English French German Italian Portuguese Russian Spanish
ابن تيميه
وهابیت و ریشه های آن
نوشته شده توسط وهابیت و ریشه های آن اثر نورالدین چهاردهی . نشر آفرینش سال 1394 تهران چاپ دوم به تصحیح و ویرایش مسعود رضا مدرسی چهاردهی   
چهارشنبه ، 26 اسفند 1394 ، 03:40

مقاله شماره 791

در كتاب مناظرات امام فخر رازى دنباله بحث احمد حنبل در باره ابن تيميه چنين مى‏ نويسد:

احمد بن تيميه فقيه و محدث و متكلم حنبلى بر ضد آزاد انديشى و نوگرائى قيام كرد كتابهائى در باره مكتب حنبلى و رد مذاهب ديگر تدوين كرد.

شيخ الاسلام احمد بن تيميه حرانى كتاب او مسمىٰ  به " العقيدة الواسطيه " مى‏باشد در سال 661 هجرى در حران سوريه متولد شد و در ايام حمله مغول به دمشق آمد.

ابن تيميه تعصب سختى در مذهب حنبلى داشت و آثار او بالغ بر سيصد مجلد است.

ابن تيميه بيش از همه با عقائد و مناسك شيعه مخالف بود كتاب منهاج السنه و كتاب زيارة القبور را بر رد عقائد مذهب تشيع نوشته است.

ابن تيميه مى‏گفت اگر كسى نذر كند كه به زيارت قبر حضرت ابراهيم و مزار پاك پيغمبر اكرم (ص) يا كوه طور يا كوه حرا و يا به زيارت قبور امامان و نيز قبور امامان چهارگانه اهل سنت برود نذرش باطل است.

فقط محق مى‏باشند كه به مسجدالحرام و مسجد پيامبر اسلام و مسجد اقصىٰ  به زيارت روند و ديگر به هيچ مكانى به قصد زيارت نروند.

قبور را زيارت نكنند و طواف به عمل نياورند و در باره كسى یا على (ع) غلو ننمايند و از آن حضرت استمداد نجويند اگر مرتكب اين اعمال شدند بر آنها فرض است كه توبه كنند و قتل آنان واجب است ساختن گنبد جايز نمى‏باشد.

ابن تيميه در كتاب «الرد على الفلاسفه» و در كتاب «اثبات المعاد و الرد على ابن سينا» به منطق و فلسفه و فلاسفه حمله كرده و آن  را گمراه كننده دانسته است.

در كتاب تاريخ عرب تاليف فيليپ ك. حتى در باره سرچشمه عقايد ابن تيميه در باره خوارج نوشته است كه خوارج تعظيم اولياء و زيارات قبور و اجتماعات صوفيان را حرام مى‏دانستند.

« ناگفته نماند كه در بدايت ظهور خوارج عنوان تصوف و صوفى نبود و اجتماعات صوفيه از اواخر قرن سوم هجرى معمول گرديد احتمال كلى مى‏رود كه خوارج در قرون بعد متذكر اين مطلب شده باشند.(چهاردهي)»

كتاب فرقه‏ها تأليف گلدزيهر[1] ترجمه دكتر علينقى منزوى است  قبل از بحث در باره گفتار گلدزيهر بايد اين نكته تذكر داده شود كه گلدزيهر يهودى متعصب و مخالف سرسخت اسلام مى‏باشد خوشبخانه در ترجمه اقوال گلدزيهر دكتر علينقى منزوى فرزند عالِم ربانى آقا شيخ آغا بزرگ تهرانى مؤلف مجموعه الذريعه  و اعلام الشيعه كه اين ناچيز در ايامى كه در شوشتر اقامت داشتم توسط فقيد سعيد آيت الله شرف الدين شوشترى يك دوره تفسير استاد گرانقدرم (كيوان قزوينى) را براى معظم له تقديم داشته و مرقومه‏اى از حضرت ايشان عز وصول بخشيد كه در آثار كيوان قزوينى از جهت ثبت در تاريخ نقل مى‏گردد.

آقاى منزوى در ترجمه كتاب فرقه‏ها پس از نقل هر فصل مبحث مشبعى تحت عنوان "پانوشت " لغزشهاى گلدزيهر را به روشنى ياد كرده و براى اثبات سخنان خود به كتب بسيارى استناد نموده كه متأسفانه اغلب آنها در كتابخانه‏هاى ايران وجود ندارد .

كتاب بيست و سه سال اساس مطالبش از گلدزيهر بوده و على دشتى در ترجمه دخل و تصرف كرده و ظاهراً به عنوان اثر شخصى خود قلمداد كرده است دشتى در نوشتن نثر توانا و كلمات و جملات را به خوبى در استخدام خود در مي آورد  و به مباحث فلسفه و عرفان نا آشنا و آثار او به نام :

« پرده پندار» و «در ديار صوفيان» نارسا و سفسطه است .

اخيراً دانشمندى كتاب 23 سال را مورد بحث قرار داده و جلد اول آن را منتشر ساخته است و گويا در صددند در پاسخگوئى به پنج مجلد برسانند.

اين ناچيز ضمن اذعان به فضيلت علمى و اخلاقى ايشان  اظهار می دارد چون وي داراى جمودت فكرى و از سران وهابيه عصر حاضر است حق بود كه سكوت پيشه سازند.

اين بى مقدار اميد وافر دارد كه با توجه خاصۀ  ارواح شامخه در بحث اديان  کتاب دبستان المذاهب، مكتوبات آخوندزاده، صد خطابه ميرزا آقا خان كرمانى و هفتاد و دو ملت و رساله اسلام ‏شناسى  اثر گلدزيهر و کتاب 23 سال را با توجه به اهم ايرادات  آنان به زبان ساده در يك كتاب تحت عنوان " بحث اديان " و كتاب ديگر (من و دين) به رشته تحرير در آورم رجاء واثق دارد قبل از اينكه مرگ گلو را بفشارد و جسد در لحد قرار گيرد توفيق رفيقم گردد.

بر سر سخن باز آئيم:

گلدزيهر در كتاب فرقه‏ها در صفحه 621 نوشته‏اند.

در آغاز سده هشتم هجرى 14 ميلادى در سوريه فقيهى انديشه حنبليان را با زبانى خوش تر بيان مى‏دارد.

او تقى الدين ابن تيميه بود او با بدعتهاى نوآور و فرمولهاى كلامى اشعرى مبارزه كرد و نيز  با صوفيان و اصول اشراق ستيز بزرگ داشت انبياء و اولياء را نكوهيد و زيارت گور پيغمبر را انكار كرد ، او را لوتر اسلام خوانده‏اند.

با ابوحامد غزالى كه در شريعت و طريقت اقدام كرده بود ستيزيد ابن تيميه را از يك دادگاه مذهبى به دادگاه ديگر كشانيده تا در 735 هجرى ( 1328 م ) در زندان درگذشت گفتار او جنبش مذهبى وهابى است كه در ميانه سده‏ى 12 هجرى 18 م به راه افتاد.

در مراكش نيز عبدالمؤمن در سده ششم هجرى و 12 م  از پشت ميز درس و منبر و خطابه بر رأس جنبش موحدان جاى گرفت جنگها كرد تا دولتى اسلامى در مراكش پديد آورد.

سنيان اجماع نمودند كه غزالي ‌آخرين حجت برندۀ اسلام سني و بزرگترين مرجع آموزشهاي آن است. ستيز با غزاليسم از سدۀ ششم هجري 12 ميلادي آغاز گشت و در اين راه پيروان ابن تيميه برابر غزاليسم مجدّانه كوشيدند.

" توضيحاً بيان مى‏دارد غزالى برادر احمد غزالى قطب صوفيه با تشيع و فلسفه سخت مخالفت نمود و اگر بعد از غزالى ابن رشد به دفاع از فلسفه نمى‏پرداخت علوم فلسفى يكسره محو و منسى مى‏گرديد و علماى بزرگ تشيع موجب بقاى مذهب شيعه گرديدند چهاردهى ".

دانشمند محقق آقاى دكتر علينقى منزوى در پانوشت صفحه 673 مرقوم داشته‏اند.

ابن تيميه كتاب رد منطق را نوشت و در زندان دمشق به سال 828 هجرى 1327 م در سن شصت و هفت سالگى جان سپرده و در دادگاه قاهره محكوم گشت . وي  به اتهام جسم انگارى خدا به دادگاههاى سوريه و مصر كشانيده مى‏شود. در ميان استادانش نام يك تن يهودى نيز ديده مى‏شود. كتاب منهاج السنة  را بر ضد علامه حلى نگاشته است ابن بطوطه سياح مشهور در جلد اول  سفرنامه خود می نویسد كه ابن تيميه را ديده است  و در صفحه 94 در باره او مى‏نويسد :

ابن تيميه از فقهاى نامدار حنبليان در دمشق  بود او نامش   تقى الدين ابن تيميه بود كه در فنون مختلف علم سخن مى‏راند و مردم نهايت احترام را نسبت به وى مرعى مى‏داشتند و او بر منبر به وعظ مى‏پرداخت.

قاضى القضاة شكايت وى پيش الملك الناصر خليفه فاطمى به قاهره برد وى را به  شهر قاهره احضار كردند شرف الدين زوارى به سخن پرداخت و اقوال ابن تيميه را بر شمرد قاضى القضاة قاهره از ابن تيميه پاسخ طلبيد وى فقط گفت لا اله الا الله . ناصر خليفه فاطمى دستور داد او را به زندان انداختند.

ابن تيميه در زندان تفسيرى بر قرآن نوشت به نام بحر المحيط در چهل مجلد پس از چندى مادرش شكايت به نزد ملك ناصر برد و به دستور او از زندان رهائى يافت.

روز جمعه در مسجد جامع دمشق ابن تيميه به منبر رفت و ابن بطوطه جزو حاضرين مجلس بوده و استماع وعظ مى‏كرد .

گويد ابن تيميه ضمن سخنان خود بيان داشت خداوند همچنان كه من از پله اين منبر فرود مي آيم به آسمان دنيا فرود آمد و خود پله‏اى از منبر فرود آمد يكى از فقهاى مالكى به نام ابن الزهرا بر گفتار ابن تيميه خرده گرفت عوام بر سر او ريختند عمامه از سرش بر افتاد و دستارچه حريرى كه در زير داشت پديدار شد وى را كشان كشان تا خانه عزالدين بن مسلم ، قاضى حنبليان بردند و او را در زندان افكندند و تعزيرش كردند فقهاى مالكى و شافعى بر تعزير او اعتراض كردند شكايت نزد ملك الامرا سيف الدين تنگيز بردند {وی} ماجرا به ناصر ملك فاطمى مصر بنوشت و اقوال ابن تيميه را نيز ذكر كرد كه گويد اجراى صيغه طلاق را در يك بار جائز نمى‏شمارد. و همچنين گويد اگر كسى قصد قبر پيغمبر كند نماز تمام به جا آورد نه قصر.

لذا ناصر دستور داد در قلعه دمشق زندانى شود و او در همان زندان درگذشت.

در حاشيه صفحه 95 آورده شده كه ابن تيميه با باطنيان و صوفيان مبارزه داشت و در زندان نيز از نشر عقايد خود باز نايستاد تا قلم و دوات از وى گرفتند.

و در حاشيه صفحه 94 نقل شده است.

ابوالعباس احمد بن تيميه الحنبلى در سال 661 هجرى متولد و در سنه 828 هجرى وفات يافت مؤلفات او را از سيصد تا پانصد گفته‏اند.

بعد از درگذشت ابن تيميه آرائش  به  وسيله شاگرد خاص او  ابن القيم انتشار و رواج يافت جنازه ابن تيميه باشكوه هر چه تمامتر تشييع گرديد و قصائد و مراثى بسيار بر سر خاكش خوانده شد از آن جمله بود قصيده ابن الورى.

سفرنامه ابن بطوطه در دو مجلد به نام (رحله ابن بطوطه) از عربى به فارسى توسط دكتر محمد على موحد برگردانده شد و از انتشارات سودمند مركز انتشارات علمى و فرهنگى مى‏باشد و اين ناچيز تلخيص مطالب آن را نقل كرده است . در رساله‏اى به قطع جيبى مسمىٰ  به " كشتى امان از شرور ديوان " تأليف محمد آقا كرفسى الحائرى در صفحه 28 مى‏نويسد:

ابن تيميه گفته است كه اولين كسانى كه باب تكفير و تشريك را بر اهل سنت و جماعت باز نمودند خوارج و رافضه و معتزله بودند و نتوان اهل توحيد را تكفير نمود.

اما نويسنده سند گفتار خود را ارائه نداده است.

اخيراً كتابى به نام كشف الاريتاب تأليف سيد محسن الامين كه توسط سيد ابراهيم سيد علوى ترجمه و نگارش به فارسى شده و نام كتاب را وهابى‏ها ناميده است  منتشر شده  اين كتاب بيشتر به مباحث تاريخى و سياسى پرداخته است آنچه در باره خوارج  و    ابن تيميه است نقل كرده و در مبحث وهابيها به ذكر بقيه مطالب مى‏پردازد.

در صفحه 8 نوشته است ريشه مذهب وهابيه به قرن هفتم به زمان احمد بن تيميه و شاگرد او ابن قيم جوزيه و ابن عبدالهادى و نظائر آنها مى‏رسد.

در صفحه 79 گفته است خوارج مى‏گفتند " لا حكم الا لله " كسى نمى‏تواند امير و رئيس باشد و در مسائل شرعى نمى‏توان به حكميت پرداخت حكميت صفين را كفر و گناه مى‏پنداشتند.

در صفحه 141 نوشته است:

ابن تيميه حنبلى مذهب بود و در باره خدا اثبات جهت و جسمانيت كرد.

در صفحه 179 نوشته : دو رساله به اسامى واسطة و زيارة القبور و ديگری الاستنجاد بالقبور تأليف احمد بن تيميه است.

صفحه 401 ابن تيميه در رساله زيارة القبور مى‏نويسد : صحابه بر روضه پيامبر وارد و در كنار قبر او سلام مى‏گفتند و وقتى مى‏خواستند خدا را بخوانند و دعا كنند رو به قبر خدا را نمى‏خواندند بلكه از قبر رو برگردانيده و به سوى قبله دعا مى‏كردند دعا و نماز و نيايش در كنار قبر پيامبر و ديگر قبور حرام است.

صفحه 438 : ابن تيميه زيارت قبر پيامبر را حرام دانسته است.

صفحه 456 : ابن تيميه بر اماميه مى‏تازد و زيارت مشاهد را حج مشاهد نام گذاشته است.

صفحه 475 : كتاب (الصراط مستقيم) و كتاب (العقايد الحمويه و الواسطيه) و منهاج السنة از آثار ابن تيميه مى‏باشد.

و كتاب (زادالمعاد) از ابن قيم جوزيه كه از شاگردان بنام ابن تيميه بود مى‏باشد.

***

نقل از کتاب وهابیت و ریشه های آن اثر نورالدین چهاردهی . نشر آفرینش سال 1394 تهران چاپ دوم به تصحیح و ویرایش مسعود رضا مدرسی چهاردهی

 

 

 


[1] ایگناس یا ایگناز گلدزیهر خاور شناس مجارستانی در زمره خاورشناسان یهودی است ، برخي وي را از پایه گذاران اسلام شناسی نوین در اروپا  مي دانند.