نظرات جان ناس دربارۀ وهابيت

شماره مقاله 801 در كتاب «تاريخ جامع اديان»[1] تأليف «جان ناس» مترجم على اصغر حكمت در صفحه 529 نوشته است: نهضتى ناشى از تجديد حيات و اصلاح مذهبى در قلب كشورهاى اسلام مى‏ باشد كه در قرن 18 در داخل عربستان به وقوع  پيوست و آن نهضت وهابيه است اين اصلاح مذهبى به كلى مايه مبادى […]

سرگذشت محمد بن عبدالوهاب و عقايد او

مقاله شماره 798 گلدزيهر در كتاب فرقه ‏ها در صفحه 624 نوشته است: محمد بن عبدالوهاب در سال 1201 هجرى 1787 م  در نجد نوشته ‏هاى ابن تيميه را با شور فراوان بررسى نمود و نفوذش به عراق رسيد تا تشكيل دولتى در ميان عربستان برپا گشت. محمد بن سعود كه حمايت كننده او بود به جنگ پرداخت جنبش […]

ابن تيميه

مقاله شماره 791 در كتاب مناظرات امام فخر رازى دنباله بحث احمد حنبل در باره ابن تيميه چنين مى‏ نويسد: احمد بن تيميه فقيه و محدث و متكلم حنبلى بر ضد آزاد انديشى و نوگرائى قيام كرد كتابهائى در باره مكتب حنبلى و رد مذاهب ديگر تدوين كرد. شيخ الاسلام احمد بن تيميه حرانى كتاب او مسمىٰ  به ” العقيدة […]

امام احمد حنبل

مقاله شماره 792 يكى از فرق چهارگانه اهل سنت مكتب يا مشرب حنبلى ‏ها است چهار فرقه اهل سنت عبارتند از: مالكى، شافعى، حنفى، حنبلى و موسس حنفى ابوحنيفه است كه امام اعظم نامند. در كتاب مناظرات[1] امام فخر رازى در باره مذاهب اهل سنت ترجمه و تحقيق دكتر يوسف فضائى در صفحه 187 مى ‏نويسد: احمد حنبل ابوعبدالله […]

نظرات پطروشفسكي دربارۀ خوارج

شماره مقاله 800 هم چنان كه در ديگر آثارم عرضه داشته ‏ام مستشرقين بزرگ  به واسطه مدارك بسيار كه از شرق بالاخص از ايران به ثمن بخس خريدارى شده و يا به لطائف الحيل تهيه كرده ‏اند به راحتى قادر به تدوين اثرى شده و به فارسى برگردانده ‏اند و  عده اي  به  واسطه غرب […]

خوارج نقل از كتاب تاريخ فلسفه در جهان اسلام

شماره مقاله 796 كتاب پر ارج “تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ” حنا الفاخورى- خليل الجر” ترجمه عبدالمحمد آيتى در دو مجلد در جلد اول صفحه 111 نوشته ‏اند: وقتى اصحاب على (ع) از نتيجه حكميت آگاه شدند و اهل شام معاويه را اميرالمؤمنين خواندند گروهى از ياران على بر او خروج كردند و به حرورية  پيوستند همه اينها […]

وهابیت و ریشه های آن – خوارج

شماره مقاله 797 در دوره اسلام از عهد خلافت على بن ابيطالب (ع) مرسوم شد هر كسى را كه با دولت وقت يا خليفه ‏اى كه به رأى جماعت معين شده است مخالفت ورزد و از اطاعت او خارج شود خارجى بنامند و جمع اين كلمه خوارج است يعنى خروج كنندگان بر حكومت و سركشى كنندگان. […]