مقاله كيوان راجع به لغات فارسی | Keyvan’s Essay on Farsi Language

شماره مقاله506 اين بنده ديرى است كه پابند زنده شدن چند اسكلت پر بهاء باستانِ ايرانم كه يكى از آنها زبان است و از پيدايش باقى اسكلت‏ها چون يكسره نوميدم نام آنها را نمى‏برم كه چيستند زيرا از نام بردن و نبودن داغ دل تازه مى‏شود گرچه درباره زبان هم نوميد بودم كه به اين […]

قسم سوم از علوم ايران | The third kind of science Iran

شماره مقاله 505 حكمت ،رياضى و طبيعى و الهى و عرفان بود كه نظر بعض فقهاء نادراً نظر اثبات بود و عالِم به آنها را فاضل مى‏شمردند .و نظر اكثر به آنها نظر نفى بود به اختلاف كه بعضى غلو در نفى كرده آنها را كفر مى‏ شمردند آنگاه عوام به تقليد اين بعض آن […]

راجع به لفظ و كتابت‏ | On the Utterance and the Writing

شماره مقاله504 سابقا ادبا مى‏ گشتند پى الفاظ فصيحه عربى و جملات مثل‏ها و اشعار نغز عرب كه تازه و غير معروف باشد، بيابند و در لفظ يا كتابت خود آورده اظهار وجودى نمايند به ويژه در مقاله‏ هاى مهم و در تصنيف ‏هاى عنوان‏ دار مانند مقامات حريرى و اطواق الذهب و اطباق الذهب […]

راجع به نرخ مأكولات‏ | On the Number of the Eaten

شماره مقاله 503 چون آن وقت پول كم بود كه تاجر صد تومان‏دار مانند ميليونر حالا بود ،در نجف گر چه (صد تومانى) معروف است و هر كه يك تومان اندوخته بود شادى‏ها مى ‏نمود لذا گندم اگر خروارش بيش از يك تومان مى ‏شد وحشت مى‏ كردند در قحطى سنه 1288 گندم بيست تا […]

راجع به اخلاق و تربيت اطفال‏ | On the Ethics and Education of Children

شماره مقاله 502 سابقاً نمى‏ گذاردند كه بچه جمله‏ هاى فحش بياموزد و اسم عورت زن و مرد بداند چنانكه خود نگارنده تا دوازده ساله شد اسم عورت را به تركى كه زبان طبيعى او بود نمى‏دانست با آنكه به زبان عربى و فارسى كه آموخته براى درس بود مى‏دانست همانا ازين بود كه از […]

راجع به ديانت | On the Religiosity

شماره مقاله501 راجع به ديانت يعنى تقيد ،اكثر مردم به اجزاء قوانين و حدود دين اسلام : در شصت سال قبل نگارنده در قزوين مى‏ديد كه هر فقيهى بزرگ در همه محلات و فقيه كوچك در محله خودش قادر بود بر نهى از منكرات به فحش و زدن و ريختن به خانه در بسته ميان […]

راجع به عيدها | On the Feasts

شماره مقاله 500 نظرِ ايرانى به نوروز متدرّجاً كم شده و كمتر خواهد شد و اين در اثر هوش است كه مردم كره بويژه ايرانى دارند هوش فطرىِ خود را كه در اثرِ عقيده به موهومات متنوِّعه گم كرده بودند پيدا مى ‏كنند به اندازه دلسرد شدن از موهومات . سابقاً آخر سال را مانند […]

راجع به بناءِ عمارات‏ | On the Erection of Edifices

شماره مقاله 499 نگارنده در اين 70 سال 4 شكل عمارت ديده و معتقد است كه متدرّجاً بد شده نه خوب هم در ظرافت هم در استحكام هم بناء و هم نجّارى كه ارسى‏ هاى بالارونده بويژه دو لنگه روى هم كه در قزوين شايع بود نه يك لنگه كه در اسپهان و تهران بود […]

انواع چادر زنها | Women’s Chadors

شماره مقاله 498 و چادرِ زن‏ها چند قسم بود : 1- چادر نماز از چيت يا كرباس يا مخمل كه در خانه سر مى‏كردند و اكنون هم هست و مستدير است (چرخى) نه مربّع و در كرمان و خراسان و تون و طبس و قاين و سيستان چادر بيرونى زن‏ها هم اين است و فقير […]

امّا لباسِ زنانه | Female Dress Code

شماره مقاله 497 در هفتاد سال قبل كه نگارنده ياد مى‏ دهد زن‏ها بر سرشان يك پارچه مربّعى را دولا كرده مثلّث مى ‏ساختند و آن را به سر مى ‏انداختند چنانكه زاويه منفرجه در پشت سر آنها در آخر كمر واقع مى ‏شد و دو زاويه حاده در جنبين و چون آن را در […]