پرسش از پیشوای ازلیه و پاسخ آن

پرسش از پیشوای ازلیه و پاسخ آن

–          نامه ای شش صفحه ای نسخه خطی رهبر فرقه ازلیه به نویسنده

–          مناجات از رهبر ازلیه

–          بخشی از مکتوب پیشوای ازلی دربارۀ توحید

آثار ازلی‌ها که منتشر می‌شد از محمد صادق ابراهیمی به قیمت نازل خریداری کردم وقتی که کتاب «هشت بهشت» به دستم رسید در مقدمۀ کتاب مطالبی نوشته شده بود که ذهن تیزبین را ملزم به پرسش‌هائی می‌کرد این ناچیز نیز برای تهیۀ مدرک و سند چند قضیه را و چگونگی آن را از محمد صادق ابراهیمی پرسیدم جواب را به روشنی در شش صفحه مرقوم داشتند که از جهت تاریخ ایران بالاخص تاریخ ازلی ها حائز اهمیت فراوان است خلاصه این گفتار را در مهنامۀ وحید به چاپ رسانیدم[1] دانشمندی از فرقه ازلی منکر صحت گفتارم شده بود ناچار شده که یک برگ از نامه‌ای که در شش صفحه تدوین گردیده بود را به  وی ارائه داده ، و نحوه جواب‌های جناب محمد صادق  آن چنان است که خود خواننده به پرسش پی می برد.

برای روشن شدن ذهن ساده و پاک خوانندگان ارجمند و روشن و آشکار ساختن مباحث کتاب «هشت بهشت» از جناب محمد صادق ابراهیمی پرسش شد که چگونه میرزا آقا خان کرمانی و یار غارش شیخ احمد روحی هر دو تن داماد صبح ازل بوده و در ثانی سید بی‌همال جمال‌الدین‌ اسدآبادی همدانی پایه گذار «اتحاد اسلامی» اقدام به کار شگفت شگرف نمود وکلیه بلاد اسلامی را بیدار ساخت و مسلمانان را به همبستگی و دلبستگی یکدیگر فراخواند آقاخان و روحی هم قدم سید شدند که در پاسخ این پرسش قیام بر اثبات دو مکتب متضاد و مغایر را جناب محمد صادق ابراهیمی یکی دانسته و از جهت دیگر رنگ سیاسی به آن داده اند.

]توضیحاً بیان می‌دارد که در مقدمۀ کتاب «هشت بهشت» در مورد میرزا آقا خان کرمانی و دو تن دیگر از همراهان وی که در دربار باب عالی محبوس گردیده و سید جمال‌الدین اقدامی برای رهائی آنان نکرده است در ثانی آیا سید ازلی بوده است یا خیر و این که سید آیا نمی‌دانسته آقاخان ازلی و داماد صبح ازل ‌است و هنگامی که این جریان را فهمیده از آنان بریده و دیگر توجهی به آنان نداشته است که آقای ابراهیمی  هر سه  مورد را پاسخ داده است[ .

«نامه پیشوای ازلی ها»

هفت پرسش از محمد صادق ابراهیمی به عمل آمد که به کتابت خود به تاریخ 22-5-1340 خورشیدی پاسخ دادند. از جهت اهمیت مندرجات آن عین خط ایشان گراور می‌شود .

چهاردهی

 

 

به نام یکتا خداوند مهربان

زیارت گرامی نامه مورخ 11-5-40 چون مبشر از سلامت وجود محترم عالی بود موجب خوش وقتی و امتنان گردید .

الهی که همیشه وقت شما خوش و خرم باشد که از این ملاطفت مرا خوش وقت بلکه ممنون فرمودید .

]پاسخ نامه در هفت قسمت نوشته شده و در بدایت امر تشویق این بی‌مقدار است در مطالعه کتب بابیه که با دقت و امعان نظر انجام گیرد.

2- رساله بین‌الحرمین علاوه بر آن که چاپ نشده و عربی است  نسخه آن هم کمیاب است و باید اولاً نسخه مورد اعتماد پیدا کرده و از روی آن به هر قسم بشود چنان که فرموده‌اید نسخه دیگر تهیه کرد و این کار موکول به زمان توفیق است .

3- در باب میرزا آقا خان و شیخ که احتمال داده‌اید سید از جهت آشنائی به مسلک آنها شاید غیر مستقیم راضی به مرگشان هم شده است . با توجه به اینکه سید نویسنده کتاب نیچریه[2] البته با عقاید دینی آنها موافقت نداشتند و حتی در کرمان از مطلعی شنیدم که در هنگام رابطه داشتن هم به آنها گفته بوده است هر گوهری که بدست شما داده شود به دست خود زینت می‌نمائید لیکن از جهت این که آزادیخواه دلاوری مانند سید مردمان فاضل رشید آزادیخواه را که در این عقیده با وی همراهی و همقدمی نموده‌اند لااقل قدر می‌دانسته و این که یک مرتبه هم شفاعت نموده و با آن که خودش در آن موقع مورد سوء‌ظن باب عالی بوده پذیرفته هم شده است تصور می‌کنم شفاعت ننمودن در مرتبه دوم از مناعت نفس و علل دیگر بوده باشد.

4- گفتار نفراتی که در هفتاد و دو ملت آورده شده است به منظور بیان نارسا بودن استدلال صاحبان آن عقیده و سستی مبنای ادله آنها بوده تا بتواند بیانات میرزا جواد شیرازی (مقصود سید کربلائی می‌باشد که استاد میرزا آقا خان بوده و در بین فضلای بابیه در درجه عالی بوده است ) را که اصل مقصد از تألیف این کتاب می‌باشد در پایان آن بیاورد والا بیان آنچه صوفیان می‌گویند به این اختصار نشود خاصه با اختلاف مشربی که فرقه‌های آن با هم دارند و فقط برخی از آنان معتقد به وحدت وجود می‌باشند که این عقیده در ساحت عزالهی ناپسند و باطل است و کلمه بابی بهائی هم نظر به همان بهائیان بوده که هنوز هم اکثریت بین این دو عقیده تفاوت نگذارند و شیعی را هم با آن که از طرف آورنده بیان آن همه تمجید و تأیید شده چگونه تواند رد نمود .

نهایت نقاط ضعفی در هر صنف از معتقدین به مذاهب اگر مورد انتقاد قرار داده شود دلیل عدم اعتقاد به اصل آن مذاهب گرفته نشود .

5- اما این که چگونه با اعتقاد به این آئین دعوت به اتحاد اسلام وفق داده می‌شود موضوع بسیار جالب قابل بحثی است که تفصیل بیشتر می‌خواهد که این نامه گنجایش شرح آن را ندارد ولی آنچه با کوشش در کمال اختصار به عرض می‌رساند این است این اقدام آنها که ضمناً به همقدمی با سید کشانده شده امر سیاسی بوده و چاره جوئی برای ریشه‌کن ساختن آن  بیدادگرانی که این همه خون‌های مقدس‌ترین مردمان جهان را به هوای نفس ریخته بودند و معذلک منافات با ایمان به بیان هم نداشته زیرا نطاق تعلیمات بیان به قدری وسیع و بسیط است که از جهتی همه آئین ها را زیر شهپر خویش جای داده بسر منزل مقصود می کشاند چنان که در موارد عدیده بیاناتی فرموده که خلاصه آن این اصل دین کلمه توحید لااله الا‌الله است که از نفی و اثبات حکایت دارد و هر کس به حق زمان معتقد نشود نفی می گردد و آنها که ایمان آوردند اثبات می‌گردند والا همه خداپرستان به هر زبانی که دارند خدا را می خوانند و همان تصدیق به مبعوث در هر دور و زمان هم هست زیرا آنها بوده‌اند که به خلق خدا به قدر بنیه و استعدادشان توحید آموخته‌اند نهایت خداوند دوست دارد که مجلای این توحید را در هر زمان عباد‌الله بشناسند و همان دستوری که آن بزرگوار مناسب حال و زمان آنها مقرر می‌دارد بکار بندند تا به ثمرات حیات ایمانی خود برسند و همین که در شناختن آن برگزیده خدا غفلت روا داشتند منفی شوند و این آزمایش همیشه بوده و هست و چون خداوند متعال معروف خلق نگردد زیرا خلق نفرموده آیت عرفان خود را در هیچ شیی الا بعجز کل شیی از عرفان او ولی به مقتضای فضل شناسایی مظاهر در هر دور را شناختن خود قبول فرموده و هر گونه معامله و رفتار با او را معامله و رفتار با خود پذيرفته چنان كه روكردن به قبله را روكردن به خود قبول فرموده پس خداپرستان در هر دور و زمان هم که واقف شده باشند همان مجلائی که به سبب او متوجه به خدا شوند همان تجلی قبلی همین تجلی در این دور و زمان است که تجلی امروز اکمل همان مظاهر ظهور پیش می‌باشد چرا که آنها همه دعوت به توحید خداوند می‌کرده و مظهر او بوده‌اند و او یگانه و فردی است که ظهورات در ازمنه او را متغیر نگرداند بنابراین اگر اتحاد اسلامی عملی شده بود البته همه مسلمانان جهان بیشتر برای کشف حقایق وسیله پیدا کرده و بهترین تدبیر این بود که پی برند مسلمانی همین است که مظهر این دور را بشناسند و دوبینی اختلاف نامها از بین برداشته شود که در اواخر باب پنجم از واحد چهارم هم مصرح است (کل علی قدر ما یدبر و یقدر ) که تدبیر برای نشر این امر حیات بخش از تکالیف مهمه اهل ایمان است انشاء‌الله با تأمل دقیق در آنچه عرض شد لطیفه مطلب را می‌یابید .

6- کتابی که کلیه احکام را در بر داشته باشد تهیه نشده اما بیان عربی و فارسی بیشتر احکام را متضمن است ولی چند سال پیش خلاصه بسیار مختصر و سودمندی از احکام با اشاره به مبانی آن تهیه شده است که تصور می‌کنم نسخه آن حضورتان داده شده باشد .

دقت فرمائید اگر ندارید هر کس بیاید یک جلد از این رساله برایتان فرستاده خواهد شد .

7- برای ورود به این آئین حیات بخش در صورتی که هیچ گونه شرط و قید صوری مقرر نشده شرط اصلی پاکیزگی گوهر و علاقه‌مندی به دینداری است زیرا بی بند و باری که اهل این زمان پیدا کرده‌اند بزرگ‌ترین سبب بازماندگی آنها است و انسان همین که فهمید مثل حیوانات نیست و نمی‌تواند بدون معتقدات دینی زندگانی شرافتمندانه داشته باشد این حس در او پدید خواهد آمد که اختلافات رساننده به توحید نیست و دریافتن حق زمان که همیشه آیت وحدت پروردگار متعال است دقت کامل را بر خود لازم دیده در صدد تجسس و یافتن ادله محکمه که دلش را آرام کند بر خواهد بود و فضل الهی هر کس را برای خدا در صدد شناسائی حق زمان برآید رهبری فرماید و نجات بخشیده به محل امن و امانش رساند و خلاصه چنان که در مطالب بالا زیر عدد پنجم هم اشاره شده بر اصل توحید و یگانه پرستی همه دستورات بیان بنا گذارده شده است ولی کلمه لااله الاالله وقتی از گوینده آن قبول و پذیرفته شود که آورنده آئین هر دور را شناخته تصدیق کند و شهادت به حقانیت او دهد و به حقیقت دوست دارد و همین که کسی دانست دوستی خدا جز از دوستی مظاهر او در دوره‌های گذشته و نقطه بیان جل شأنه در این زمان نیست و مظاهر در هر زمان بوده‌اند و یا باشند دوئیت ندارند و تصدیق ننمودن برگزیده زمان تکذیب همه برگزیدگان پیشین است قهراً نمی‌خواهد جز آنچه او دوست داشته و می‌پسندد رفتار نموده و از او آشکار شود پس در صدد اطاعت از آنچه امر فرموده و اجتناب از هر آنچه نهی نموده برآید و همین که بنده‌ای درست مطیع شد بقدر بی‌رنگی بی‌زنگی آئینه وجودش خود مرآت حاکی از او جل شأنه شود و چه سعادت بزرگی است این سعادت و آن وقت به خودی خود پی می‌برد آن کس که این شرافت یافته که مجلی او را مرآت اولیه حاکیه از خود معرفی فرموده تا آن حد که به او خطاب نموده است انا انت و انت انا و بلکه به آن بزرگوار صلوات الله علیه من‌الله المهیمن القیوم الی الله المهیمن القیوم خطاب فرموده چقدر بزرگ و دوست داشتنی است و از این مراتب آشکار می‌شود و همان اصل اساسی نفی  نفی و اثبات اثبات در کلمه توحیدی که اولاً در معامله با خود نقطه بیان جل شأنه جلوه نموده در حقیقت ثانویه در مقام مرآت مقدس ازلی(ص) جاری شده و سپس در حقیقت سوم در شهداء و بعد در ادلاء[3] تا آنکه درباره هر مؤمن بقدر حکایتش از مجلی جاری خواهد شد و برای همه این مراتب سایه‌هائی است که بقدر بزرگی حق نفی آن هم با شروق و بروق است و باید از آن با پناه بردن به خدا اجتناب شود و همه این مطالب در صحیفه عدلیه تشریح شده و همین که بدقت و مکرر مطالعه فرمائید بقدری لذت برید که باز با عشق و شوری افزون خوانده و مطالب اهم و باز اهم و باز مطالب سودمندتری دریابید و اینجا است که به عطای بزرگ الهی به خودتان آگاه شده خود را دوست دارید و همین است دوستی محبوب جلیل و دوستی خدا چنانکه حضرت طاهره صلوات‌الله علیها در اشعار خود سروده است:

چون تو منی من شده‌ام خودپرست   سجده گه من شده اعضای من

اما چقدر فاصله و فرق است بین این دوستی خود که پسندیده خدا است تا آنجا که مآلاً آن را دوستی خود می‌پذیرد و خودپرستی آنها که پنداشته‌اند از حیات دنیا تنها برای خورد و خواب و خشم و شهوت است که این رویه در نزد خدا ناپسندتر چیزی است که انسان به آن دست به گریبان گشته و همه عرفا و دانشمندان و حتی اهل ظاهر ان را خطرناک‌تر سد راه سعادت بشر شناخته و  به تمام قوه از آن گریزانند .

بس است با آنکه بسیار سعی در اختصار شد باز خیلی طولانی گردید معذرت می‌خواهم و توفیقات و سعادتتان را از ساحت عزتش مسألت می‌نماید و السلام علی عبادالله الصالحین خاک­ راه دوستانش

محل امضاء محمد صادق ابراهیمی

بابیه چون آثار جانشینان باب، از ازل گرفته تا آقای ابراهیمی معنویتی برای آنان قائل شده و مفسر بیان می‌دانند لذا تمام نوشته‌های این افراد تالی[4] بیان می‌باشد بنابراین برای افراد مشرب ازلی حکم وحی را دارد. ناگزیر بر آن شدم که کلیه مطالب نامه را ذکر کنم غیر از مقدمه آن که جنبه خصوصی دارد . بسی متأسفم که بسیار از آثار و احکام فرقه ازلیه در دسترسم نمی باشد و امید است با بذل توجه خوانندگانم در چاپ ثانی این کتاب رفع نقیصه کنم چون قدرت حافظه‌ام بسیار قوی است اگر به اتکای حافظه قانون‌های این مشرب را بنویسم و بدون سند ذکر کنم قبول نظر نباشد فقط به عنوان نمونه یک مورد را بیان می دارد .

هر ازلی موظف است که در یک ماه که نوزده روز است نوزده نفر از هم کیشان خود را به ضیافت خواند و اگر توانائی مادی ندارد لااقل به هر یک از مدعوین یک لیوان آب دهد.

اینک در بین یادداشت و نامه‌ها که از مسند‌نشینان و رهبران مسالک برایم فرستاده‌اند برخوردم به یکی از نامه‌هائی که محمد صادق ابراهیمی فرستاده بود و در ضمن مندرجاتِ مکتوب مطلبی در باره توحید نوشته‌اند که قسمتی از آن ذیلاً درج می‌شود :

«همیشه او توانا است به ذاتش چونان که او برآنست بر عزت جلال و جمال و به حقیقت اوست یکتا در ایجاد آفرینش نه از جهت آشکار ساختن جلال و کمال مقدس است از آتش از همانند شدن پیدا شده به ذاتش و پاکیزه است مثال او از سر برآوردن روشن ها به ستیزه بر آمدن با او و او است ازل آشکار شونده جلوه نمایند به پیدایش به حقیقت‌اش و او است بر پا باشنده فراگیرنده به پیدایش به نشانه‌ها حقیقت‌هایش همیشه او است توانای نعمت بخش نه از جهت همانند گشتن ذکر یقین در آوردن و نمایاندن و همیشه او باشنده است بدون روبرو شدن همانندهایی از مانندهای جلال همیشه او یکتا است …

بار خدایا توئی زنده بدون مانندی و پادشاه قدیم بدون مانندهائی ذاتیت مقدس شده است از شبیه گشتن ممکنات به آستانه‌اش زیرا او آگهی نمایان شده است .

***

 

نقل از کتاب باب کیست و سخن او چیست (بابیه – ازلیه) اثر نورالدین چهاردهی – ویرایش و حواشی مسعود رضا مدرسی چهاردهی –  تهران – سال 1397 خورشیدی – نشر آفرینش

 


[1] . مهنامه وحید شماره 110 از صفحه 1199تا1204 بهمن ماه 1351 شمسی.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *