تلقینات شبح برای ایجاد دین تازه به طلبه ای قبل از باب شیرازی

 

تلقینات شبح برای ایجاد دین تازه به طلبه ای قبل از باب شیرازی

به جمعی از طلاب که از محضر عالِمِ وحیدِ ربّانی آقای آخوند ملاحسین (مشهور به فاضل اردکانی بودند) برخوردم كه می گفتند وقتي آخوند ملاصادق نامي از اهل اردكان که عالِمی بسیار جلیل و بزرگی بود وارد بر فاضل اردکانی شد ، فاضل پاس حرمت او را بسیار داشت (توضیحاً بیان می دارد که آیت‌الله آقا شیخ جواد رشتی از تلامذه خاص فاضل بود) برای فاضل در حضور طلاب تقریر کرد که مدتی مدید در زهد و تقوا به سر می‌برد و پایۀ بلند زهد و تقوای وی در اردکان پیچید و مدتی بر این وتیره[1] گذشت بسا اوقات مشاهده کردم که شبحی نزدم حاضر می‌شود و او مرا بر بسیاری از اخبار مطلع می‌ساخت و در مواردی که کسالت بر من طاری می‌شد  و یا خواب بر من غلبه می‌کرد آن شبح مرا به عبادات تشویق می‌کرد و از نصیحت به من خودداری نمی‌کرد و در طلوع خورشید از نظرم غایب می‌شد  و من مسرور شدم كه به مقامات فائز شده و رستگار شدم تا آنکه همان شبح نزد من حاضر گرديد و گفت زني در همسايگي شما فردي بيگانه را به خانه خود دعوت مي‌كند و اكنون آن شخص در آن خانه حاضر است برخیز و تازیانه بردار و به خانۀ زن برو و حدّ الهی را اجرا کن من برخاستم اما متوجه شدم که اجرای کارم تجسس است و تحقیق در حال مردم شرعاً حرام است و دیدم اجرای حد بر من تکلیف است پس متفكر ماندم ديدم كه به قانون شرع اين كار درست نيست پس برگشته در تفکر فرو رفتم دیدم شبح ظاهر گردید و گفت چرا در اجرای حکم غفلت کردی و اکنون فلانی در فلان محل مکتب خانه دارد و اطفال که به نهار می‌روند به هر یک که میل دارد سر خوش است و اکنون نیز با فلان طفل مشغول است و حد او بر تو لازم است البته در اجرای حد غفلت مکن من برخاستم و بدان سمت شتافتم و آثار صدق گفتارش را دیدم به درب مکتب خانه نواختم که باز متوجه شدم که این تجسس است پس بازگشتم و چند بار بدین منوال آگاهم ساخت و از عدم اجرای حکم ملامتم نمود  تا آنکه از عبادات واماندم و همان به اختصار انجام واجبات را پیش گرفتم تا آنکه متوسل شدم و گریه و زاری بسیار نمودم تا به خواب رفته هنگامی که از خواب بیدار شدم حالتم تغییر یافته بود مراجعه به کتب اخبار کردم و دریافتم این اعمال از شیطان است چون بار دیگر حاضر شد سلاح بر گرفته به او حمله کردم به من گفت حیف از زحماتی که برای تو کشیدم ای ملاصادق ندانستم که ایمان تو تا این حد است اکنون بدان که در باره سید علی محمد اقدام می‌کنم و اشاره به سوی فارس کرد و در مدت شش ماه او را درست کنم و چنان صدمه به اسلام وارد کنم که جبران آن به این آسانی امکان پذیر نباشد و از نظرم غایب شد تاریخ آن شب را نوشتم و شش ماه گذشت خبری نشنیدم و دو ماه دیگر سپری شد که آوازه باب به گوشم رسید و ملا صادق این واقعه را برای فاضل تقریر می کرد و می‌گریست.

خوانندگان برای دریافت مفاهیم این واقعۀ روحی به کتاب «اسپری تیسم»[2] این ناچیز مراجعه فرمایند.

 

نقل از کتاب باب کیست و سخن او چیست (بابیه – ازلیه) اثر نورالدین چهاردهی – ویرایش و حواشی مسعود رضا مدرسی چهاردهی –  تهران – سال 1397 خورشیدی – نشر آفرینش

 


[1] . وتیره = طریقه – روش.

[2] . اسپری تیسم (علم ارتباط با ارواح) اثر نورالدین چهاردهی نشر آفرینش تهران – چاپ دوم به تصحیح و تنظیم مسعود رضا مدرسی چهاردهی سال 1378خورشیدی.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *