English French German Italian Portuguese Russian Spanish
نظرات جان ناس دربارۀ وهابيت
وهابیت و ریشه های آن
نوشته شده توسط وهابیت و ریشه های آن اثر نورالدین چهاردهی . نشر آفرینش سال 1394 تهران چاپ دوم به تصحیح و ویرایش مسعود رضا مدرسی چهاردهی   
چهارشنبه ، 26 اسفند 1394 ، 03:57

شماره مقاله 801

در كتاب «تاريخ جامع اديان»[1] تأليف «جان ناس» مترجم على اصغر حكمت در صفحه 529 نوشته است:

نهضتى ناشى از تجديد حيات و اصلاح مذهبى در قلب كشورهاى اسلام مى‏ باشد كه در قرن 18 در داخل عربستان به وقوع  پيوست و آن نهضت وهابيه است اين اصلاح مذهبى به كلى مايه مبادى قديمه اسلامى و براى محو صور و نقوش قرار گرفته  است ،اُمرا و ملوك خاندان سعودى در نجد هواخواه و معتقد آن بوده ‏اند و آن تركيبى است از مبادى پيچ در پيچ متفكران اهل كلام و ديگر ائمه فلسفى شرك با عقايد ساده حنبليه  اعمال و افكار ايشان بيشتر به واسطه تعليم يكى از مشايخ و مؤلفين كه از عداد صوفيه كه در قرن 14 به ظهور رسيد و موسوم است به ابن تيميه می باشد. ابن تيميه شيخ الاسلام تقى الدين احمد بن تيميه الدمشقى الحرانى متولد به 1263 م و متوفى 1328 م از جمله فقها حنبليه است و علوم فقه و تفسير و حديث و كلام را به سبك احمد بن حنبل احيا نمود از او مؤلفات كثير باقى مانده است.

{مؤلف ابن تيميه را در عداد صوفيه بر شمرده و اين اشتباه محض است. چهاردهى }.

اين نهضت را به نام مبتدع و بانى آن محمد بن عبدالوهاب وهابيه گفته ‏اند.

محمد بن عبدالوهاب التميمى النجدى متولد  1703 م  و متوفى 1792 م از اجله پيشوايان حنابله است.

وهابيه قاعده رجعت به نص صريح قرآن مجيد و سنت محمدى را تعليم مى ‏دهند.

تمام مبدأ متنوع گوناگون فِرَق اسلام و اعمال ايشان را كه بر خلاف قاعده اجماع است طرد مى‏كند مگر آنچه كه به صدر اسلام يعنى دوره زندگانى اسلامى در مدينه درست بعد از وفات پيغمبر برگردد.

اقوال صوفيه را همه بدعت دانسته انكار مى‏كنند.

اخوان يا برادران وهابى هر گونه رجحانى نژاد و نسب و برترى آبا و اجداد را حرام دانسته و تقوا و طهارت و سادگى را به حد كمال مى ‏ستايند و لب به الكل و تنباكو نمى‏آلايند.

بغض و نفرت ايشان به عقايد صوفيه به حدى رسيد كه بعضى ادعيه و مناجات‏هاى ايشان را كه در مقابر اولياء به قصد شفاعت ارواح در پيشگاه حق خوانده مى‏شود بدعت شمرده منع كردند.

مى ‏گويند احترام به اوليا و قبور ايشان خود نوعى ديگر از شرك است.

خانه ‏اى كه محل تولد پيغمبر بود خراب كردند مقابر بزرگان و صحابه كه زيارتگاه حجاج و زوار بود ويران ساختند گفتند هر عقيده و مبانى كه در اسلام مطابق نص صريح قرآن و احاديث صحاح نباشد كفر محض است. وهابيه در شمال افريقا و هندوستان و اندونزى  پيروان و هواخواهان بسيار پيدا كرد.

ضمناً بايد گفت كه جنبش وهابى در حقيقت علامتى از تجديد عهد و قدرت سياسى عنصر عربى در اسلام  می باشند .

اين ناچيز گويد اگر كنه مطالب ديانت اسلام ،مذهب وهابيه است هيچگاه امثال مردانى مانند بوعلى و فارابى و ابن رشد و ميرداماد و ملاصدرا و حكيم سبزوارى يا  مانند غزالى و برادرش و عين القضات كه شمارش آنان امكان‏پذير نيست ، پدیدار نمی گشتند  و معارف اسلامى  از آثار جاودانى علماى اسلامى  و كلام ‏هاى شگفت خاندان عترت به وجود نمى ‏آمد هم چنان كه مؤلف محترم نهضت وهابيه را قيام عربى و نژاد پرستى دانسته و كشتار فجيع وهابيه در كربلا و اسائه ادب به مقابر اولياى دين خود دليل بارزى است كه نام دين را دستاويز قرار داده تن به هر گونه اعمال خلاف ديانت و اخلاق دست زده‏ اند كه نشانه اهداف پنهانى سران وهابيه است.

در كتاب سفرنامه «ديولافوا»[2] ترجمۀ همايون در صفحه 557 نوشته است:

«ابن حنبل»[3] مجتهد بغداد بوده و جمعى از اعراب پيرو او گرديدند حنبلى‏ها بسيار متعصب و قشرى مى ‏باشند اينها در زمان خلفاى عباسى چندين بار در بغداد به نام مذهب به شورش برخاستند با پيشوايان خود در منازل مردم وارد مى شدند و شيشه ‏هاى شراب را مى ‏شكستند آلات موسيقى را  خرد مى‏كردند و نوازندگان و خوانندگان را به سختى مى ‏زدند حتى به هم مذهبان خود هم كه چندان حرارتى بروز نمى ‏دادند آزار مى‏ رساندند».

چون مذهب وهابيه اساسش بر مبناى اعتقادات حنبلـی ها پايه گذارى شده با توجه به گفتار اين بانوى دانشمند اعمال غير انسانى وهابيه در كربلا را توان يافت كه از سرچشمه گل آلوده است.

در ادامه صفحه 558 نوشته است:

« وهابيه باعث هيجان عالم اسلامى گرديد و مسبب جنگهاى داخلى سختى شد پيشواى اين مسلك وهاب نامى بود بسيار متعصب به شمار مى‏ رفت اين شخص در سال 1740 م شروع به مواعظ و تبليغات نمود و طولى نكشيد كه پيروان زيادى پيدا كرد پيروان او با كمال تهور شمشير به دست گرفته و ساكنين آرام نجد را مطيع خود كردند و در سال 1780 م به كاروانهاى زوار مكه حمله كردند و به آنها آزار زياد رساندند چند سال بعد مكه و مدينه را هم تصرف كردند و كربلا را غارت نمودند و مدت ده سال به بهانه عدم قابليت و لياقت مانع ورود زوار به اين امكنه مقدس گرديدند و عموم مسلمانان را ماتم دار كردند بالاخره در سال 1813 م سلطان عثمانى جنبشى كرد ،وهابيان  توسط لشگريان مصرى از حجاز به عقب رانده شدند و طولى نكشيد كه دوباره مكه و مدينه به تصرف دولت ترك در آمد.

عده وهابيان هنوز در سرزمين كلده زياد است اما دولت ترك كاملاً مراقب آنها هست».

***

نورالدین چهاردهی
بر گرفته از کتاب وهابیت و ریشه های آن نشر آفرینش سال 1394 تهران چاپ دوم به تصحیح و ویرایش مسعود رضا مدرسی چهاردهی

 

 


[1] تاریخ جامع ادیان اثر جان بی ناس ترجمه علی حکمت نشر پیروز فرانکلین 1344 تهران به شماره 1348 2  ت 2  ن bl 80/2/ کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران .و به شماره ثبت 243799کتابخانه مجلس شورای اسلامی ایران.

[2]  .کتاب سفرنامه مادام دیولافوا ایران و کلده ترجمه همایون سابق نشر قصه پرواز 1378 تهران چاپ قبلی 1361 نشر خیام به شماره 1378 7 س 9 د DSR1379/ کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران .

[3]  . احمد بن جنبل پیشوای مذهب حنابله در بغداد.