى غرب، روح را به شعور تعبير نمايند و حتى امكان تبديل شعور (روح) را به گاز سيال و الكتريسته دانند و خدا را شعور كل گويند. اين نظريه را با چه برهان عقلى و شهودى مى‏بايست قبول نمود.

7- به چه دليل مديوم‏ها، روح حامى دارند و با چه استدلال روح حامى پاك و به حد كمال رسيده است و چرا روح حامى به مديوم كمك مى‏كند و علت تمايل روح حامى به مديوم چيست؟

8- وقتى با روح يزيد تماس گرفته مى‏شود چگونه او از نيمه دوم قرن اول تا به حال بيست و پنج بار به دنيا عود نموده است و چرا خيام فيلسوف مادى قلمداد شده در صورتى كه اين بى‏مقدار براى زيارت مزار پاك خيام رفتم و آن بزرگ مرد شرف حضور بخشيد وى در سلوك مربع مى‏نشست و حبس نفس و ديگر رياضت‏هاى وى به شيوه رادمردان آئين هوشنگ بود.

9- ارواح مردگان چگونه پس از فوت چيزى دريافت مى‏نمايند و به چه دليل با افراد زنده تماس مى‏گيرند. يك فردى كه در زندگى هيچ گونه اطلاع روحى نداشته چرا بعد از مرگ در دنياى خاكى ذى نظر بوده و دستوراتى مى‏دهد؟

10- علماى روحى شرق همه بالاتفاق عقيده دارند كه بايست به كره زمين آمده سير صعودى نمود و به دنيا آمدن يك روح در يك بار و به حد كمال رسيدنش نادر الوجود است و در سه مرحله عود نيز نادر المصداق است و اغلب هفت مرتبه بلكه بيشتر مى‏بايست عود نموده تا بى نياز از عود شوند. و نظريه  علماى غرب مبنى بر اينكه روح پس از فوت جسد بلافاصله به دنيا برگشت مى‏نمايد اشتباه محض است.

11- علماى روحى اعتقاد دارند كه با ارتباط با ارواح، روح عامل و مديوم و حضار شركت كننده در جلسه ارتباط به تدريج به مقامات عاليه مى‏رسند و ديگر نيازى به پيروى يكى از اديان و استاد روحى ندارند.

چه روح سخن گويد و چه كتاب‏هاى روحى را مطالعه كنيم، هر دو در يك حد است، پيشرفت روحى منوط به سلوك روحى است و چرا انسان زنده كه در دنيا بسر مى‏برد اين اندازه قافيه را تنگ گرفته است كه به ارواح پناهنده شود.

12- ضمن اينكه علماى روح به ماوراى ماده اعتقاد راسخ دارند باز براى دست يابى به عالم غيب، ابزار مادى به كار مى‏برند و با الفباى كره ارض مى‏خواهند به ملكوت راه يابند.

13- چرا در ارتباط با ارواح كه در شرق و افريقا از هزاران سال پيش مدعى اين امر بودند، توجهى به اين موضوع نشده كه هر گاه كسى پرسشى از روح نمايد مى‏بايست عده‏اى حضور داشته باشند. مديوم و عامل و شركت كنندگان در جلسه چه قدرتى دارند كه با ارواح مرتبط شوند و چرا به تنهائى بدون ابزار مادى نمى‏شود ارتباط حاصل كرد؟

14- علماى روحى غرب معتقدند كه ممكن است سال‏ها از مرگ كسى بگذرد و وى نتواند دريابد كه به جهان ديگر راه يافته است اين عقيده با آنكه روح پس از مرگ بلافاصله به دنيا بازگشت مى‏كند در تناقض است.

15- چرا ارواح در جلسات ارتباط بيشتر به مسائل مادى و خانوادگى پاسخ مى‏دهند در صورتى كه روح تصفيه نشده نيز در قبال ارواحِ پاك، منفعل و شرمنده است كه چرا در دار دنيا به امور اخروى نپرداخته است.

16-  چگونه علماى روح به وسيله ارتباط، به ارواحى كه فكرشان مغشوش است كمك مى‏كنند در صورتى كه ترقى روح فقط در دنيا كه محل درد و رنج است امكان‏پذير مى‏باشد.

17- چرا روحى كه در جلسه ارتباط مى‏خواهد تجسد يابد نيازمند است كه از قواى مديوم و عامل و حاضرين استفاده كند. اما حقيقت امر اين است كه روح مجرد بوده و قابل رؤيت نيست و هر گاه در خواب يا بيدارى مشهود مى‏شود و يا در عالم برزخ عرض وجود مى‏كند با قالب مثالى كه اكتوپلاسم گويند و در شرق، قالب برزخى و قالب فلكى نامند ظاهر مى‏شود و قالب مثالى فوق ماده سه بعدى بوده اما باز ماده است هر چند لطيف‏تر از ماده سه بعدى مى‏باشد، زمان و مكان به او راه ندارد و به عنوان مثال توان گفت هر گاه در مقابل آينه ايستاده باشيم شكلى از ما مشاهده مى‏شود كه نمود است نه بود.

18- وقتى مظفر الدين شاه در جلسه حضور به هم مى‏رسانَد و مى‏گويد در شيراز به سر مى‏برد و دانش‏آموز است آيا مظفرالدين شاه حاضر شده يا دانشجوى در قيد حيات يا هيچ يك؟

19- در جلسه ارتباط، عامل ممكن است به مديوم القاء كند يا غير ارادى القاء كند و ضمناً اين دو حالت ممكن الوقوع است كه ممكن است در مديوم و حاضران جلسه نيز واقع گردد.

20- موسيقى و بُخور، يك حالت موقت غير عادى براى كليه افراد در جلسه به وجود مى‏آورد كه ابداً در ترقى روح مثمر ثمر نمى‏باشند.

21- آيا مديوم و عامل پس از سال‏ها تمرين بدون آنكه به تمركز واقف شوند حالت هيسترى و مقدمات بيمارى صرع در آنها پديدار نمى‏شود و آيا نبايست مداوا شوند؟

22- آيا از خواندن ادعيه در بدايت تشكيل جلسه غير از يك حالت اطمينان بخشى كه موجب تمركز است كار ديگرى نيز حاصل مى‏شود و ثمره ديگرى دارد؟

23- چرا بعضى از ارواح علاقه مند شركت در جلسات مى‏باشند؟

24- نتيجه بعضى از گفتار ارواح در جلسات، مغاير پاسخ‏هاى ديگر ارواح است و آيا ارواح در جهان غيب مى‏توانند همه چيز را دريابند و آيا مجاز در شركت در جلسات ارتباط مى‏باشند؟

25- چگونه يك فرد مى‏تواند در خواب مغناطيسى از عود قبلى خود پرده بردارد و در جلسات بعدى دو دوره قبلى زندگىِ خود را بيان كند؟

اگر بنا بود كليه اشكالات بر علم (معرفت الروحى تجربتى) را بيان داريم مسلماً بيش از صد مورد مى‏شد لذا به همين حد بسنده نمودم. اينك نظريات خود را عرضه مى‏دارد.

کتاب اسپری تیسم

نورالدین چهاردهی